گوترش: قطع کامل تعامل با طالبان گزینه بدتری است؛ نهادهای افغانستان باید واقعاً فراگیر باشند


آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، می‌گوید با وجود سیاست‌های «مأیوس‌کننده» طالبان در قبال زنان، قطع کامل تعامل با این گروه گزینه بدتری است. او تأکید کرد نهادهای افغانستان باید به‌گونه واقعی فراگیر باشند و از همه گروه‌های قومی و بخش‌های جامعه نمایندگی کنند.


خبرگزاری آگاه

آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، در گفت‌وگو با افغانستان اینترنشنال گفت که نهادهای افغانستان باید «به‌طور واقعی فراگیر» باشند و از تمام گروه‌های قومی و بخش‌های جامعه نمایندگی کنند.

گوترش افزود که سازمان ملل چهار هدف را در افغانستان دنبال می‌کند و یکی از آن‌ها ایجاد نهادهایی است که همه اقشار جامعه را دربر بگیرد. او گفت: «ما این موضوع را شرط اساسی برای صلح پایدار در افغانستان می‌دانیم.»

دبیرکل سازمان ملل تأکید کرد که سیاست‌های طالبان در قبال زنان «مأیوس‌کننده» است، اما به گفته او «قطع کامل تعامل با طالبان گزینه بدتری خواهد بود». او افزود: «ما به این نتیجه رسیده‌ایم که قطع کامل روابط، وضعیت را بهتر نمی‌کند.»

گوترش روز پنج‌شنبه ۹ دلو در یک نشست خبری در نیویارک گفت که تعامل با طالبان در برخی حوزه‌ها «تأثیرات مثبتی» داشته است. او به همکاری‌ها برای کمک به بخش خصوصی اشاره کرد که به گفته او «این امکان را فراهم کرده تا زنان در چند حوزه محدود مشغول به کار باشند.»

با این حال، او اذعان کرد که طالبان از سیاست ممنوعیت کار و آموزش زنان عقب‌نشینی نکرده‌اند. گوترش گفت همکاران زن سازمان ملل اجازه رفتن به دفاتر خود را ندارند و این تصمیم طالبان «به‌شدت ناامیدکننده و غیرقابل قبول» است.

دبیرکل سازمان ملل همچنین گفت طالبان باید به حقوق بشر احترام بگذارند و مانع استفاده گروه‌های تروریستی از خاک افغانستان شوند. او نسبت به فعالیت طالبان پاکستانی و حملات در پاکستان ابراز نگرانی کرد.

گوترش از مبارزه طالبان با کشت خشخاش نیز یاد کرد و گفت این گروه در این زمینه «پیشرفت‌های معناداری» داشته است.

تحلیل آگاه | تعامل با طالبان؛ مدیریت بحران یا تداوم بن‌بست؟

اظهارات آنتونیو گوترش بار دیگر نشان داد که جامعه جهانی در قبال افغانستان در وضعیت دوگانه قرار دارد:
از یک‌سو طالبان را به‌خاطر سیاست‌های‌شان در قبال زنان، حقوق بشر و آزادی‌های مدنی «مأیوس‌کننده» می‌دانند، اما از سوی دیگر هنوز قطع کامل تعامل با این گروه را «گزینه بدتر» تلقی می‌کنند.

این نگاه در اصل بیانگر یک واقعیت تلخ است: جهان هنوز راه‌حل روشنی برای برخورد با ساختاری که نه دولت است و نه پاسخ‌گو، پیدا نکرده است. طالبان نه از رأی مردم مشروعیت دارند و نه از قانون؛ مشروعیت‌شان از زور می‌آید. با این حال، به دلیل کنترل جغرافیای افغانستان، عملاً به یک واقعیت سیاسی تحمیل‌شده تبدیل شده‌اند.

سازمان ملل از «نهادهای واقعاً فراگیر» سخن می‌گوید، اما تجربه افغانستان نشان داده که مشکل اصلی فقط نبود نمایندگی قومی نیست؛ مشکل اصلی نبود دولت مبتنی بر شایسته‌سالاری، قانون و حقوق شهروندی است. در ۲۰ سال گذشته هم حکومت‌های سهمیه‌ای و قومی نه ثبات آوردند و نه اعتماد عمومی؛ بلکه به فروپاشی نظام انجامیدند.

امروز طالبان نیز نه فراگیرند، نه شایسته‌سالار و نه پاسخ‌گو. حذف زنان از آموزش و کار، محدود کردن رسانه‌ها و بستن فضای عمومی نشان می‌دهد که این ساختار نه در مسیر اصلاح است و نه در مسیر دولت‌سازی.

تعامل با طالبان اگر صرفاً به مدیریت بحران انسانی محدود باشد، قابل فهم است؛ اما اگر به عادی‌سازی یک ساختار سرکوبگر بینجامد، نتیجه‌اش تداوم بن‌بست خواهد بود.
افغانستان به تعاملی نیاز دارد که به نفع مردم باشد، نه به نفع تثبیت یک قدرت غیرپاسخ‌گو.

راه برون‌رفت از بحران، نه در «حکومت فراگیرِ سهمیه‌ای» است و نه در «امارت بسته»، بلکه در ساختن نظامی مبتنی بر:
▪️ شایسته‌سالاری
▪️ حقوق برابر شهروندی
▪️ آزادی زنان
▪️ و پاسخ‌گویی قدرت

تا زمانی که این اصول نادیده گرفته شود، هر نوع تعامل، فقط مدیریت یک بحران مزمن است، نه حل آن.

مقالات مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button