سه‌گانهٔ جدید قدرت جهانی ترمپ؟

تلاش او برای نزدیک شدن به پوتین و شی جین‌پینگ از طریق برگزاری نشستی مشابه «یالتای دوم»، می‌تواند اتحادهای امریکا را در داخل و خارج از کشور از هم بپاشد.

نویسنده: هیئت تحریریه (The Editorial Board)

منبع: وال‌استریت ژورنال (The Wall Street Journal)

چهار شنبه ۲۱ اکتبر ۲۰۲۶ مطابق ۲۹ میزان ۱۴۰۵

——————————————-

دشوار است بتوان دریافت که دونالد ترمپ، رئیس‌جمهور ایالات متحدۀ امریکا، در هر مقطع زمانی دقیقاً چه هدفی را دنبال می‌کند؛ زیرا تصمیم‌ها و اقدامات او تا حد زیادی بر اساس انگیزه‌های لحظه‌ای و ملاحظات تاکتیکی شکل می‌گیرند. با این حال، او از مدت‌ها پیش در پی دستیابی به توافق‌های بزرگ و فراگیر با روسیه و چین بوده است. اکنون نیز ممکن است همین انگیزه در پسِ موضع‌گیری‌های او قرار داشته باشد؛ آن‌هم در شرایطی که خصومت خود را در برابر اوکراین و اروپا تشدید کرده و برای برگزاری نشستی مشابه «یالتای دوم» با ولادیمیر پوتین و شی جین‌پینگ، در تلاش برای نزدیک شدن به آنان است.

البته، تشبیه وضعیت کنونی به کنفرانس یالتا کاملاً دقیق نیست؛ زیرا در سال ۱۹۴۵، استالین و چرچیل از متحدان ایالات متحدۀ امریکا بودند، در حالی که روسیه و چین امروز از رقیبان و مخالفان امریکا به شمار می‌روند. با این وجود، سه رهبر حاضر در کنفرانس یالتا تلاش کردند جهان را میان خود به حوزه‌های نفوذ تقسیم کنند و خطر آنچه ترمپ اکنون برای پذیرش آن ابراز آمادگی کرده، دقیقاً در همین نکته نهفته است. همان‌گونه که پیش از انتخابات سال ۲۰۲۴ نوشته بودیم، این موضوع یکی از نگرانی‌های اصلی ما دربارۀ دور دوم ریاست‌جمهوری او بود.

پوتین پیشنهاد برگزاری نشستی میان این سه رهبر را برای حل‌وفصل جنگ اوکراین مطرح کرده است. دیکتاتور روسیه پس از نزدیک به پنج سال هنوز نتوانسته اوکراین را تسخیر کند و شاید اکنون به این نتیجه رسیده باشد که تحقق هدف او در تسخیر این کشور، به گشودن جبهۀ دومی در عرصۀ سیاست جهانی وابسته است.

ترمپ در هفتۀ جاری اشاره کرد که برای شرکت در چنین نشستی آمادگی دارد. او گفت:

«هر کاری که بتوانم برای پایان دادن به جنگ انجام دهم، انجام خواهم داد؛ چه کسی در آن حضور داشته باشد و چه نداشته باشد. هر آنچه از دستم برآید، برای پایان دادن به جنگ انجام می‌دهم.»

رئیس‌جمهور امریکا در هفته‌های اخیر از اعمال تعرفه‌های جدید بر نفت روسیه و تحریم‌های تازه علیه این کشور صرف‌نظر کرده است. او همچنان با اجازه دادن به ورود تیل دیزل روسیه به بازارهای جهانی، زمینۀ تزریق منابع مالی تازه به ماشین جنگی پوتین را فراهم کرده است.

سیاست جدید ترمپ بیش از آن‌که به اعمال فشار فرصت‌طلبانه بر اوکراین شباهت داشته باشد، به تلاشی گسترده‌تر برای ایجاد صلحی ظاهری و فریبنده از راه مماشات با پوتین می‌ماند. در همین حال، ترمپ ماه‌هاست که در پی دستیابی به توافقی با شی جین‌پینگ است. آیا آنچه ترمپ می‌خواهد به‌عنوان میراث سیاسی خود برجا بگذارد، نوعی سازش گسترده‌تر با هر دو رهبر است؟ اگر چنین باشد، او در داخل و خارج از کشور خود را در معرض مشکلات جدی قرار می‌دهد.

هرگونه نشست میان شی جین‌پینگ، پوتین و ترمپ که هدف آن تعیین سرنوشت اوکراین از سوی این سه رهبر باشد، اشتباهی خواهد بود که می‌تواند بذر یک منازعۀ بزرگ‌تر را بکارد؛ وضعیتی که بی‌شباهت به کنفرانس نخست یالتا نیست؛ کنفرانسی که مرزبندی‌های دوران جنگ سرد را شکل داد. این خطر به‌ویژه از آن جهت جدی‌تر است که شی جین‌پینگ و پوتین برای تضعیف منافع و نفوذ امریکا با یکدیگر همکاری می‌کنند.

شکل‌گیری یک سه‌گانۀ جدید قدرت که جهان را به حوزه‌های نفوذ میان خود تقسیم کند، اعتبار جهانی امریکا را به‌عنوان متحدی قابل اعتماد از میان خواهد برد. شاید متحدان ایالات متحدۀ امریکا این روزها آماج فشارها و انتقادهای واشنگتن قرار گرفته باشند، اما شبکۀ اتحادهای امریکا، از سازمان پیمان اتلانتیک شمالی (ناتو) گرفته تا جاپان، کوریای جنوبی و آسترالیا، این امکان را برای واشنگتن فراهم می‌کند که پیش از آن‌که تهدیدها به مرحلۀ خطرناک برسند، از تجاوز جلوگیری کند و صلح را حفظ نماید.

هرگونه صلح تحمیلی در اوکراین، ناتو را دچار شکاف خواهد کرد و این پیام را به متحدان امریکا در منطقۀ اقیانوس آرام خواهد فرستاد که ایالات متحدۀ امریکا دوستی خطرناک است. از دیدگاه عملی، ما تردید داریم که حتی ترمپ بتواند اوکراین را به تسلیم شدن وادار کند. افزون بر این، اگر او کمک‌های استخباراتی و حمایت امریکا در شناسایی و تعیین اهداف نظامی را قطع کند، مسئولیت صحنه‌های هولناک کشتار و خون‌ریزی که پس از آن رخ خواهند داد، متوجه خود رئیس‌جمهور خواهد بود.

در مورد اتحاد با چین نیز نباید بیش از حد خوش‌بین بود. ممکن است ترمپ بخواهد از چین تعهد بگیرد که به ایران کمک نکند؛ اما پرسش این است که رهبر حزب کمونیست چین در برابر چنین تعهدی چه بهایی مطالبه خواهد کرد؟

تایوان در ژرفای اندیشه و محاسبات راهبردی شی جین‌پینگ جایگاه ویژه‌ای دارد. او در پی آن است که این جزیره را بدون پذیرش خطر محاصرۀ دریایی یا حملۀ نظامی، تحت سلطۀ خود درآورد. باید انتظار داشت که شی جین‌پینگ از هر فرصتی که در روابط با ترمپ به دست آورد، برای بیرون راندن ایالات متحدۀ امریکا از منطقۀ اقیانوس آرام بهره‌برداری کند. این تلاش ممکن است شامل کاهش حمایت امریکا از ۲۳ میلیون انسان آزادی‌خواهی نیز باشد که در آن سوی تنگۀ تایوان زندگی می‌کنند.

ترمپ گفته است که چنین نشستی بر موضوع «خلع سلاح هسته‌ای» تمرکز خواهد داشت. در این زمینه، باید این امتیاز را به رئیس‌جمهور داد که به توافق‌های کنترول تسلیحات پایان داده است؛ توافق‌هایی که روسیه به آن‌ها پایبند نبود و چین نیز حاضر به امضای آن‌ها نمی‌شد.

بی‌تردید، باید تلاش کرد تا بیجینگ را واداشت گسترش چشمگیر زرادخانۀ هسته‌ای خود را بپذیرد و دربارۀ آن پاسخ‌گو باشد. اما بیجینگ تا زمانی که از نظر توانایی هسته‌ای در جایگاهی برابر با ایالات متحدۀ امریکا قرار نگیرد، تمایلی به گفت‌وگو دربارۀ سلاح‌های هسته‌ای ندارد.

در عرصۀ سیاست داخلی ایالات متحدۀ امریکا نیز ممکن است مشاوران ترمپ به او بگویند که رأی‌دهندگان امریکایی به «نظم جهانی» شکل‌گرفته پس از سال ۱۹۴۵ اهمیتی نمی‌دهند. اما مردم امریکا می‌دانند که چین و روسیه دوستان این کشور نیستند و هنگامی که نشانه‌های مشکلات و تهدیدهای قریب‌الوقوع را در خارج از کشور مشاهده می‌کنند، آن‌ها را تشخیص می‌دهند.

قانون‌گذاران حزب جمهوری‌خواه از هم‌اکنون نیز از سیاست مماشات رئیس‌جمهور با پوتین ناخشنود هستند؛ به‌ویژه با توجه به این‌که ترمپ تاکنون نتوانسته است توان نظامی ایالات متحدۀ امریکا را بازسازی و تقویت کند.

از زمان جنگ ویتنام به این‌سو، ائتلاف سیاسی حزب جمهوری‌خواه همواره شامل طرفداران سرسخت تقویت توان دفاعی و جریان‌های موسوم به «جکسونی‌ها» بوده است؛ کسانی که از رهبری امریکا در جهان حمایت می‌کنند، هرچند با ماجراجویی‌های نظامی مخالف باشند.

واگذار کردن اروپا به روسیه و منطقۀ اقیانوس آرام به چین، شکاف بزرگی را در درون حزب جمهوری‌خواه ایجاد خواهد کرد. ممکن است ترمپ تنها دو هفته با تبدیل شدن به رئیس‌جمهوری فاقد نفوذ مؤثر سیاسی، یا به اصطلاح «اردک لنگ»، فاصله داشته باشد و شاید سرانجام شماری از سناتورهای جمهوری‌خواه جرئت پیدا کنند که صدای اعتراض خود را بلند کنند.

درست است که کانگرس و محاکم نمی‌توانند رئیس‌جمهوری مصمم را در عرصۀ سیاست خارجی متوقف کنند، اما می‌توانند او را وادار سازند که بهای سیاسی تصمیم‌های خود را بپردازد.

برگزاری «یالتای دوم» را می‌توان بدترین اندیشۀ دور دوم ریاست‌جمهوری ترمپ دانست؛ اندیشه‌ای که با دنبال کردن آن، رئیس‌جمهور بسیار فراتر از میراث سیاسی شخصی خود را به خطر خواهد انداخت.

مقالات مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button