هشدار تکاندهنده گزارشگر ویژه؛ «آپارتاید جنسیتی» طالبان سلامت زنان افغانستان را به مرز فروپاشی کشانده است
گزارش تازه ریچارد بنت، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر افغانستان، تصویر نگرانکنندهای از وضعیت زنان زیر حاکمیت طالبان ارائه میکند؛ گزارشی که از شکلگیری یک «نظام سرکوبگر جنسیتی» سخن میگوید؛ نظامی که نهتنها آزادیهای اساسی، بلکه سلامت و بقای میلیونها زن و دختر را تهدید میکند.
خبرگزاری آگاه
ریچارد بنت، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر افغانستان، روز سهشنبه، ۵ حوت، با نشر گزارش تازهای اعلام کرد که سیاستهای طالبان یک ساختار ایدیولوژیک مبتنی بر کلیشههای مردسالارانه ایجاد کرده است که هدف آن محدود کردن نقش و اختیار زنان در جامعه است.
به گفته بنت، وضعیت سلامت در افغانستان همواره تحت تأثیر فقر، جنگ و بیثباتی بوده؛ اما اکنون نابرابری جنسیتی به مهمترین عامل تضعیف سلامت زنان تبدیل شده است.
در این گزارش تأکید شده که محدودیتهای طالبان از طریق فرامین تبعیضآمیز، اجبار، خشونت و کنترل اجتماعی اعمال میشود و پیامدهای مستقیم بر سلامت جسمی و روانی زنان دارد. محرومیت از آموزش، کار، آزادی حرکت، دسترسی به خدمات صحی، عدالت و مشارکت در زندگی عمومی، بخشی از این سیاستها عنوان شده است.
بنت تصریح کرده که این وضعیت میتواند مصداق جنایات علیه بشریت باشد. او هشدار داده که حذف تدریجی استقلال زنان و کاهش کمکهای بینالمللی، میلیونها زن و دختر را در معرض خطر جدی قرار داده است.
در عین حال، گزارش از تلاش و تعهد کارکنان صحی در افغانستان قدردانی کرده، اما تأکید میکند که بدون اقدام فوری و مستمر جامعه جهانی، نظام سلامت کشور و حقوق زنان با بحران عمیقتری روبهرو خواهد شد.
تحلیل آگاه
گزارش ریچارد بنت تنها یک ارزیابی حقوق بشری نیست؛ این سند، نقشهای از پیوند میان سیاست ایدیولوژیک و فروپاشی اجتماعی را ترسیم میکند. وقتی زنان از آموزش محروم میشوند، پیامد آن صرفاً حذف یک حق فردی نیست؛ بلکه ظرفیت انسانی یک جامعه برای نسلها محدود میشود.
در حوزه صحت، این محدودیتها اثر فوری و ملموس دارد. ممنوعیت کار زنان در بسیاری از بخشها، کاهش حضور داکتران و قابلههای زن، محدودیت سفر بدون محرم و فشارهای اجتماعی، عملاً دسترسی زنان به خدمات صحی را مختل کرده است. در جامعهای که حساسیتهای فرهنگی مانع مراجعه آزاد زنان به مراکز درمانی مختلط میشود، کاهش نیروی صحی زن میتواند به افزایش مرگومیر مادران و نوزادان بینجامد.
از سوی دیگر، وقتی تصمیمگیری درباره بدن و سلامت از اختیار زنان خارج میشود، مفهوم «سلامت» صرفاً به معنای نبود بیماری نیست؛ بلکه به میدان کنترل اجتماعی بدل میشود. این همان نقطهای است که بنت آن را «نظام سرکوبگر جنسیتی» توصیف میکند.
نکته قابل توجه در این گزارش، پیوند میان سیاستهای داخلی طالبان و کاهش کمکهای بینالمللی است. بخشی از بحران کنونی، ناشی از انزوای سیاسی و کاهش منابع مالی است؛ اما پرسش اساسی این است که چه میزان از این انزوا نتیجه مستقیم سیاستهای محدودکننده خود طالبان است؟
اگر جامعه جهانی کمکها را کاهش دهد، فشار اصلی بر دوش شهروندان عادی خواهد بود؛ بهویژه زنان. اما اگر بدون شرط و نظارت نیز کمکها ادامه یابد، آیا این امر به تداوم وضع موجود مشروعیت نمیبخشد؟ این دوگانگی، یکی از دشوارترین معادلات امروز افغانستان است.
در نهایت، سلامت زنان تنها یک موضوع اجتماعی یا صحی نیست؛ شاخصی از وضعیت کلی یک نظام سیاسی است. جامعهای که نیمی از جمعیتش را به حاشیه میراند، چگونه میتواند مدعی ثبات و توسعه پایدار باشد؟
گزارش بنت زنگ هشدار تازهای است؛ اما تجربه سه سال گذشته نشان داده که هشدارها بهتنهایی تغییری ایجاد نمیکند. پرسش کلیدی این است: آیا ارادهای در داخل و خارج برای تغییر مسیر وجود دارد، یا افغانستان همچنان شاهد عادیشدن یک بحران ساختاری خواهد بود؟




