زمستان سخت در کابل؛خانوادهها در تکاپوی گرمایش با جیبهای خالی

با سردتر شدن هوای کابل، افزایش بیسابقه قیمت مواد سوختی خانوادههای پایتخت را زیر فشار سنگین قرار داده است. خبرنگار آگاه در گزارشی میدانی از بازارهای کابل، روایت میکند که چگونه بسیاری از خانوادهها میان خرید نان یا چوب یکی را باید انتخاب کنند.
گزارش میدانی – خبرنگار آگاه از کابل
هنوز برف نباریده، اما در کوچههای کابل بوی زمستان نفس مردم را تنگ کرده است. صبح زود که بهسوی بازار چوبفروشی دهمزنگ رفتم، دود آتشدانیهای کوچک دستفروشها در هوا میرقصید و جمعی از مردم با چهرههای نگران، قیمتها را میپرسیدند.
حسینگل، مردی پنجاهساله که دستهای ترکخوردهاش را با آستین چرکین پنهان میکرد، با صدایی خسته گفت:
«بهخدا امسال نمیدانم خانه را گرم کنم یا بچهها را سیر. یک خروار چوب شده یازده هزار افغانی، ما از کجا بیاریم؟»
چند قدم جلوتر، زنی جوان که کودکش را در بغل داشت، زیر لب غر میزد:
«همهچیز گران شده؛ حتی یک بوتل تیل گاز هفتاد افغانی. این قیمت برای مردم عادی نیست، برای سرمایهدارهاست.»
گزارشها میگویند طی دو ماه گذشته قیمت چوب، ذغالسنگ و گاز در کابل تا دو برابر افزایش یافته است. در حالی که بسیاری از خانوادهها درآمد روزانه کمتر از صد افغانی دارند، این افزایش برایشان ضربه سنگینی است.
در بازار چوبفروشی، نادر، صاحب یک دکان کوچک که چوبها را روی هم چیده بود، به خبرنگار آگاه گفت:
«والله مردم فکر میکنند ما قصداً قیمت را بالا میکنیم، اما همهچیز از سر ما گذشته. حملونقل گران شده، عرضه کم است و مافیا هم در بازار رخنه کرده.»
در بخش دیگری از بازار، پیرمردی که تنها کت نازکی بر تن داشت، با تأسف گفت:
«زمستان کابل همیشه سخت است، اما امسال سختتر. بچههایم شبها از سردی میلرزند. اگر قیمتها همینطور بره بالا، نمیدانم چه کنیم.»
با پایین آمدن تولید برق در فصل سرما و قطعهای پیهم، بیشتر خانوادهها مجبورند از چوب و ذغال استفاده کنند، اما افزایش قیمت این مواد، آنان را در بنبست کامل قرار داده است.
آگاهان اقتصادی نیز هشدار میدهند که این وضعیت تنها یک مشکل فصلی نیست.
حمید خطیبی، پژوهشگر اقتصاد، میگوید:
«وقتی عرضه مواد سوختی ثابت است اما قیمتها بیدلیل بالا میرود، این یعنی بازار از کنترل بیرون شده. نبود نظارت دولت زمینه را برای مافیا مساعد کرده است.»
با ادامه این روند، زمستان امسال برای بسیاری از خانوادهها نهفقط سرد؛ بلکه خطرناک خواهد بود.
تحلیل آگاه
مشاهدات میدانی در کابل نشان میدهد که افزایش قیمت مواد سوختی دیگر یک خبر ساده اقتصادی نیست، بلکه واقعیت تلخی است که زندگی هزاران خانواده را فلج کرده است. در کشوری که بیشتر مردم درآمد ثابت ندارند و هزینهها هر روز بالا میرود، گرمایش نه یک انتخاب، بلکه مسئله بقاست.
فشاری که خانوادهها امروز احساس میکنند، نشانهای از یک بحران ساختاری است:
نبود مدیریت بازار، نبود سیاست انرژی، نبود نظارت دولتی و سوءاستفاده گروههای سودجو. از طرفی، سرمای زمستان و قطع برق باعث شده هر خانوادهای ناگزیر به خرید چوب یا ذغال شود؛ موادی که زمانی ارزان بودند، اما حالا تبدیل به کالای لوکس شدهاند.
این بحران، نه فقط اقتصاد مردم را، بلکه روان آنان را نیز آسیب میزند. وقتی پدری نمیتواند خانهاش را گرم کند و کودکان از سردی میلرزند، اعتماد اجتماعی از بین میرود و نارضایتی پنهان افزایش مییابد. اگر اقدامات فوری انجام نشود، ممکن است این زمستان به یکی از سختترین زمستانهای سالهای اخیر تبدیل شود—زمستانی که در آن، گرم نگهداشتن خانه، یک چالش بزرگ و گاهی ناممکن خواهد بود.



