هرات؛ وقتی تکسی هم زن سوار نمیکند: محدودیت تازه طالبان بر رفتوآمد زنان

منابع محلی در هرات میگویند رانندهگان تکسیهای شهری از انتقال زنان و دختران خودداری میکنند؛ موضوعی که در روزهای اخیر شدت گرفته و رفتوآمد روزانه زنان را با بحران جدی روبهرو ساخته است.
خبرگزاری آگاه
منابع روز شنبه، ۲۷ جدی، به رسانهها گفتهاند که زنان و دختران ساعتها در ایستگاهها منتظر میمانند، اما رانندهگان با وجود خالیبودن تکسیها، حاضر به انتقال آنان نیستند.
به گفته منابع، این وضعیت در روزهای اخیر افزایش یافته و بسیاری از زنان برای رسیدن به محل کار، شفاخانه، بازار یا انجام امور ضروری، ناچارند مسافتهای طولانی را پیاده طی کنند.
شماری از زنان در هرات میگویند که پس از ممنوعشدن فعالیت سهچرخهها از سوی طالبان، دسترسی آنان به وسایط نقلیه بهگونه چشمگیری کاهش یافته است.
باشندهگان هرات همچنین میگویند که طالبان پیشتر به رانندهگان هشدار داده بودند زنان بدون حجاب مورد نظر این گروه را انتقال ندهند.
در همین حال، محتسبان امر به معروف و نهی از منکر طالبان در روزهای اخیر زنان را به دلیل نداشتن «چادرنماز» از موترها و تکسیها پایین کرده و مانع رفتوآمد آنان شدهاند.
مقامهای طالبان در هرات تاکنون بهگونه رسمی در این باره اظهار نظر نکردهاند.
تحلیل آگاه
طالبان و مهندسی انزوا؛ وقتی حرکت یک زن جرم میشود
آنچه امروز در هرات میگذرد، فقط یک مشکل ترانسپورتی نیست؛ این یک پروژهی اجتماعی است: حذف زن از فضای عمومی. وقتی تکسی زن سوار نمیکند، پیام روشن است: «تو نباید در شهر دیده شوی.»
سؤال اصلی این است:
🔹 چرا طالبان از حرکت زن در شهر میترسد؟
طالبان خوب میداند که حضور زن در خیابان یعنی حضور زن در جامعه، در اقتصاد، در آموزش و در آینده. برای همین، کنترل زن را از سادهترین نقطه شروع کرده: حق رفتوآمد.
ممنوعیت سهچرخهها، هشدار به رانندهگان، پایینکردن زنان از موترها، و حالا امتناع تکسیها از سوارکردن زن—همه حلقههای یک زنجیر اند: زنجیر انزوا.
در این سیاست، زن نه شهروند است، نه انسان مستقل؛ بلکه موجودی است که باید «پنهان» بماند.
🔹 طالبان جامعه را اینگونه مهندسی میکند:
اول راه را میبندد، بعد صدا را، بعد نفس را.
تناقض تلخ اینجاست:
زنی که برای درمان، کار یا نان بیرون میشود، در چشم طالبان «مسأله امنیتی» است؛ اما فقر، بیکاری و گرسنگی، امنیتی نیست.
این سیاست فقط زنان را فلج نمیکند؛ جامعه را فلج میکند. شهری که نیمی از جمعیتش نتواند حرکت کند، در واقع نفس نمیکشد.
طالبان اگر فکر میکند با بستن راه زنان، قدرتش را تثبیت میکند، اشتباه میکند. جامعهای که نیمی از آن زندانی شود، دیر یا زود یا فرو میپاشد یا منفجر میشود—نه در خیابان، بلکه در ذهنها.



