چگونه اروپا میتواند توجه پوتین را جلب کند
(الکساندر گابویف مدیر مرکز روسیه و اوراسیای کارنگی در برلین است.)
قاره باید از معضل روسیه عبور کند
الکساندر گابویف
(الکساندر گابویف مدیر مرکز روسیه و اوراسیای کارنگی در برلین است.)
منبع: foreign affairs
شنبه ۱۱ جولای ۲۰۲۶ مطابق ۲۰ سرطان ۱۴۰۵
———————————
– سخنان سخت و موضع قاطع
در حال حاضر، نشانهٔ چندانی وجود ندارد که پوتین آماده باشد با اروپاییها بهگونهٔ جدی گفتوگو کند.
در عوض، کرملین هنوز تمرکز خود را بر تعامل با دولت ترامپ گذاشته است.
با این حال، در واقعیت، احتمال آنکه ترامپ توافقی را به دست آورد که به سود پوتین باشد، بسیار کاهش یافته است و این احتمال همچنان کمتر میشود.
نخست، کاخ سفید به تدریج نسبت به حمایت از اوکراین موضع مثبتتری گرفته است. ترامپ در نشست گروه هفت در ماه جون در فرانسه اشاره کرد که حاضر است تحریمهای نفتی علیه روسیه را دوباره اعمال کند تا بر رهبر روسیه فشار وارد شود.
البته ترامپ ممکن است مانند بسیاری موارد دیگر، نظر خود را تغییر دهد.
اما کاخ سفید بهتدریج اهرم نفوذ خود بر کییف را از دست میدهد.
در سال نخست دورهٔ دوم ریاستجمهوری ترامپ، اوکراین بهآرامی در حال از دست دادن مناطق خود به روسیه بود.
اما اکنون وضعیت تغییر کرده است؛ اوکراین بیشتر توانسته است خط مقدم را حفظ کند و حتی خسارات بیشتری به دشمن خود وارد کند؛ چنانکه حملات ماه جون این کشور علیه مسکو این موضوع را آشکار ساخت.
در همین زمان، اروپا وارد عمل شده و بزرگترین سهم کمکها به کییف را فراهم کرده است.
– اگر پوتین هنوز از کاهش تدریجی موقعیت روسیه آگاه نشده باشد، سرانجام خواهد شد.
با افزایش تلفات روسیه و دشوارشدن جذب سرباز، مشکلات نیروی انسانی به مسئلهای بسیار جدی تبدیل خواهد شد که نمیتوان آن را نادیده گرفت.
همچنین ممکن است وضعیت سیاسی داخلی او دشوارتر شود؛ بهویژه اگر حملات اوکراین باعث کمبود انرژی در روسیه گردد.
در آن زمان، پوتین ممکن است حاضر شود با رهبران اروپایی گفتوگو کند.
او همچنین احتمالاً درک خواهد کرد که روسیه نمیتواند ساختار امنیتی جدیدی برای اروپا را تنها با واشنگتن مذاکره کند؛ زیرا خود اروپا دارای تواناییهای نظامی رو به گسترش و استقلال سیاسی بیشتری شده است.
– قدرت فزایندهٔ اوکراین، البته ممکن است دلیلی به نظر برسد که اروپا گفتوگو با پوتین را به تعویق بیندازد.
طرفداران مواضع سختگیرانه ممکن است استدلال کنند که اگر اروپا در حال بهدستآوردن برتری است، بهتر است منتظر بماند تا شاید پوتین خودش به سوی آنان بیاید.
آنان همچنین ممکن است هشدار دهند که رئیسجمهور روسیه میتواند نامهای را که رهبران اروپایی برای او میفرستند افشا کند تا چنین وانمود شود که اروپا برای رسیدن به توافق التماس میکند.
اما اروپا میتواند این خطر را با تنظیم درست پیام خود کاهش دهد؛ بهگونهای که نامه نه حالت اخلاقگرایانه داشته باشد و نه نشانهٔ ضعف، بلکه رهبران اروپایی را بهعنوان افراد مسئول، اصولگرا و بالغ در صحنهٔ سیاسی نشان دهد.
گفتوگو با پوتین به معنای معامله با او نیست.
اروپا میتواند مذاکرات را آغاز کند و در عین حال هر پیشنهادی را که برخلاف منافعش باشد رد نماید.
افزون بر این، مسیر جنگ همچنان غیرقابل پیشبینی است.
اروپاییها ممکن است امیدوار باشند که موقعیتشان در آینده بهتر شود، اما نمیتوانند از آن مطمئن باشند.
اگر روند جنگ تغییر کند، یا اگر پوتین احساس کند در تنگنا قرار گرفته و راهی خطرناکتر را انتخاب کند، اروپا از داشتن کانالهای حرفهای و مدیریتشده برای ارتباط با کرملین سود خواهد برد.
– اروپا شاید بتواند بر تحولات سیاسی داخل روسیه اثر بگذارد
تقویم سیاسی اروپا نیز باید باعث اقدام فوری شود.
در بیشتر موارد، رهبران کنونی اروپا همکاری خوبی با یکدیگر دارند؛ همانگونه که حمایت دوامدار این قاره از اوکراین نشان میدهد.
اما هیچ تضمینی وجود ندارد که نسل بعدی رهبران اروپا نیز به همین اندازه همکاری داشته باشند؛ بهخصوص اگر نیروهای پوپولیست در انتخابات آینده موفقیتهای بیشتری به دست آورند.
بنابراین، بهتر است اروپا در زمانی که نسبتاً متحد است، کانالهای ارتباطی خود با کرملین را ایجاد کند؛ نه اینکه خطر یک آیندهٔ بیثباتتر را بپذیرد.
تعامل دیپلماتیک با روسیه همچنین میتواند به احزاب اصلی اروپا کمک کند تا به منتقدان پوپولیست خود پاسخ دهند؛ از جمله حزب آ.اف.دِ آلمان که ادعا کرده کشورهای اروپایی بیش از حد برای کمک به کییف هزینه میکنند.
– سرانجام، اروپا با اقدام در زمان حاضر شاید بتواند بر تحولات سیاسی داخلی روسیه نیز تأثیر بگذارد.
شمار فزایندهای از نخبگان روسیه سرانجام به این نتیجه رسیدهاند که جنگ، امنیت، رفاه و نفوذ جهانی روسیه را کاهش میدهد.
حتی برخی از وفاداران پوتین، مانند هرمان گِرف، مدیرعامل بزرگترین بانک روسیه، جرئت کردهاند تصمیم کرملین برای ادامهٔ جنگ را مورد پرسش قرار دهند و خواستار یافتن راه خروج از بحران شوند.
این منتقدان تازه هنوز در موقعیتی نیستند که بتوانند پوتین را به چالش بکشند.
اما خبر تلاش اروپا برای مذاکره با کرملین جهت یافتن راه پایان بحران، سرانجام به گوش نخبگان روسیه خواهد رسید.
اگر اروپا بتواند به آنان نشان دهد که یک مسکو صلحجوتر میتواند در غرب خود شریکانی پیدا کند، ممکن است باعث افزایش اختلافات داخلی و واردشدن فشار بیشتر بر کرملین شود؛ دستکم در قالب مقاومت خاموش، مانند کندکردن اجرای دستورهای مربوط به جنگ.
برای آنکه چنین پیامی مؤثر باشد، رهبران اروپا باید در پیامهای عمومی خود خطاب به قشر تحصیلکردهٔ روسیه هماهنگ عمل کنند.
– اروپا و نقش امریکا
همزمان با تماس با پوتین، اروپا باید روابط خود را با جامعهٔ سیاست خارجی امریکا نیز تقویت کند.
اروپا باید در چارچوبهای منظم گفتوگو با دموکراتها و جمهوریخواهانی سرمایهگذاری کند که تجربهٔ واقعی در مذاکرات امنیت اروپا با کرملین دارند.
این کار به اروپا اجازه میدهد از ذخیرهٔ گستردهٔ تجربهٔ امریکا در دیپلماسی بحران استفاده کند؛ تجربهای که اروپا در این زمینه کمتر دارد.
همچنین چنین ارتباطی به ایجاد یک زبان مشترک دربارهٔ این مسائل مهم در دو سوی اقیانوس اطلس کمک خواهد کرد.
با وجود تمام سرمایهگذاریهای نظامی اروپا، واقعیت این است که هیچ نظام بهتر مدیریت امنیت در اروپا بدون موافقت امریکا شکل نخواهد گرفت.
زرادخانهٔ هستهای امریکا، نقش تعیینکنندهٔ آن در ناتو و رهبری واشنگتن در بسیاری از فناوریهای نظامی، بیش از حد مهم است.
کرملین نیز خواهان آن خواهد بود که ایالات متحده در هر توافقی که با اروپا انجام میدهد، حضور داشته باشد.
– با حضور ترامپ در قدرت، واشنگتن در حال حاضر تمرکز و تخصص لازم برای شرکت در گفتوگوهای جدی دربارهٔ آیندهٔ امنیت اروپا را ندارد.
بنابراین، احتمالاً هر توافق بزرگ باید تا سال ۲۰۲۹ منتظر بماند.
اما تعامل مستقیم میان رهبران اروپا و پوتین میتواند زمینه را برای آن زمان آماده سازد.
مهمتر از همه، چنین ارتباطی میتواند به دو طرف کمک کند تا خطرها را در شرایط کنونی مدیریت کنند و از وقوع یک درگیری فاجعهبار جلوگیری نمایند.



