پاکستان در آستانه اخراج پناهجویانِ پرونده‌دار امریکا؛ تیغ سیاست بر گلوی امید


رسانه‌های پاکستانی گزارش داده‌اند که دولت این کشور قصد دارد نزدیک به ۲۰ هزار شهروند افغانستان را که در انتظار اسکان مجدد در ایالات متحده امریکا هستند، به افغانستان بازگرداند؛ تصمیمی که آینده هزاران خانواده را در هاله‌ای از ترس و بی‌سرنوشتی فرو برده است.


خبرگزاری آگاه

به گزارش خبرگزاری آگاه، روزنامه «د نیشن» پاکستان روز دوشنبه، ۲۰ دلو، نوشت که دولت این کشور برنامه دارد حدود ۱۹ هزار و ۹۷۳ شهروند افغانستان را که پرونده‌های اسکان مجدد به امریکا دارند، اخراج کند.

براساس این گزارش، دولت فدرال پاکستان قرار است به وزیران ارشد ایالت‌ها و نیز به فرماندهان کل پولیس در پنجاب، سند، خیبرپختونخوا، بلوچستان، کشمیر، گلگت-بلتستان و رییس کمیشنر قلمرو پایتخت اسلام‌آباد نامه رسمی بفرستد تا روند اخراج این افراد آغاز شود.

در گزارش آمده است که اطلاعات کامل این شهروندان افغانستان در اختیار مقام‌های امنیتی و اداری قرار داده خواهد شد. با این حال، دولت پاکستان تا کنون به‌گونه رسمی در این باره اظهار نظر نکرده است.

این اقدام در حالی مطرح می‌شود که هزاران شهروند افغانستان ماه‌ها و حتی سال‌هاست در پاکستان در انتظار انتقال به امریکا زندگی می‌کنند. افزون بر این، دونالد ترمپ، رییس‌جمهور امریکا، اخیراً درخواست‌های اسکان مجدد افراد دارای پرونده‌های P1 و P2 را لغو کرده است؛ تصمیمی که مسیر قانونی بسیاری از این پناهجویان را عملاً مسدود کرده است.


تحلیل آگاه

انفجار واقعی، نه در مرز تورخم است و نه در دفترهای مهاجرتی اسلام‌آباد؛ انفجار در دل خانواده‌هایی است که ماه‌ها با امید اسکان مجدد زنده مانده‌اند و حالا با یک تیتر خبری، همه آینده‌شان فرو ریخته است. پاکستان می‌خواهد هزاران افغان منتظر انتقال به امریکا را اخراج کند؛ تصمیمی که از نظر سیاسی شاید «قابل توجیه» باشد، اما از نظر انسانی، تکان‌دهنده و خطرناک است.

این پناهجویان، کارمندان پیشین نهادهای بین‌المللی، همکاران نیروهای خارجی، خبرنگاران، فعالان مدنی و خانواده‌های‌شان‌اند؛ کسانی که پس از سقوط جمهوریت، به‌دلیل تهدیدهای مستقیم طالبان، راهی پاکستان شدند تا از مسیر قانونی به امریکا منتقل شوند. بسیاری از آنان همه دارایی خود را فروختند، از خانه و شهر و شبکه‌های اجتماعی‌شان دل کندند و با یک وعده روشن حرکت کردند: «پرونده‌ات در جریان است، صبر کن.»

حالا همان صبر، به شکنجه‌ای روانی تبدیل شده است. لغو پرونده‌های P1 و P2 از سوی دولت امریکا، نخستین ضربه بود. پناهجویان فهمیدند که ممکن است هرگز به مقصد نرسند. اما هنوز در پاکستان بودند، هنوز امیدی به تعلیق یا بازبینی تصمیم واشنگتن داشتند. حالا اما با احتمال اخراج از پاکستان، عملاً هیچ پناهی باقی نمی‌ماند.

پاکستان می‌گوید که بار اقتصادی و امنیتی مهاجران را دیگر نمی‌تواند تحمل کند. این استدلال، در ظاهر منطقی است. اما وقتی پای انسان‌هایی در میان است که با تضمین‌های رسمی و غیررسمی به این کشور آمده‌اند، اخراج ناگهانی آنان، شکستن یک تعهد اخلاقی است. پاکستان در سال‌های گذشته از حضور این پناهجویان در تعاملات سیاسی خود با غرب استفاده کرده است؛ حالا که معادلات تغییر کرده، همان افراد به «مسأله امنیتی» تبدیل شده‌اند.

از سوی دیگر، امریکا با بستن مسیر اسکان مجدد، مسئولیت اخلاقی خود را نادیده گرفته است. بسیاری از این پناهجویان، به‌طور مستقیم با پروژه‌ها و نهادهای امریکایی کار کرده بودند. امنیت‌شان بخشی از همان قرارداد نانوشته‌ای بود که به همکاری مشروعیت می‌داد. وقتی آن قرارداد نادیده گرفته شود، پیام خطرناکی به جهان مخابره می‌شود: همکاری با غرب، تضمینی برای آینده نیست.

اما خطر اصلی، بازگشت به افغانستان است. طالبان نه تنها تضمین امنیت نمی‌دهند، بلکه در بسیاری موارد، کارمندان پیشین دولت و نهادهای خارجی را به‌عنوان «دشمن» می‌شناسند. بازگرداندن این افراد، به‌معنای فرستادن‌شان به جایی است که می‌تواند به بازداشت، شکنجه یا ناپدیدشدن منجر شود.

در این بحران، سکوت جامعه جهانی سنگین است. نهادهای حقوق بشری، اگر تنها به صدور بیانیه بسنده کنند، در عمل شاهد یک فاجعه خاموش خواهند بود. آنچه نیاز است، اقدام فوری است: فشار دیپلماتیک بر پاکستان برای تعلیق اخراج‌ها، و بازنگری عاجل سیاست‌های مهاجرتی امریکا.

افغانستانی‌هایی که امروز در اسلام‌آباد، راولپندی یا پیشاور در اتاق‌های نمور زندگی می‌کنند، تنها پناهجو نیستند؛ حاملان روایت شکست یک نظم جهانی‌اند که نتوانست از کسانی که به آن اعتماد کردند، محافظت کند.

اگر این اخراج‌ها عملی شود، پیام آن فقط برای افغان‌ها نیست؛ برای هر انسانی است که در آینده با یک قدرت جهانی همکاری می‌کند. پیام ساده است: وقتی به ما نیاز داشتند، شریک بودی؛ وقتی کار تمام شد، تنها می‌مانی.

و این، خطرناک‌ترین انفجار سیاسی و اخلاقی عصر ماست.

مقالات مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button