جنگ درون‌خانه‌ای طالبان؛ عضو استخبارات این گروه در قلب هرات ترور شد


در حالی‌که طالبان مدعی «تأمین امنیت سراسری» هستند، منابع محلی در هرات از کشته‌شدن یکی از اعضای استخبارات این گروه در ناحیه ششم شهر خبر می‌دهند؛ رویدادی که بار دیگر از شکاف‌های امنیتی و درگیری‌های پنهان در درون ساختار طالبان پرده برمی‌دارد.


خبرگزاری آگاه

براساس روایت منابع محلی از ولایت هرات، فردی به‌نام مولوی اسماعیل، عضو استخبارات گروه طالبان، به‌گونه‌ای مرموز کشته شده است.

منابع روز دوشنبه، ۶ دلو/بهمن، به رسانه‌ها تأیید کردند که این رویداد روز گذشته در ناحیه ششم شهر هرات رخ داده است. به‌گفته‌ی آنان، مولوی اسماعیل در نظام پیشین نیز فعالیت داشته و پس از بازگشت طالبان به قدرت، در استخبارات این گروه مشغول کار بود.

تا زمان نشر این گزارش، گروه طالبان در مورد چگونگی این قتل و عاملان آن اظهار نظر نکرده‌اند.

پیش از این نیز چندین مقام و عضو طالبان در ولایات مختلف هدف قرار گرفته‌اند و در بیش‌تر موارد، این قتل‌ها به «افراد ناشناس» نسبت داده شده است.

در یکی از موارد مشابه، قاری حکیم‌الله عرب، مسئول عشر و زکات طالبان در ولسوالی آقچه‌ی جوزجان، پیش‌تر توسط افراد ناشناس کشته شد.

ناظران می‌گویند این رویدادها نشان می‌دهد که ناامنی و حذف فیزیکی حتی در میان بدنه‌ی طالبان نیز ادامه دارد.


تحلیل آگاه

کشته‌شدن یک عضو استخبارات طالبان در مرکز شهر هرات، فقط یک حادثه امنیتی ساده نیست؛ این رویداد نشانه‌ی ترک‌های عمیق در ساختار قدرت گروهی‌ست که خود را «ضامن امنیت» افغانستان معرفی می‌کند.

طالبان بیش از سه سال است که از «ثبات کامل» سخن می‌گویند، اما واقعیت میدانی چیز دیگری را فاش می‌سازد: ناامنی، بی‌اعتمادی و حذف فیزیکی حتی در درون خود این گروه جریان دارد. وقتی یک عضو استخبارات در قلب یک شهر بزرگ کشته می‌شود و هیچ توضیح شفافی داده نمی‌شود، این پیام را منتقل می‌کند که طالبان یا نمی‌توانند از نیروهای خود محافظت کنند، یا نمی‌خواهند حقیقت را آشکار سازند.

نکته مهم‌تر این است که بسیاری از اعضای طالبان، به‌ویژه کسانی که پیشینه‌ی همکاری با نظام پیشین داشته‌اند، اکنون در موقعیت‌های مبهم و پرخطر قرار دارند. فضای امنیتی کنونی نه‌تنها بر شهروندان عادی، بلکه بر خود بدنه‌ی طالبان نیز سایه‌ی ترس و سوءظن انداخته است.

از سوی دیگر، هم‌زمان با این قتل‌ها، گزارش‌های گسترده‌ای از بازداشت، ناپدیدسازی و تعقیب نظامیان و کارمندان حکومت پیشین منتشر می‌شود. این روند نشان می‌دهد طالبان نه‌تنها به تعهدات‌شان درباره «عفو عمومی» پای‌بند نمانده‌اند، بلکه سیاست حذف و انتقام را به‌صورت ساختاری نهادینه کرده‌اند.

وقتی حذف فیزیکی به ابزار مدیریت قدرت تبدیل شود، هیچ‌کس در امان نیست؛ نه مردم، نه مخالفان و حتی نه خود اعضای حاکمیت. امنیتی که بر ترس، سکوت و سرکوب بنا شود، پایدار نمی‌ماند. قتل مولوی اسماعیل شاید فقط یک نام در فهرست قربانیان باشد، اما نشانه‌ای جدی از آن است که طالبان در حال خوردن از درون‌اند.

این همان جایی‌ست که پروژه‌ی «امنیت طالبانی» فرو می‌ریزد: امنیتی که نه بر قانون استوار است، نه بر شفافیت، و نه بر اعتماد؛ بلکه بر حذف، پنهان‌کاری و زور.

مقالات مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button