
ایران و چین چگونه صفحهٔ شطرنج جنگ را شکل دادند
بقلم: پهپه اسکوبار (Pepe Escobar)
منبع: The Cradle
۱۸ مارچ ۲۰۲۶ مطابق ۲۷ حوت ۱۴۰۴
ترجمه: سیمیر بیات
——————————-
واکنش چین به جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، بر دو مسیر موازی استوار است؛ مسیری دیپلماتیک و مسیری نظامی.
به بیان دیگر، چین این جنگ را هم بهعنوان یک تنش شدید سیاسی ـ دیپلماتیک و هم بهعنوان یک تهدید نظامی جدی تلقی میکند.
سخنگوی نظامی چین، از ارتش آزادیبخش خلق، با زبان تمثیل سخن میگوید. او ایالات متحده را «معتاد به جنگ» توصیف کرده و اشاره نموده است که این کشور در تاریخ نسبتاً کوتاه خود، تنها مدت اندکی را در صلح سپری کرده است. از دید چین، امریکا نهتنها یک تهدید جهانی، بلکه یک تهدید اخلاقی نیز بهشمار میرود.
در همین حال، شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، بر ایجاد پیوندی پایدار میان مارکسیسم و اندیشههای کنفوسیوسی تمرکز دارد. در اندیشهٔ کنفوسیوس، دقت در کاربرد زبان و بیان، نقش اساسی در حکومتداری دارد. بر همین اساس، چین تلاش دارد نقدی تدریجی، اخلاقی و نظاممند بر جنگ انتخابی امریکا علیه ایران ارائه کند و آن را نشانهای از دست رفتن قطبنمای اخلاقی در سیاست امریکا جلوه دهد.
کشورهای جنوب جهانی این پیام را بهخوبی درک میکنند.
-تغییر قواعد جنگ
در عرصهٔ میدانی نیز، نشانههایی وجود دارد که چین در تغییر قواعد جنگ در ایران نقش داشته است.
شبکهٔ نظامی ایران اکنون بهطور کامل به سیستم ماهوارهای «بیدو» چین متصل شده است. این امر موجب افزایش دقت حملات ایران و کاهش تأثیر اختلالات الکترونیکی (جمینگ) شده است. بیش از ۴۰ ماهوارهٔ این سیستم در مدار قرار دارد و بهعنوان نوعی «دیوار دیجیتالی» در برابر عملیات امریکا و اسرائیل عمل میکند.
در چارچوب مشارکت راهبردی ۲۵ ساله میان ایران و چین، تجهیزات راداری دوربرد نیز در اختیار ایران قرار گرفته که با سیستمهای ماهوارهای یکپارچه شدهاند. نتیجهٔ این همکاری، کاهش قابل توجه زمان واکنش ایران نسبت به جنگهای پیشین است.
در همین حال، روسیه نیز در مسیر موازی به ایران کمک کرده است؛ بهویژه در بهرهگیری از تجربیات جنگ اوکراین در مقابله با سیستمهای غربی مانند «پاتریوت» و «IRIS-T». این همکاری شامل هماهنگی پیشرفته میان حملات پهپادی و موشکی نیز میشود؛ روشی که در مراحل اخیر عملیات نظامی ایران تأثیرات ویرانگری بر جای گذاشته است.
-بازی «گو» و نقش «پترویوآن»
یکی از مهمترین تحولات، مربوط به تنگهٔ هرمز است. ایران اعلام کرده است که عبور نفتکشها تنها در صورتی مجاز خواهد بود که معاملات نفتی آنها به «یوان» چین انجام شده باشد — نه به دالر و نه به یورو.
این اقدام در ادامهٔ روندی است که چین از سال ۲۰۲۲ آغاز کرد؛ زمانی که کشورهای صادرکنندهٔ نفت را تشویق نمود تا معاملات انرژی را در بورس شانگهای و با ارز یوان انجام دهند.
این سیاست با برنامهٔ پنجسالهٔ جدید چین نیز همخوانی دارد؛ برنامهای که اهداف گستردهای از رشد اقتصادی، توسعهٔ اقتصاد دیجیتال، انرژی سبز، بهبود محیط زیست و نوآوریهای تکنولوژیک را تا سال ۲۰۳۰ و فراتر از آن دنبال میکند.
چین اقتصاد، انرژی، محیط زیست، آموزش و صحت را بهعنوان اجزای یک نظام واحد میبیند. این دیدگاه جامع، زمینهساز رهبری چین در آیندهٔ تکنولوژیک جهان است.
-چالش با نظام «پترودالر»
در این چارچوب، تضعیف نظام «پترودالر» اهمیت کلیدی دارد.
ایران با جایگزینسازی «پترویوآن» در یکی از مهمترین گذرگاههای نفتی جهان — تنگهٔ هرمز — عملاً این روند را تسریع کرده است.
بیش از ۲۰ درصد نفت جهان از این مسیر عبور میکند. ایران با این اقدام، یک ابزار مالی قدرتمند ایجاد کرده که برخی آن را به «سلاح مالی» تشبیه میکنند.
در حال حاضر، بخش بزرگی از صادرات نفت ایران با یوان و از طریق سیستم پرداخت «CIPS» انجام میشود. این الگو میتواند برای سایر کشورهای جنوب جهانی نیز قابل پیروی باشد.
بر اساس این رویکرد، تنگهٔ هرمز بهطور کامل بسته نشده، بلکه بهگونهای هدفمند مدیریت میشود: برای کشورهایی که با دالر معامله میکنند محدود، و برای دیگران باز.
-نظم جهانی در حال تغییر
پس از بحران نفتی ۱۹۷۳، نظامی شکل گرفت که بر اساس آن، تجارت نفت به دالر امریکا انجام میشد و درآمدها به اقتصاد امریکا بازمیگشت. این نظام، جایگاه دالر را بهعنوان ارز ذخیرهٔ جهانی تثبیت کرد.
اما اکنون، چین، روسیه و ایران — بهعنوان اعضای بریکس — در خط مقدم ایجاد نظامهای مالی بدیل قرار دارند.
از این منظر، جنگ جاری تنها بر سر نفت نیست؛ بلکه بر سر کنترل نظام مالی جهانی در دهههای آینده است.
-راهبرد ایران: از شطرنج تا «گو»
برخی تحلیلگران، راهبرد ایران را ترکیبی از «شطرنج» (نماد تفکر استراتژیک ایرانی) و بازی چینی «گو» میدانند.
در بازی «گو»، پیروزی نه از طریق حملهٔ مستقیم، بلکه از راه صبر، موقعیتسازی و کنترول تدریجی میدان حاصل میشود.
در این چارچوب، چین با صبر طولانی مدت، زیرساخت های لازم را ایجاد کرده است:
از نهادهای چندجانبه گرفته تا پروژهٔ «کمربند و راه»، سیستمهای مالی جدید و دیپلماسی فعال.
نتیجهٔ این روند آن است که صحنهٔ ژئوپولیتیک جهانی بهگونهای شکل گرفته که مزیت راهبردی بهتدریج بهسوی این محور در حال تغییر است.



