زیر نقاب وحدت؛ وقتی طالبان در درون خود می‌لرزد

در ظاهر، طالبان تلاش می‌کند چهره‌ای از وحدت، اطاعت و یکپارچگی مطلق ارائه دهد، اما هر بار که مقامات رسمی با اصرار می‌گویند «هیچ اختلافی وجود ندارد»، نشانه‌ای است از جایی که در حقیقت اختلاف پنهان در حال جوشیدن است. ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان، بارها گزارش‌ها درباره اختلافات درونی را رد کرده و آن‌ها را «بی‌اساس» خوانده است، ولی این رد رسمی دقیقاً همان حرفی است که همه گروه‌ها وقتی از ترس افشای بحران‌هایشان استفاده می‌کنند.

اما واقعیت از پشت پرده چیز دیگری است. گزارش‌ها و فایل‌های صوتی منتشرشده — از جمله سخنان ملا هبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان — نشان می‌دهد او آشکارا درباره خطری که از اختلافات درونی امارت اسلامی افغانستان را تهدید می‌کند هشدار داده است و اعتراف کرده که اختلافات می‌تواند «سقوط» و «پایان» امارت را به دنبال داشته باشد.

این تضاد میان ادعای رسمی وحدت و ادعای رهبر گروه نسبت به بحران درونی دقیقاً همان نقطه‌ای است که تحلیل را به یک پرسش‌گرایی جدی و شکست روایت تبلیغاتی تبدیل می‌کند:
اگر هیچ اختلافی نیست، چرا رهبر این گروه درباره فروپاشی ناشی از اختلاف هشدار می‌دهد؟

برای فهم بهتر این چالش، باید به دو جناح مهم در درون طالبان نگاه کرد که گزارش‌های متعدد رسانه‌ای و اطلاعات میدانی آن‌ها را تصویر کرده‌اند:

🔹 جناح تندرو کندهاری که به رهبری هبت‌الله و حلقه نزدیک او عمل می‌کند و روی سیاست‌های کاملاً سختگیرانه، انزوای بین‌المللی و تفسیر بسیار محافظه‌کار از شریعت اصرار دارد.
🔹 جناح کابل‌نشین که شامل مقام‌های ارشدی است که به تعامل محدود با جهان، راه‌حل‌های اقتصادی و اصلاحات دست‌کم در سطح مدیریت حکومتی فکر می‌کنند.

این دو جناح، نه فقط در نگاه سیاسی—ایدئولوژیک با هم تفاوت دارند، بلکه بر سر کنترل واقعی منابع قدرت، پروژه‌های حکومتی و تفسیر شریعت و حکومتداری با هم اختلاف فاحش دارند.
برای مثال، تصمیم بحث‌برانگیز قطع اینترنت در افغانستان در سپتامبر ۲۰۲۵ که منجر به بحران اطلاعاتی شد، با مخالفت برخی مقام‌های کابل‌نشین روبه‌رو شد و در نهایت برای مدتی کوتاه بازگشایی شد — اقدامی که تحلیل‌گران آن را نشانه‌ای از درگیری عملی میان جناح‌ها بر سر قدرت کنترل اطلاعات و سیاست عمومی تلقی کردند.

این اختلافات فقط سیاسی نیستند؛ آن‌ها اجتماعی و ساختاری هم هستند:

  • کنترل پست‌های کلیدی در کابینه و وزارت‌ها در دست حلقه کندهاری است،
  • در مقابل، نفرات نزدیک به شبکه حقانی (که بیشترین حضورش در نهادهای امنیتی دیده می‌شود) خواستار سهم بیشتر و تغییر در رویکرد حکومتی‌اند.
    این شکاف‌ سیاسی در نهایت تبدیل به تعارض اجرایی و عملکردی در حکومت‌داری افغانستان شده است.

با این حال، طالبان تلاش می‌کنند این اختلافات را تبلیغاتی و بی‌اهمیت جلوه دهند. ملا عبدالغنی برادر، معاون اول نخست‌وزرای طالبان، در واکنشی رسمی گفت که هیچ اختلافی وجود ندارد و همگی در کنار هم هستند، و رسانه‌ها را به سبب انتشار اخبار اختلاف متهم کرد.

اما سکوت برخی چهره‌های کلیدی، اظهارات متناقض دیگر مقام‌ها و شواهد منتشرشده از کشمکش‌های قدرت خبر از واقعیتی تلخ‌تر می‌دهد:
این اختلاف‌ها در سطوح بالای قدرت طالبان، از سیاست‌گذاری داخلی تا رابطه با جهان و نحوه اداره امنیت و اقتصاد نمایان است.

پرسش مهمی که باید مطرح کنیم این است:
اگر اختلافات ریشه‌ای است، چرا طالبان تا این حد تلاش می‌کنند آن را انکار کنند؟ آیا این فقط یک نمایش رسانه‌ای برای حفظ وجهه است یا نشان‌دهنده هراسی واقعی از فروپاشی حکومتی؟

پاسخ به این پرسش مهم، نتیجه‌ای دارد که فراتر از یک تحلیل خبری است و به اعتبار حکومت طالبان و آینده افغانستان برمی‌گردد:
اگر اختلافات داخلی ادامه یابد و جناح‌ها نتوانند میان خود سازش کنند، این شکاف‌ها می‌توانند نه فقط به یک منازعه پنهان، بلکه به یک بحران علنی و کشمکش‌های خونین تبدیل شوند—چیزی که در تاریخ سیاسی افغانستان مسبوق به سابقه است.

در پایان، پیام روشن و هشداردهنده این تحلیل این است:
طالبان اگر نتوانند این اختلافات درونی را مدیریت کنند، نه‌تنها مشروعیت حکومتی‌شان تضعیف خواهد شد، بلکه خودِ حاکمیت‌شان در معرض فروپاشی قرار دارد. آینده سیاسی و امنیتی افغانستان، در گرو این است که طالبان بین سیاست منسجم، پاسخ‌گویی به مردم و ساختار حکومتی فراگیر راهی بیابند—نه فقط شعار وحدت را تکرار کنند.

مقالات مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button