
بازگشت میلیونی افغانها؛ سازمان ملل از اجرای «پروژه راهحلهای پایدار» برای مهار بحران خبر داد
در حالی که افغانستان با موج بیسابقه بازگشت مهاجران از ایران و پاکستان روبهرو است، برنامه توسعه سازمان ملل متحد اعلام کرده که با همکاری چندین نهاد بینالمللی، پروژهای مشترک برای حمایت پایدار از بازگشتکنندهگان افغان راهاندازی کرده است؛ پروژهای که هدف آن جلوگیری از فروپاشی اجتماعی و اقتصادی در مناطق آسیبپذیر کشور است.
خبرگزاری آگاه
برنامه توسعه سازمان ملل متحد (UNDP) روز سهشنبه، ۳۰ جدی اعلام کرد که برای حمایت از بازگشتکنندهگان افغان، «پروژه مشترک راهحلهای پایدار» را با همکاری چندین نهاد سازمان ملل اجرا میکند.
این نهاد با استناد به گزارش کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندهگان گفته است که تنها در سال ۲۰۲۵ بیش از ۲.۸ میلیون افغان به کشور بازگشتهاند؛ رقمی که فشار بیسابقهای بر ساختار شکننده افغانستان وارد کرده است.
براساس این گزارش، موج گسترده بازگشت مهاجران از ایران و پاکستان در حالی جریان دارد که افغانستان همچنان با پیامدهای دههها جنگ، فقر مزمن و بلایای طبیعی اخیر دستوپنجه نرم میکند.
برنامه توسعه سازمان ملل متحد تأکید کرده است که بسیاری از بازگشتکنندهگان با دارایی اندک، بدون سرپناه و بدون دسترسی به خدمات اساسی وارد کشور میشوند. این وضعیت خطر افزایش بیکاری، فقر، مهاجرت داخلی و بیثباتی اجتماعی را بهشدت بالا برده است.
سازمان ملل افزوده است که برای رسیدگی به این بحران در شرق افغانستان، با حمایت صندوق امانی ویژه افغانستان (STFA)، پروژه مشترک راهحلهای پایدار را اجرا میکند تا به بازگشتکنندهگان در بخشهایی چون مسکن، معیشت، آموزش و خدمات اولیه کمک شود.
به گفته UNDP، این پروژه یک چارچوب همکاری میان نهادهای سازمان ملل است تا به راهحلهای دایمی و بلندمدت برای مشکلات بازگشتکنندهگان دست یابد و آنان را از وابستگی کامل به کمکهای بشردوستانه بیرون بیاورد.
🧠 تحلیل آگاه | «بازگشت بدون وطن؛ وقتی میلیونها افغان به جایی برمیگردند که چیزی برایشان آماده نیست»
بازگشت ۲.۸ میلیون افغان در یک سال، فقط یک آمار نیست؛ زلزلهای اجتماعی و اقتصادی است که بر پیکر فرسوده افغانستان فرود آمده است. مردمی که سالها در ایران و پاکستان زندگی کردهاند، اکنون به کشوری بازمیگردند که نه شغل دارد، نه مسکن، نه نظام آموزشی کارآمد و نه اقتصاد فعال.
واقعیت تلخ این است:
بیشتر این بازگشتکنندهگان به «خانه» برنمیگردند؛ به خلأ برمیگردند.
افغانستان امروز نه ظرفیت جذب این جمعیت عظیم را دارد و نه برنامه ملی منسجم برای ادغام دوباره آنها در جامعه. در نبود یک دولت پاسخگو و ساختار اقتصادی سالم، این میلیونها انسان به سرعت به لایههای زیرین فقر، بیکاری و حاشیهنشینی رانده میشوند.
پروژه «راهحلهای پایدار» سازمان ملل، هرچند مهم و ضروری است، اما نباید ما را دچار توهم کند. مشکل افغانستان فقط نبود پروژه نیست؛
مشکل اصلی، نبود سیاست ملی، نبود شفافیت، و نبود اراده واقعی برای بازسازی اجتماعی است.
طالبان از یکسو ادعای تأمین امنیت میکنند، اما از سوی دیگر نتوانستهاند حداقل زیرساخت اقتصادی و اجتماعی برای همین بازگشتکنندهگان فراهم کنند. در عمل، این مردم به کشوری بازگردانده میشوند که خودِ ساکنانش نیز در آن با گرسنگی، بیکاری و ناامیدی دستوپنجه نرم میکنند.
وقتی میلیونها نفر بدون سرمایه، مهارت شغلی و حمایت دولتی وارد جامعهای شوند که خود در بحران است، نتیجه روشن است:
افزایش جرایم، کار کودکان، ازدواجهای اجباری، مهاجرت دوباره، و رشد افراطگرایی.
سازمان ملل تلاش میکند شکافها را با پروژه پر کند، اما پروژه بدون حکومت مسئول، مشارکت مردم و شفافیت سیاسی مثل وصلهکردن یک کشتی سوراخ در وسط طوفان است.
افغانستان امروز با این پرسش روبهرو است:
آیا بازگشتکنندهگان به «وطن» آمدهاند، یا به زندانی به نام فقر؟
اگر این بحران مدیریت نشود، موج بازگشت مهاجران نه به فرصت، بلکه به انفجار اجتماعی خاموش تبدیل خواهد شد؛ انفجاری که دیر یا زود خود را در قالب ناامنی، نارضایتی عمومی و فروپاشی بیشتر نشان خواهد داد.
بازگشت بدون کرامت، بازسازی نیست؛
تکرار یک تراژدی است.



