جنگ آیندهٔ اروپا :خطر رو به افزایش درگیری میان ناتو و روسیه

خطر رو به افزایش درگیری میان ناتو و روسیه

نوشته: ساموئل چاراپ و هیسکی هاوکالا

منبع: فارن افیرز

۲۷ فبروری ۲۰۲۶ مطابق ۸ حوت ۱۴۰۴

ترجمه : سمیر بیات

——————————

ساموئل چاراپ رئیس کرسی برجسته سیاست روسیه و اوراسیا و پژوهشگر ارشد سیاسی در مؤسسه رَند است. او در زمان اداره اوباما در بخش برنامه‌ریزی سیاست وزارت امور خارجه ایالات متحده خدمت کرده است.

هیسکی هاوکالا رئیس مؤسسه فنلاندی امور بین‌الملل و پژوهشگر ارشد در رَند اروپا است. او پیشتر به‌عنوان دبیرکل و رئیس دفتر رئیس‌جمهور فنلاند فعالیت کرده است.

⸻———————

طی چهار سال گذشته، سیاستگذاران در واشنگتن و پایتخت‌های اروپایی تنها یک پرسش ذهن‌شان را مشغول کرده است: چگونه باید به تهاجم همه‌جانبهٔ روسیه به اوکراین پاسخ داد؟ تمرکز آن‌ها قابل درک است. حملهٔ روسیه به همسایه‌اش بزرگ‌ترین تهدید امنیتی اروپا از زمان رویارویی تانک‌های آمریکا و شوروی در برلین بیش از ۶۰ سال پیش است. به همین دلیل، متحدان ناتو صدها میلیارد دالر کمک نظامی، اقتصادی و انسانی به اوکراین فرستاده‌اند تا از شکست و فروپاشی آن جلوگیری کنند. اروپاییان نیز پذیرای موجی از پناهجویان شدند و به همراه آمریکاییان تحریم‌های سخت علیه روسیه اعمال کردند. در برابر فشار رئیس‌جمهور پیشین ایالات متحده، دونالد ترامپ، رهبران ناتو نشست‌های متعددی برگزار کرده‌اند تا تلاش کنند جنگ پایان یابد.

اما حل این مناقشه، هرچه که باشد، نیروهایی را که آزاد شده‌اند پایان نخواهد داد. در حقیقت، آتش‌بس می‌تواند آغاز دوره‌ای حتی خطرناک‌تر باشد. وقتی جنگ خاموش شود، روسیه و اوکراین هنوز در یک تقابل تنش‌آمیز باقی خواهند ماند. مسکو دوباره تسلیحات خود را بازسازی خواهد کرد و احتمالاً فعالیت‌های بی‌ثبات‌کننده‌اش در سراسر اروپا افزایش خواهد یافت. اروپا به هزینه‌های دفاعی خود ادامه خواهد داد، پیوندهای پیشین با روسیه را کنار خواهد گذاشت و موضعی سخت‌گیرانه‌تر اتخاذ خواهد کرد. ایالات متحده ممکن است بخواهد خود را از این بن‌بست جدا کند، اما منافع اقتصادی و سیاسی آن در اروپا مانع از خروج کامل خواهد شد. به بیان دیگر، ارتباط اندک و سوءظن فراوان میان ناتو و روسیه باقی خواهد ماند.

این به هیچوجه نسخه‌ای برای صلح طولانی نیست. برعکس، خطر درگیری مستقیم میان روسیه و کشورهای غربی همچنان بسیار بالا خواهد بود. با بی‌اعتمادی طولانی، افزایش مداوم تسلیحات، کمبود ارتباطات، تضعیف معماری امنیتی و تحریک‌های مستمر کرملین، سناریوهایی که یک جرقه کوچک به یک جنگ قاره‌ای منجر شود، کم نخواهد بود. احتمال جنگ به ویژه در صورتی بالا می‌رود که اتحاد ترانس‌آتلانتیک تضعیف شود یا فروپاشد.

سیاستگذاران ایالات متحده و اروپا نباید اجازه دهند این اتفاق بیفتد. حتی هنگامی که آن‌ها برای پایان دادن به جنگ جاری اروپا تلاش می‌کنند، باید کار برای جلوگیری از جنگ بعدی را آغاز کنند. ناتو باید بپذیرد که بازگشت به جهان پیش از ۲۰۲۲ امکان‌پذیر نیست و راه‌های جدیدی برای مدیریت رابطه با کرملین بیابد. در غیر این صورت، آمریکاییان و اروپاییان ممکن است خود را درگیر سومین جنگ جهانی ببینند، و قاره بار دیگر به میدان اصلی نبرد تبدیل شود.

-نقطهٔ بی‌بازگشت

در بیشتر دوران پس از جنگ سرد، روسیه و کشورهای غربی روابط عملیاتی داشتند. پس از پایان رویارویی، دو طرف شبکه‌ای از نهادها، مجامع دیپلماتیک و برنامه‌های تبادلی ایجاد کردند تا تفاهم متقابل را تقویت کنند و از درگیری جلوگیری شود. آن‌ها سازمان امنیت و همکاری اروپا را بر اساس اجماع و شمول ایجاد کردند؛ مجمعی قاره‌ای برای گفت‌وگو بر پایه معیارها و نهادهای مشترک. همچنین مکانیسم‌هایی برای تعامل و همکاری ناتو و روسیه به وجود آمد و مجموعه‌ای از توافقنامه‌های کنترل تسلیحات و اقدامات اعتمادسازی نظامی به اجرا گذاشته شد.

این چارچوب کامل نبود و تقریباً پس از الحاق کریمه و تهاجم به شرق اوکراین در ۲۰۱۴ فروپاشید، اما به طور کلی موفق بود و مانع بازگشت به یک رویارویی سبک جنگ سرد شد. اقتصاد اتحادیه اروپا و روسیه به یکدیگر وابسته شدند: اروپا انرژی ارزان و مواد خام دریافت می‌کرد و روسیه سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی، دانش غرب و محصولات مصرفی پیشرفته کسب می‌کرد. میلیون‌ها نفر سالانه با قطار، گذرگاه‌های زمینی و پروازهای روزانه بین اروپا و روسیه سفر می‌کردند. روسیه بخشی از استانداردسازی آموزشی اتحادیه اروپا بود و مدارک دانشگاهی آن در سراسر قاره معتبر بود. مسکو عضو شورای اروپا بود و از حقوق بشر، دموکراسی و حاکمیت قانون حمایت می‌کرد.

اما وقتی تانک‌های روسی در ۲۴ فبروری ۲۰۲۲ به سمت کیف حرکت کردند، این سیستم فروپاشید. شورای ناتو-روسیه فوری معلق و سپس منحل شد. مسکو از شورای اروپا خارج شد. سازمان امنیت و همکاری اروپا هنوز وجود دارد، اما اکنون صرفاً به مجلسی برای مبادلهٔ محکومیت‌ها و اتهامات متقابل میان روسیه و کشورهای ناتو تبدیل شده است. تجارت اتحادیه اروپا و روسیه کاهش شدیدی یافته است؛ در ۲۰۲۴ مجموع تجارت کالاها حدود ۸۰ میلیارد دالر بود، در حالی که تنها سه سال قبل تقریباً ۳۰۰ میلیارد دالر بود. به جز تعامل اخیر آمریکا در مورد اوکراین، مقامات غربی با همتایان روسی خود تقریباً هیچ ارتباطی ندارند. تبادلات آموزشی تقریباً متوقف شده است و گذرگاه‌های زمینی میان روسیه و همسایگان ناتو یا بسته است یا محدودیت شدید دارد. تنها پرواز مستقیم میان مسکو و کشورهای اروپایی، غیر از بلاروس، پرواز ایر صربیا از بلگراد است.

-در آستانهٔ خطر

با وخامت روابط، سیاست‌گذاران اروپایی و روسی هشدار داده‌اند که در مسیر جنگ هستند. بررسی راهبردی ملی فرانسه در جولای ۲۰۲۵ از «خطر جنگ آشکار علیه قلب اروپا» تا ۲۰۳۰ خبر داد. وزیر دفاع آلمان در نوامبر ۲۰۲۵ گفت روسیه تا ۲۰۲۹ آماده حمله خواهد بود و برخی تاریخ‌نگاران نظامی هشدار داده‌اند که اروپا «آخرین تابستان صلح‌آمیز» خود را گذرانده است. در دسامبر ۲۰۲۵، دبیرکل ناتو اعلام کرد که روسیه ممکن است در پنج سال آینده به یک کشور ناتو حمله کند و اعضا «باید برای وسعت جنگی که پدربزرگ‌ها و اجداد ما تحمل کردند، آماده باشند». مسکو نیز ناتو را بلوکی تجاوزکار و توسعه‌طلب معرفی کرده است.

دور از عقل است که حملهٔ عمدی و از پیش برنامه‌ریزی‌شدهٔ روسیه به ناتو را نادیده گرفت. نیروهای نظامی حتی برای رویدادهای کم احتمال نیز باید آماده باشند. با این حال، سناریوهای محتمل جنگ با سخنان فعلی رهبران اروپایی همخوانی ندارند. از اوایل ۱۹۹۰ مشخص بود که مسکو ناتو—به ویژه ایالات متحده—را نیروی برتر متعارف می‌داند که در درگیری مستقیم پیروز خواهد شد. مادامی که ناتو وحدت نسبی خود را حفظ کند، حملهٔ عمدی و فرصت‌طلبانهٔ روسیه به این اتحاد بعید است.

با این حال، راه‌های محتملی وجود دارد که روسیه و ناتو به جنگ کشیده شوند، حتی اگر اتحاد ترانس‌آتلانتیک باقی بماند. برای نمونه، اقدامات مستمر روسیه در «منطقه خاکستری»، مانند خرابکاری زیرساخت‌های حیاتی و ترورهای هدفمند، می‌تواند موجب تشدید پاسخ ناتو شود. نفوذ هوایی روسیه یا آسیب به کابل‌های زیرآبی ممکن است واکنش شدیدتری ایجاد کند، مانند توقیف کشتی روسی. با توجه به سوءظن متقابل و فقدان ارتباط، ستاد کل روسیه و کرملین احتمالاً اقدامات ناتو را صرفاً دفاعی نخواهند دانست و واکنش متقابل، ممکن است شامل حملات سایبری به اهداف غیرنظامی و نظامی باشد.

-بازدارندگی از طریق قدرت

پس از پایان جنگ اوکراین، برخی مقامات غربی ممکن است وسوسه شوند که تعهدات هزینه‌های دفاعی را کاهش داده و برای یک تنش‌زدایی گسترده با مسکو مذاکره کنند. اما این یک خطای استراتژیک بزرگ خواهد بود. روسیه، به‌عنوان یک قدرت تجدیدنظرطلب با ناامنی‌های عمیق و دیدگاه‌های محکم، به امنیت و ثبات از دیدگاه ناتو علاقه‌ای ندارد. بلکه همواره شکاف‌ها را آزمایش خواهد کرد. بنابراین اولویت ناتو باید پر کردن این شکاف‌ها از طریق تقویت بازدارندگی باشد.

ایالات متحده و متحدانش باید رابطه‌شان را بر پایه‌ای محکم قرار دهند. شکاف کامل میان آمریکا و متحدان، قاره را در برابر تهاجم روسیه بسیار آسیب‌پذیر خواهد کرد. حضور نظامی آمریکا و تعهد واضح آن به دفاع از اروپا، مسکو را از درگیری مستقیم با ناتو بازداشته است. بدون این، محتمل است که روسیه با جسارت بیشتری عمل کند.

-گفتگو و کاهش تنش

در دورهٔ پساجنگ، بازدارندگی پایه‌ای برای مدیریت مسکو باقی خواهد ماند، اما کافی نیست. متحدان به سازوکارهای جدید برای گفت‌وگو و تعامل با روسیه نیاز دارند تا خطرات کاهش یابد و تنش‌ها کنترل شود. الگوهایی از دوران جنگ سرد وجود دارد که می‌تواند راهنمایی برای این دوره باشد: خطوط تماس مستقیم مانند «خط داغ بحران هسته‌ای» یا توافق‌نامه‌های کاهش ریسک میان نیروهای دریایی و هوایی. بازگشت به وضعیت پیش از جنگ امکان‌پذیر نیست، اما قطع کامل ارتباط نیز زمینه سوءتفاهم و درگیری را فراهم می‌کند.

اروپا، کانادا، ایالات متحده و دموکراسی‌های آسیای-اقیانوسیه مانند ژاپن باید نسخهٔ مدرن «کمیته هماهنگی کنترل صادرات چندجانبه» را ایجاد کنند تا اطمینان حاصل شود کالاهای غربی موجب تقویت توان نظامی روسیه نشوند.

-نتیجه‌گیری

روسیه به امنیت و ثبات به سبک ناتو علاقه‌ای ندارد. ناتو باید بازدارندگی و سازوکارهای کاهش ریسک را با هم ترکیب کند تا درگیری با مسکو پیش نیاید. همچنین، هرگونه توافق آتش‌بس میان اوکراین و روسیه باید جامع و قابل اجرا باشد تا زمینهٔ یک جنگ گستردهٔ قاره‌ای از بین برود. علاوه بر آن، اروپا باید نیروهای خود را به‌طور هدفمند در مرزهای ناتو مستقر کند و توانمندی‌های دفاعی خود را افزایش دهد تا هرگونه اقدام تهاجمی روسیه پرهزینه و خطرناک شود. تنها با ترکیب بازدارندگی، دیپلماسی و آمادگی نظامی، می‌توان اروپا را در برابر خطرات احتمالی آینده محافظت کرد.

مقالات مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button