
تماس تهران–کابل؛ همصدایی دیپلماتیک ایران و طالبان علیه «مداخله خارجی»
وزارت خارجه ایران اعلام کرده است که عباس عراقچی و امیرخان متقی در یک گفتوگوی تلفنی، درباره روابط دوجانبه و تحولات منطقهای صحبت کرده و مداخلههای خارجی را محکوم کردهاند؛ تماس سیاسیای که همزمان با تنشهای منطقهای، پیامهای معناداری در خود دارد.
خبرگزاری آگاه
وزارت امور خارجه ایران اعلام کرده است که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه این کشور، با امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، درباره روابط دوجانبه و تحولات منطقهای گفتوگو کردهاند.
این تماس تلفنی روز دوشنبه صورت گرفته است.
بر بنیاد بیانیه وزارت خارجه ایران، دو طرف روند روابط میان افغانستان و ایران را در بخشهای مختلف، بهویژه در زمینههای اقتصادی و بازرگانی، بررسی کرده و درباره راههای گسترش مناسبات اقتصادی و تسهیل تبادلات تجاری میان دو کشور رایزنی کردهاند.
عباس عراقچی در این تماس با اشاره به تحولات اخیر در ایران و منطقه، بر حفظ امنیت و حاکمیت ملی در برابر تروریزم و هرگونه مداخله خارجی تأکید کرده است.
امیرخان متقی نیز با محکومکردن مداخله خارجی در امور کشورهای منطقه، ابراز اطمینان کرده است که دولت و مردم ایران با انسجام ملی از امنیت و حاکمیت ملی خود صیانت خواهند کرد.
تحلیل آگاه
تماس تلفنی عراقچی و متقی فقط یک گفتوگوی دیپلماتیک معمولی نیست؛ این تماس بخشی از نقشه بازتعریف جایگاه طالبان در معادلات منطقهای است. طالبان، که هنوز از سوی جامعه جهانی به رسمیت شناخته نشدهاند، تلاش دارند از مسیر همسایگان—بهویژه ایران—برای خود «وزن سیاسی» بسازند.
از سوی دیگر، ایران هم در شرایطی که با فشارهای خارجی، تحریمها و تنشهای امنیتی روبهروست، بهدنبال تثبیت یک کمربند همسویی سیاسی در اطراف خود است. طالبان برای تهران یک شریک ایدئولوژیک نیست، اما یک همسایه قابل معامله است.
اما این همصدایی در محکومکردن «مداخله خارجی» یک تناقض بزرگ را پنهان میکند:
طالبان خود نتیجه یکی از بزرگترین مداخلات سیاسی و نظامی در تاریخ افغانستاناند. حکومتی که بدون انتخابات، بدون مشروعیت مردمی و بدون پذیرش جهانی بر سر کار است، چگونه از «حاکمیت ملی» سخن میگوید؟
طالبان در حالی از عدم مداخله حرف میزنند که:
▪ زنان را از آموزش و کار حذف کردهاند
▪ رسانهها را بستهاند
▪ مخالفان را زندانی و شکنجه کردهاند
▪ و جامعه را با ترس اداره میکنند
در چنین وضعی، مفهوم «حاکمیت ملی» بیشتر شبیه یک شعار سیاسی است تا یک واقعیت مردمی.
برای ایران هم این تماس یک بازی دوگانه است: از یکسو، دفاع از ثبات منطقهای؛ از سوی دیگر، تعامل با گروهی که هنوز متهم به نقض سیستماتیک حقوق بشر است. تهران میخواهد هم پیام استقلال بدهد و هم راه تجارت و نفوذش را در افغانستان باز نگه دارد.
اما سؤال اصلی این است:
آیا مردم افغانستان در این روابط جایی دارند؟
یا این تماسها فقط میان دولتها و گروهها رد و بدل میشود، بیآنکه رنج مردم دیده شود؟
طالبان در چنین تماسهایی بیشتر از آنکه نماینده ملت باشند، نماینده یک ساختار قدرت بستهاند. تماسهایی که بدون حضور صدای مردم انجام میشود، بیشتر به تثبیت حکومت میانجامد، نه به حل بحران افغانستان.
این تماس تلفنی شاید برای دیپلماسی مفید باشد، اما برای مردم افغانستان تا زمانی که به آزادی، عدالت و نان منجر نشود، فقط یک خبر است؛ نه یک امید.



