671321759 962841196227706 1824598076331330208 n

بن‌بست خطرناک در هرمز؛ وقتی واشنگتن و تهران هیچ‌کدام راه عقب ندارند

این تحلیل بر اساس گزارش روزنامه دیلی تلگراف تهیه شده و به بررسی بن‌بست راهبردی میان ایالات متحده آمریکا و ایران پس از شکست مذاکرات اسلام‌آباد می‌پردازد؛ وضعیتی که جهان را در آستانه بی‌ثباتی عمیق‌تری قرار داده است.


خبرگزاری آگاه

گفت‌وگوهای فشرده ۲۱ ساعته در اسلام‌آباد، برخلاف امیدهای اولیه، نه‌تنها به توافقی منجر نشد، بلکه شکاف عمیق میان دو طرف را آشکارتر ساخت. جی‌دی ونس با یک پیشنهاد «بپذیر یا رد کن» میز مذاکره را ترک کرد و تهران نیز بدون پذیرش آن، عملاً نشان داد که حاضر نیست تحت فشار، امتیاز اساسی بدهد.

در همین حال، رفتار دوگانه در واشنگتن—از یک‌سو اعلام «پیروزی نظامی» توسط دونالد ترامپ و از سوی دیگر شکست دیپلماتیک در میدان مذاکره—تصویری متناقض از راهبرد آمریکا ارائه می‌دهد. این تناقض، خود نشانه‌ای از نبود یک مسیر روشن در سیاست‌گذاری است.

اکنون، هر دو طرف با سه گزینه دشوار روبه‌رو هستند: ادامه مذاکرات، بازگشت به جنگ، یا خروج بدون توافق. اما هیچ‌یک از این مسیرها، راه‌حل قطعی به‌همراه ندارد.

ادامه مذاکرات، خطر فرسایشی‌شدن بحران را در پی دارد. تجربه توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ نشان داد که چنین روندهایی می‌تواند ماه‌ها و حتی سال‌ها طول بکشد—چیزی که با روحیه سیاسی کنونی در واشنگتن همخوانی ندارد.

گزینه دوم، یعنی بازگشت به جنگ، پرهزینه‌تر و پرریسک‌تر است. در داخل آمریکا، این جنگ از حمایت گسترده برخوردار نیست و هرگونه تشدید درگیری می‌تواند به فشار سیاسی بر دولت دونالد ترامپ منجر شود. در سوی مقابل، ایران نیز با اقتصادی آسیب‌دیده و جامعه‌ای تحت فشار، با خطر از دست دادن حمایت داخلی مواجه خواهد شد.

گزینه سوم—خروج بدون توافق—شاید در کوتاه‌مدت برای واشنگتن ساده‌تر به‌نظر برسد، اما در عمل می‌تواند به معنای پذیرش یک واقعیت تلخ باشد: این‌که ایران، با حفظ کنترول بر تنگه هرمز، به یک موقعیت برتر دست یافته است.

در قلب این بن‌بست، یک عامل کلیدی قرار دارد: تنگه هرمز. این گذرگاه، اکنون از یک مسیر تجاری به یک اهرم فشار ژئوپولیتیکی تبدیل شده است. تهران به‌خوبی دریافته که کنترول این نقطه، تأثیر بیشتری از تهدید هسته‌ای بر معادلات جهانی دارد.

از همین‌رو، برخلاف گذشته که برنامه هسته‌ای محور اصلی چانه‌زنی بود، اکنون «اقتصاد جهانی» به میدان اصلی رقابت تبدیل شده است. هرچه فشار بر بازار انرژی بیشتر شود، احتمال عقب‌نشینی طرف مقابل نیز افزایش می‌یابد—منطقی که هر دو طرف به آن باور دارند.

این همان جایی است که بن‌بست شکل می‌گیرد: هر دو طرف تصور می‌کنند زمان به نفع آن‌هاست. آمریکا بر برتری نظامی خود تکیه دارد و ایران بر اهرم اقتصادی تنگه هرمز. نتیجه این تقابل، نه پیشروی، بلکه توقف در نقطه‌ای خطرناک است.

هم‌زمان، حضور نظامی اسرائیل در جبهه‌های دیگر، به‌ویژه در لبنان، و تداوم حملات به حزب‌الله، بحران را پیچیده‌تر کرده و امکان رسیدن به یک توافق منطقه‌ای را کاهش داده است.

در سطح کلان، این وضعیت به معنای ورود جهان به یک دوره «بی‌ثباتی مدیریت‌نشده» است. نه جنگ به‌طور کامل جریان دارد و نه صلح برقرار شده است. چنین وضعیتی، به‌مرور زمان می‌تواند خطرناک‌تر از یک درگیری مستقیم باشد؛ زیرا در آن، هر لحظه احتمال لغزش به سوی بحران بزرگ‌تر وجود دارد.

برای منطقه—و حتی کشورهایی مانند افغانستان—پیامدهای این بن‌بست کاملاً واقعی است: افزایش قیمت انرژی، بی‌ثباتی اقتصادی و تشدید رقابت قدرت‌های بزرگ.

در نهایت، مشکل اصلی نه در نبود گزینه، بلکه در نبود اراده برای انتخاب گزینه‌های دشوار است. تا زمانی که هیچ‌یک از طرفین حاضر به عقب‌نشینی نباشد، این بن‌بست ادامه خواهد یافت—بن‌بستی که نه‌تنها خاورمیانه، بلکه اقتصاد جهانی را در وضعیت انتظار و اضطراب نگه می‌دارد.

About خبرگزاری آگاه

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *