
غزنی در آستانه تشنگی؛ فرو رفتن آبها و فروپاشی امیدها
باشندگان ولایت غزنی از کاهش بیسابقه سطح آبهای زیرزمینی شکایت دارند و میگویند در مقایسه با سال گذشته، آب چاهها در برخی مناطق تا ۳۰ متر پایین رفته و دهها خانواده با کمبود شدید آب روبهرو شدهاند؛ بحرانی که هر سال عمیقتر میشود.
خبرگزاری آگاه
شماری از باشندگان غزنی میگویند که سطح آبهای زیرزمینی در بخشهای مختلف این ولایت بهگونه نگرانکنندهای کاهش یافته است.
به گفته آنان، در مقایسه با سال گذشته، سطح آب در چاهها میان ۱۰ تا ۳۰ متر پایین رفته و بسیاری از خانوادهها با کمبود شدید آب آشامیدنی و زراعتی روبهرو شدهاند.
عبدالعزیز، باشنده غزنی میگوید: «امسال خودم چاه زدم، آب در ۳۵ متری بود، اما حالا سطح آب به ۷۲ متر رسیده است.»
سیدالله، یکی دیگر از باشندگان غزنی میافزاید: «اینجا سطح آب نسبت به سال گذشته حدود ۱۴ متر کاهش یافته و هر بار که چاهها حفر میشود، سطح آب پایینتر میرود.»
شماری از مردم غزنی خواهان رسیدگی بنیادی به معضل کمآبی در این ولایت هستند.
عبدالله، باشنده غزنی گفت: «خواست ما از مردم این است که در مصرف آب صرفهجویی کنند و از دولت هم میخواهیم بندهای آب و ذخیرهگاهها را بسازد تا هنگام بارندگی، آب ذخیره شود.»
این در حالی است که کاهش سطح آب تنها به غزنی محدود نمیشود و در بسیاری از ولایتهای کشور، کمآبی زندگی مردم را با مشکلات جدی روبهرو کرده است.
تحلیل آگاه | غزنی تشنه است، دولت غایب
کاهش چشمگیر سطح آب در غزنی فقط یک پدیده طبیعی نیست؛ این بحران، نتیجه سالها بیبرنامگی، مدیریت ناکارآمد منابع و بیتوجهی به آینده زیستمحیطی کشور است. وقتی باشندگان یک ولایت مجبور میشوند هر سال چاهها را دهها متر عمیقتر بزنند، یعنی طبیعت دیگر توان جبران ندارد و دولت هم هیچ نقشهای برای نجات ندارد. در چنین شرایطی، مردم بهجای آنکه آب را مدیریت کنند، ناچار میشوند با رقابت مرگبار بر سر آخرین قطرهها زندهگی کنند.
در غزنی، چاههای عمیق به جای راهحل، به بخشی از مشکل تبدیل شدهاند. هرچه بیشتر حفر میشود، سطح آب پایینتر میرود و این چرخه معیوب ادامه پیدا میکند. نبود بندهای آب، ذخیرهگاهها و سیستمهای مدیریت منابع باعث شده که بارندگیهای موسمی هدر برود و در فصل خشکسالی، مردم بیدفاع بمانند. این یعنی دولت نهتنها بحران را حل نکرده، بلکه عملاً اجازه داده طبیعت تخریب شود و جامعه فرسوده گردد.
کمآبی فقط تشنگی نیست؛ کمآبی یعنی مهاجرت، فقر، بیکاری و فروپاشی اجتماعی. وقتی آب نباشد، زراعت میمیرد. وقتی زراعت بمیرد، روستاها خالی میشوند و شهرها پر از بیکاران ناامید. غزنی امروز تصویر آینده بسیاری از ولایتهاست اگر سیاستهای فعلی ادامه پیدا کند.
طالبان از «ثبات» سخن میگویند، اما ثبات بدون آب، یک دروغ بزرگ است. دولتی که نتواند ابتداییترین نیاز مردم یعنی آب را تأمین کند، نمیتواند از توسعه، خودکفایی یا آینده سخن بگوید. بحران آب در غزنی آزمونی است که حکومت در آن مردود شده است؛ نه بهخاطر کمبود باران، بلکه بهخاطر کمبود اراده و برنامه.
اگر امروز برای آب تصمیم گرفته نشود، فردا مردم برای زندهماندن تصمیمهای خطرناکتری خواهند گرفت؛ ترک خانه، ترک زمین، ترک کشور. غزنی تشنه است، اما خطر اصلی این است که افغانستان دارد به سرزمین تشنگی عادت میکند—و این خطرناکترین شکل بحران است.



