
تیراندازی مرگبار به مهاجران افغان در سراوان؛ دو کشته و بیش از ۲۰ زخمی در پی تعقیب نیروهای انتظامی ایران
در ادامه گزارشها از برخوردهای خشونتآمیز با مهاجران افغان در ایران، خبرگزاری حالوش از کشتهشدن دستکم دو مهاجر و زخمیشدن بیش از ۲۰ تن دیگر در پی تیراندازی نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی در سیستانوبلوچستان خبر داده است؛ رویدادی که به واژگونی و آتشسوزی موتر حامل مهاجران انجامیده است.
خبرگزاری آگاه
خبرگزاری حالوش گزارش داده است که این رویداد روز سهشنبه، پنجم حوت، در مسیر دهک شهرستان سراوان در ولایت سیستانوبلوچستان رخ داده است.
براساس این گزارش، نیروهای نظامی جمهوری اسلامی بدون «هشدار و ایست قانونی» موتر حامل مهاجران افغان را تعقیب کرده و به سوی آن تیراندازی کردهاند. گفته شده است که در نتیجه اصابت گلولهها، موتر واژگون شده و سپس آتش گرفته است.
حالوش افزوده که در این رویداد دستکم دو مهاجر افغان جان باخته و بیش از ۲۰ نفر دیگر زخمی شدهاند. منابع محلی وضعیت شش تن از زخمیها را وخیم توصیف کردهاند.
در ویدیویی که این رسانه منتشر کرده، یک موتر وانت دیده میشود که در کنار جاده دچار آتشسوزی شده است. هویت قربانیان و جزئیات بیشتر درباره وضعیت صحی زخمیها تاکنون بهگونه رسمی تأیید نشده است.
مقامهای جمهوری اسلامی ایران تا زمان نشر این گزارش درباره این رویداد واکنشی نشان ندادهاند.
تحلیل آگاه
رویداد سراوان، اگر گزارشهای منتشرشده تأیید شود، تنها یک حادثه امنیتی نیست؛ بلکه بازتابی از وضعیت شکننده و پرمخاطره مهاجران افغان در ایران است. سالهاست که مسیرهای مرزی سیستانوبلوچستان به صحنه تعقیب، بازداشت و گاه تیراندازی به موترهای حامل مهاجران تبدیل شده است.
در بسیاری از موارد، این مهاجران در وضعیت اقتصادی و حقوقی آسیبپذیر قرار دارند؛ بدون مدارک اقامتی معتبر و در شرایطی که راههای قانونی مهاجرت بهشدت محدود شده است. چنین شرایطی آنان را به استفاده از مسیرهای غیررسمی و خطرناک سوق میدهد؛ مسیری که هم خطرات طبیعی دارد و هم تهدیدهای امنیتی.
پرسش مهم در این میان، تناسب استفاده از قوه قهریه است. حتی در صورت تعقیب موترهای مشکوک، معیارهای حقوق بشری و اصول استفاده از سلاح گرم ایجاب میکند که جان غیرنظامیان در اولویت قرار گیرد. اگر تیراندازی بدون هشدار و در شرایطی انجام شده باشد که جان سرنشینان در معرض خطر فوری قرار نداشته، این اقدام میتواند با انتقادهای جدی حقوقی و بینالمللی مواجه شود.
از سوی دیگر، سکوت مقامهای رسمی ایران بر ابهامها میافزاید. در چنین مواردی، شفافیت، تحقیق مستقل و پاسخگویی میتواند از گسترش بیاعتمادی جلوگیری کند؛ بهویژه در استانی که پیشتر نیز گزارشهایی از برخوردهای سختگیرانه با شهروندان محلی و مهاجران منتشر شده است.
برای افغانستان نیز این رویداد یک هشدار مضاعف است. در شرایطی که صدها هزار افغان بهدلیل بحران اقتصادی و محدودیتهای داخلی ناچار به ترک کشور شدهاند، امنیت آنان در کشورهای میزبان به یک دغدغه جدی ملی بدل شده است.
در نهایت، مهاجرت غیرقانونی یک چالش واقعی برای دولتهاست؛ اما پاسخ به آن نمیتواند به بهای جان انسانها تمام شود. هر گلولهای که در چنین مسیرهایی شلیک میشود، تنها یک هدف امنیتی را نشانه نمیگیرد؛ بلکه بر پیکر روابط اجتماعی، انسانی و حتی دیپلماتیک نیز اثر میگذارد.


