
سرطان؛ قاتل خاموش در افغانستان | میان تشخیص دیرهنگام، فقر درمان و امیدی که هنوز زنده است
چهارم فبروری، روز جهانی مبارزه با سرطان، در حالی فرا میرسد که این بیماری خاموش هر سال جان هزاران شهروند افغانستان را میگیرد. کمبود مراکز مجهز تشخیص و درمان، هزینههای سنگین تداوی و پایین بودن سطح آگاهی عمومی باعث شده است بسیاری از بیماران زمانی به شفاخانهها مراجعه کنند که سرطان به مراحل پیشرفته رسیده و فرصت درمان مؤثر از دست رفته است.
خبرگزاری آگاه:
سرطان که به «قاتل خاموش» معروف است، در مراحل ابتدایی معمولاً بدون علایم واضح پیش میرود. همین ویژگی سبب شده است که در افغانستان شمار زیادی از بیماران زمانی برای درمان مراجعه کنند که بیماری پیشرفت کرده و کنترل آن دشوار شده است. براساس تحقیق پنجساله سازمان جهانی صحت، سالانه حدود ۲۳ هزار تن در افغانستان به سرطان مبتلا میشوند.
وزارت صحت عامه طالبان نیز اعلام کرده که تنها در سال گذشته نزدیک به شش هزار مورد ابتلا به سرطان در شهر کابل ثبت شده و این آمار نسبت به سالهای پیش افزایش یافته است.
در واکنش به این وضعیت، طالبان در نهم دلو نخستین مرکز تشخیص و درمان سرطان را در کابل افتتاح کردند. مقامهای این اداره میگویند هدف از ایجاد این مرکز، کاهش مراجعه بیماران به خارج از کشور و سبکسازی فشار اقتصادی بر خانوادههاست.
اما داکتران و آگاهان صحی هشدار میدهند که افتتاح یک مرکز بهتنهایی کافی نیست. داکتر شیرمحمد امیرخیل، متخصص امراض سرطانی، میگوید کمبود داکتران متخصص، داروهای کیموتراپی، امکانات رادیوتراپی و پرسونل آموزشدیده، همچنان چالشهای جدی نظام صحی افغانستان است.
در کنار این، بیماران و خانوادههایشان با فشار روانی و اقتصادی شدید روبهرو اند. احمد سیر، باشنده کابل، میگوید پدرش بهدلیل تشخیص دیرهنگام سرطان مری جان باخت و خانوادهاش مجبور شد برای درمان به ایران سفر کند؛ سفری که هزینههای سنگینی داشت اما جان او را نجات نداد.
تحلیل آگاه
سرطان در افغانستان تنها یک چالش صحی نیست؛ این بیماری امروز به مسئلهای اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی تبدیل شده است. وقتی نظام صحی یک کشور نتواند تشخیص زودهنگام، درمان مؤثر و حمایت روانی از بیماران را تضمین کند، سرطان فقط جان انسانها را نمیگیرد، بلکه بنیان خانوادهها را نیز فرو میریزد.
مشکل اصلی افغانستان در مبارزه با سرطان، نبود یک استراتژی ملی منسجم است. افتتاح یک مرکز درمانی، هرچند گام مثبت است، اما بدون سرمایهگذاری پایدار، تربیت متخصصان، تأمین داروهای معیاری و آگاهیدهی گسترده عمومی، تأثیر آن محدود خواهد بود.
از سوی دیگر، فقر، بیکاری و ناامنی غذایی باعث شدهاند که بسیاری از شهروندان نتوانند حتی برای معاینات ابتدایی هزینه کنند. نتیجه این وضعیت، مراجعه دیرهنگام بیماران و افزایش مرگومیر است.
در نگاه آگاه، مبارزه با سرطان در افغانستان باید از شفاخانهها فراتر برود و به سطح جامعه برسد:
آگاهیدهی از مسجد تا مکتب، از رسانه تا شبکههای اجتماعی؛
تشخیص زودهنگام بهجای درمان دیرهنگام؛
و حمایت روانی و اقتصادی از بیماران بهجای تنها گذاشتن آنان در برابر «قاتل خاموش».
سرطان را میتوان شکست داد، اما تنها زمانی که دولت، جامعه و نظام صحی همزمان در یک جبهه بایستند. در غیر آن، چهارم فبروری هر سال فقط یک مناسبت تقویمی خواهد بود؛ نه نقطهای برای تغییر واقعی.



