
حمله ایران بر قلب اقتصادی قطر؛ راس لَفّان در آتش و خشم خلیج
حمله بر راس لَفّان، «پایتخت گاز جهان»، خشم شدید دولت خلیج را برانگیخت؛ دولتی که گمان میکرد از تلافی ایران مصون خواهد ماند.
نویسنده: ریچارد اسپنسر، دوحه؛ و دیوید هاردینگ
منبع: روزنامهٔ تایمز
پنجشنبه، ۱۹ مارچ ۲۰۲۶ مطابق ۲۸ حوت ۱۴۰۴
—————————-
اهالی محل راس لَفّان، شهر صنعتی واقع در ۵۵ میل شمال دوحه و تنها یک جادهی صاف از میان بیابان آن را «پایتخت گاز جهان» مینامند. این توصیف چندان بیراه نیست.
این منطقه بدون شک قلب صعود چشمگیر قطر به سوی ثروت، قدرت و نفوذ در دو دههی گذشته بوده است.
همچنین این منطقه قطر را به هدف تلافی ایران تبدیل کرد؛ پس از آنکه بزرگترین میدان گازی ایران، پارس جنوبی، روز چهارشنبه توسط اسرائیلیها هدف حمله قرار گرفت. صبح پنجشنبه، راس لَفّان در آتش میسوخت؛ نشانهای واضح و تازه از تأثیر جنگ میان ایران، اسرائیل و ایالات متحده بر کشورهای عرب خلیج.
قبل از دهه ۱۹۹۰، قطر از فروش نفت بهرهمند بود اما ذخایر و ثروت آن به اندازه همسایگان خلیجیاش، عربستان سعودی، کویت و ابوظبی، نبود.
همه چیز با اختراع دستگاهی به نام «مبادله کنندهی اصلی حرارت کریوژنیک» (MCHE) تغییر کرد. این دستگاه امکان مایعسازی گاز طبیعی به حجم کافی برای صادرات جهانی را فراهم کرد و یک کشور کوچک شبهجزیرهای را به یکی از ستونهای اقتصاد جهان تبدیل نمود.
گاز به منبع انرژی همگانی برای پخت و پز، گرمکردن و حتی رانندگی تبدیل شد و قطر، که اکنون بیش از یک پنجم گاز طبیعی مایعشده (LNG) جهان در آن تولید میشود، به یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان بدل شد. درآمد صادراتی قطر از ۵ میلیارد دالر در ۱۹۹۷ به ۸۸ میلیارد دالر در ۲۰۲۴ رسید.
ورود نسبتاً دیرهنگام کشور به صحنه ژئوپولیتیک جهانی و گرایشهای سیاسی متفاوت آن نسبت به دیگر کشورهای خلیج — حمایت عمده از اخوانالمسلمین در حالیکه دیگران عمدتاً خصمانه اند — نقش متفاوتی به قطر بخشیده است، بهویژه در رابطه با ایران.
در حالیکه قطر، مانند دیگر کشورهای عرب خلیج، از نظر سیاسی با آمریکا همسو است و میزبان بزرگترین پایگاه نظامی آن در منطقه میباشد، طی سالها روابط نسبتاً خوبی با تهران حفظ کرده است. تا حدی این اجتنابناپذیر است؛ زیرا میدان شمالی که تقریباً تمام گاز قطر از آن استخراج میشود، با ایران مشترک است.
دوحه، پایتخت قطر، میزبان حماس است که از سوی ایران تأمین مالی میشود؛ موضوعی که پس از وقایع ۷ اکتوبر ۲۰۲۳ برای قطر به یک دغدغه جدی بدل شد. رهبران قطر همچنین در طول سالها نقش میانجی میان اسرائیل و حماس و همچنین میان آمریکا و ایران را ایفا کردهاند.
آنها گمان میکردند در صورت جنگ از تلافی ایران مصون خواهند ماند؛ اما هدف قرار گرفتن قلب اقتصادی قطر توسط ایران خشم شدیدی برانگیخت.
وزارت امور خارجه قطر این حمله را یک «تشدید خطرناک»، «نقض فاحش حاکمیت ملی» و «تهدید مستقیم به امنیت ملی و ثبات منطقه» دانست.
در بیانیه وزارت آمده است:
«وزارت بارها بر لزوم خودداری از هدف قرار دادن تأسیسات غیرنظامی و انرژی، حتی در داخل خاک جمهوری اسلامی ایران، برای حفظ منابع مردم منطقه و تأمین صلح و امنیت بینالمللی تأکید کرده است. با این حال، طرف ایرانی به سیاستهای تشدیدگرانه خود ادامه میدهد که منطقه را به لبه بحران میکشاند و کشورهای غیرمرتبط را نیز درگیر میسازد.»
با وجود شدت آتش، معجزهای کوچک رخ داد؛ هیچکس آسیب ندید. هشدار ایران مبنی بر هدف قرار دادن تأسیسات نفت و گاز خلیج به عنوان تلافی حمله به پارس جنوبی جدی گرفته شد و تمام نیروی کار راس لَفّان، که در اوج به ۳۰ هزار نفر میرسید، شب چهارشنبه تخلیه گردید.
اما خسارات بصری — زیرا آتش ساعتها ادامه داشت — یادآور این است که با وجود صحبت از «راه خروج» و ترجیح رئیسجمهور ترامپ برای «معاملات»، جنگ در حال تشدید است، نه کاهش.
ترامپ همچنین به ایران هشدار داد که تأسیسات نفت و گاز، که جهان به آن وابسته است، از این پس هدف نبرد قرار نگیرد و تلویحاً اعلام کرد اسرائیل را نیز مجبور خواهد کرد همین کار را انجام دهد.
اما کشورهای عضو شورای همکاری خلیج (GCC) با دو پرسش مهم مواجهاند: تا چه مدت میتوانند پیامدهای آسیبزننده جنگی را که بیشترشان نمیخواستند آغاز شود، تحمل کنند و چگونه میتوانند خود را دوباره به آنچه قبل از جنگ بودند — یک پناهگاه امن و ثروتمند در منطقهای دشوار — بازسازی کنند؟
یک مقام GCC گفت: «بخش عمدهای از مسئولیت آنچه رخ میدهد متوجه آمریکا و اسرائیل است، اما ایران نیز سهم دارد. چرا ما؟ ما همیشه در تلاش بودیم که چنین چیزی رخ ندهد.»
در مورد راس لَفّان و پرسش حیاتی درباره تأمین انرژی جهان، هنوز روشن نیست که این منطقه با چه سرعتی بازسازی خواهد شد. زنجیرهای از واحدهای مایعسازی گاز، معروف به «قطارها»، و سایر زیرساختها به آتش کشیده شد.
رابین میلز، مدیرعامل Qamar Energy و یکی از باتجربهترین مشاوران صنعت نفت و گاز خلیج، گفت:
«این یک فاجعه بزرگ است. البته باید میزان خسارت را دید، اما حملات و آتشسوزیها گسترده بود و تأسیسات LNG حساساند. بازسازی همزمان چندین قطار بیسابقه خواهد بود. چندین قطعه کلیدی زمان طولانی برای ساخت نیاز دارد و کارخانهها تنها میتوانند چند عدد در سال تولید کنند.»



