حکومت فروشی در بامیان؛ طالبان چگونه اداره را به بازار معامله تبدیل کردند

طالبان روزی با شعار «پاک‌سازی نظام» آمدند، اما حالا همان فساد، با ریش و لنگی، رسمی شده است. فروش بست‌ها و معامله با قدرت، اعتماد عمومی را نابود کرده و اخلاق اداری را به هم ریخته است.

در بامیان امروز، دولت دیگر نهاد نیست؛ دکان است. هرکه پول دارد، وارد می‌شود؛ هرکه ندارد، حذف می‌شود. ولسوالی، ریاست، اربابی و حتی بست‌های امنیتی، به اجناس بازار سیاه قدرت تبدیل شده‌اند. این نه حکومت‌داری است، نه عدالت؛ این معامله‌ی آشکار با سرنوشت مردم است.

طالبان روزی با شعار «پاک‌سازی نظام» آمدند. گفتند جمهوریت فاسد است، ادارات رشوه‌خور است و باید نظامی «اسلامی و عادلانه» جای آن را بگیرد. حالا اما همان فساد، فقط با ریش و لنگی برگشته است. رشوه دیگر پنهان نیست؛ رسمی است. قیمت دارد. جدول دارد. زمان دارد.

در چنین ساختاری، کارمند دولتی نه خدمت‌گزار مردم، بلکه سرمایه‌گذار است. او پول داده تا بست گرفته؛ حالا باید پولش را با سود پس بگیرد. از کجا؟ از جیب مردم. از عوارض غیرقانونی، باج‌گیری، فشار، تهدید و معامله با مجرمین. این چرخه‌ی فساد، خود را بازتولید می‌کند.

بدخشان معدن داشت، بامیان هم دارد؛ اما در هر دو جا یک چیز مشترک است: اداره به منبع درآمد فرماندهان بدل شده است. فرقش فقط در نوع جنس است؛ آن‌جا طلاست، این‌جا بست. اما منطق یکی است: قدرت بدون نظارت.

طالبان می‌گویند قانون شریعت حاکم است. اما شریعتی که در آن بست فروخته شود، شریعت نیست؛ توجیه است. هیچ مکتب فقهی فروش مقام را حلال نمی‌داند. آن‌چه حلال شده، فساد است؛ با نام دین.

نگران‌کننده‌تر از خود فساد، پیامد اجتماعی آن است. وقتی مردم می‌بینند عدالت فقط شعار است، امیدشان را از دست می‌دهند. وقتی جوان تحصیل‌کرده می‌بیند بدون پول هیچ جایگاهی ندارد، یا مهاجرت می‌کند، یا خاموش می‌شود، یا به حاشیه رانده می‌شود. جامعه تهی می‌شود از نیروهای سالم.

در بامیان، منابع می‌گویند حتی اسناد تحصیلی برخی اربابان جعلی است. یعنی نه‌تنها پول معیار است، که دروغ هم ابزار ورود به اداره شده. این یعنی فروپاشی اخلاق اداری.

طالبان اگر واقعاً به ثبات فکر می‌کنند، باید اول از اداره خود شروع کنند. شفافیت، پاسخ‌گویی و توقف فوری فروش بست‌ها، حداقل قدم است. در غیر آن، هر بست فروخته‌شده یک میخ دیگر بر تابوت اعتماد عمومی است.

مردم بامیان امروز بیش از هرچیز از آینده می‌ترسند. می‌ترسند کسانی که پول داده‌اند تا حاکم شوند، فردا برای پس‌گرفتن پول‌شان از جان و نان مردم مایه بگذارند. این ترس بی‌دلیل نیست؛ تجربه‌ی افغانستان پر است از این داستان.

حکومت اگر به دکان تبدیل شود، مردم مشتری نمی‌شوند؛ قربانی می‌شوند. و قربانی وقتی زیاد شود، دیر یا زود صدایش بلند می‌شود. طالبان اگر این صدا را نشنوند، فردا با چیزی بزرگ‌تر از گزارش‌های محلی روبه‌رو خواهند شد: با بحران مشروعیت.

مقالات مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button