از کابل تا اسلام‌آباد؛ مهاجران افغان زیر شکنجه سیاست‌های پاکستان و بی‌کفایتی طالبان

سید حسن موسوی

بازداشت گسترده مهاجران افغان در اسلام‌آباد، شکستن دروازه‌ خانه‌ها، انتقال اجباری زنان و کودکان به مراکز اخراج، و ادامه عملیات خانه‌به‌خانه در شهرک «بی ۱۷» تنها یک بحران انسانی نیست؛ این رویداد در حقیقت بازتاب آشکار بن‌بست سیاسی طالبان و فروپاشی روابط کابل–اسلام‌آباد است. آنچه امروز بر مهاجران افغان می‌گذرد، نتیجه مستقیم سیاست‌گذاری‌های غلط، انزوا، و ناتوانی طالبان در مدیریت روابط خارجی است؛ و پاکستان نیز این قشر بی‌دفاع را به ابزار فشار تبدیل کرده است. در ظاهر، پاکستان بازداشت مهاجران را بخشی از «اجرای قوانین» معرفی می‌کند، اما واقعیت خیلی روشن‌تر و تلخ‌تر است: هر بار تنش با طالبان افزایش می‌یابد، فشار بر مهاجران نیز شدیدتر می‌شود. این الگو از دو سال گذشته به این‌سو به‌طور ثابت تکرار شده است. اکنون که مذاکرات طالبان و پاکستان در استانبول و سپس در عربستان شکست خورده، موج تازه‌ بازداشت‌ها دقیقاً همان لحظه آغاز شد. مهاجر افغان امروز نه براساس قانون، بلکه براساس وضعیت سیاسی طالبان مجازات می‌شود. ریشه بحران در جایی دیگر قرار دارد: اختلاف عمیق میان طالبان و ارتش پاکستان بر سر تحریک طالبان پاکستان (TTP). اسلام‌آباد از طالبان می‌خواهد که اعضای TTP را تحویل دهد یا حداقل آنها را از مرز دور کند. طالبان می‌گوید این کار «برادرکشی» است. نتیجه؟ نه پاکستان نرم شد نه طالبان انعطاف نشان دادند. ولی قربانی اصلی، مردمی هستند که هیچ نقشی در این کشمکش ندارند. با این‌حال، پرسش اصلی آن است: چرا طالبان قادر نیستند از مردم خود در خارج از کشور دفاع کنند؟


پاسخ روشن است: طالبان نه مشروعیت جهانی دارند، نه سفارت‌های فعال و قدرتمند، نه روابط پایدار سیاسی. برای کشوری که میلیون‌ها شهروندش در خارج زندگی می‌کنند، این یک فاجعه است. مهاجر افغان در پاکستان، ایران، ترکیه و حتی کشورهای غربی، وقتی به سفارت افغانستان مراجعه می‌کند، با نهادی روبه‌رو می‌شود که نه پاسخگوست، نه مسئولیت‌پذیر و نه مورد احترام دولت میزبان. طالبان افغانستان را از حضور رسمی و موثر در سیاست منطقه محروم کرده‌اند و این خلا دقیقاً در سرنوشت مهاجران بازتاب می‌یابد.

پاکستان در داخل نیز با بحرانی بی‌سابقه روبه‌روست. شدت‌ گرفتن خشونت‌ها، اختلافات سیاسی، بازداشت رهبران مخالف، وضعیت مبهم عمران خان، و سقوط مشروعیت حکومت فعلی سبب شده که اسلام‌آباد به‌دنبال «دشمن خارجی» برای انحراف افکار عمومی باشد. مهاجر افغان بهترین گزینه است: بی‌صدا، بی‌قدرت و بی‌حامی. این همان الگوی تاریخی پاکستان است؛ هرگاه ارتش زیر فشار قرار می‌گیرد، مهاجران افغان را هدف قرار می‌دهد تا بحران‌ داخلی کوچک‌تر جلوه کند. در این میان، زنان و کودکان بازداشت‌شده در اسلام‌آباد، چهره‌ واقعی فاجعه را آشکار می‌سازند. خانواده‌هایی که منتظر انتقال به کشور ثالث بودند، اکنون در بازداشتگاه‌ها قرار گرفته‌اند؛ حتی کسانی که اسناد سازمان ملل یا رسید سفارت‌ها را دارند. این یعنی قانون نه اجرا می‌شود، نه اعتبار دارد؛ همه‌چیز سیاسی شده است.

از زاویه اجتماعی، این بحران پیامدهای عمیق‌تری دارد. افغان‌هایی که با امید به امنیت و آینده به پاکستان رفته بودند، اکنون مجبور به بازگشت به کشوری شده‌اند که در آن نه کار است، نه امنیت، نه آزادی و نه خدمات ابتدایی. بازگشت اجباری هزاران خانواده، فشار اقتصادی، بی‌کاری و فقر را در افغانستان تشدید می‌کند و شبکه‌های قاچاق انسان را تقویت خواهد کرد. اما پیام مهم‌تر این است: طالبان نه تنها در داخل از مردم محافظت نمی‌کنند، بلکه در بیرون نیز هیچ توان و اعتباری برای حمایت از شهروندان ندارند. مهاجر افغان امروز بیش از هر زمان دیگر احساس می‌کند که بی‌صاحب است.

در پایان، بحران کنونی یک هشدار جدی است:
اگر طالبان به همین مسیر ادامه دهند و اگر جامعه جهانی همچنان بی‌تفاوت باشد، مهاجران افغان به‌طور سیستماتیک به قربانیان جنگ‌های سیاسی منطقه تبدیل خواهند شد. این بحران فقط یک خبر روز نیست؛ نشانه سقوط کامل سیاست خارجی افغانستان و بازگشت مردم به عصر بی‌دولتی است.

مقالات مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button