
«دولت ریش و لنگی»؛ طالبان در زابل کارمندان دولتی را بهخاطر ظاهر بازداشت کردند
در تازهترین موج سرکوب اجتماعی، طالبان در ولایت زابل بیش از ده کارمند دولتی را به اتهام «رعایت نکردن سنت نبوی» بازداشت و زندانی کردهاند؛ اقدامی که نشان میدهد حکومت طالبان نه با قانون، بلکه با قیچی، ریشتراش و لنگی در حال مهندسی اطاعت است.
خبرگزاری آگاه
منابع محلی در ولایت زابل میگویند که ریاست امر به معروف و نهی از منکر طالبان بیش از ده کارمند دولتی را به دلیل کوتاهکردن ریش، اصلاح مو و نپوشیدن لنگی بازداشت و به زندان عمومی معرفی کرده است.
به گفته منابع، این افراد از کارمندان چند اداره دولتی بودهاند که از سوی ماموران امر به معروف به دلیل «عدم رعایت سنت نبوی» متهم و بازداشت شدهاند.
ریاست امر به معروف طالبان در زابل آغاز روند «اصلاح و نظارت» در ادارات دولتی را تأیید کرده و هشدار داده است با افرادی که به گفته این اداره «توصیههای شرعی را نادیده میگیرند»، برخورد خواهد شد.
این اداره مدعی است که در دو سال گذشته بارها به کارکنان دولتی توصیه شده ظاهر خود را مطابق سنتهای مورد نظر طالبان تنظیم کنند، اما برخی از آنها از این دستورها پیروی نکردهاند.
باشندگان زابل از این برخوردها انتقاد میکنند و میگویند سختگیری طالبان و نبود شفافیت حقوقی باعث افزایش نگرانی مردم شده است.
شماری از کارمندان دولتی نیز میگویند ماموران امر به معروف بهدلیل کوتاه بودن ریش یا نپوشیدن لباس مورد نظر طالبان، آنها را تهدید و تحت فشار قرار میدهند؛ اقداماتی که روند عادی کار ادارات و وضعیت روانی کارکنان را بهشدت تحت تأثیر قرار داده است.
یک باشنده شهر قلات میگوید: «دیگر کسی به میل خودش لباس پوشیده نمیتواند. طالبان در هر گوشه مردم را متوقف میکنند، تلاشی میکنند و تحقیر میکنند.»
تحلیل آگاه
آنچه در زابل جریان دارد، فقط بازداشت چند کارمند نیست؛ این نمایش عریان یک پروژه خطرناک است:
تبدیل حکومت به اداره کنترول ظاهر انسانها.
طالبان دیگر به مدیریت کشور کاری ندارند؛ آنها درگیر مدیریت ریش و لنگیاند.
بهجای اقتصاد، به مو نگاه میکنند.
بهجای قانون، به یقه مردم چنگ میزنند.
وقتی یک کارمند دولتی بهخاطر مدل مو یا کوتاه بودن ریش زندانی میشود، این دیگر «اصلاح» نیست؛ این تحقیر رسمی انسان است.
طالبان ادعا میکنند سنت نبوی را اجرا میکنند، اما سؤال ساده این است:
پیامبر با زندان و لتوکوب مردم را مجبور به لباس پوشیدن میکرد؟
یا با اخلاق و انتخاب؟
در نظام طالبان، ایمان دیگر از دل نمیآید؛
از ترس میآید.
ریش در اینجا نشانه دینداری نیست؛
نشانه اطاعت است.
لنگی دیگر لباس نیست؛
پرچم تسلیم است.
طالبان جامعهای میسازند که در آن انسان نه بهخاطر فکرش، بلکه بهخاطر چهرهاش قضاوت میشود. این همان جایی است که دین به ابزار سرکوب تبدیل میشود.
در زابل، کارمند دولت دیگر کارمند نیست؛
زندانی بالقوه است.
این سیاست، فقط روان مردم را خرد نمیکند؛
اعتماد را نابود میکند.
هیچ ادارهای با ترس سالم کار نمیکند.
هیچ جامعهای با تحقیر رشد نمیکند.
و هیچ دینی با زندان مقدس نمیشود.
طالبان با این روش، کشور را به سمت خاموشی اجتماعی میبرند؛ جایی که مردم دیگر حرف نمیزنند، فقط اطاعت میکنند.
اما تاریخ یک چیز را نشان داده:
جامعهای که بهزور ساکت شود، دیر یا زود با صدا منفجر میشود.
و زابل، امروز آینه فردای افغانستان است—اگر این مسیر متوقف نشود.



