افسر نیروی هوایی امریکا که طیاره اش در ایران سرنگون شد: هنگام سقوط آزاد در پشت خطوط دشمن دعا میکردم
نویسندگان: نورا اودانل، الیزا چاسان، کیت شارمن و روکسان فایتل
منبع: شبکهٔ خبری سی بی اس نیوز
دوشنبه ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۶ مطابق ۲۳ سنبله ۱۴۰۵
دگروال نیروی هوایی امریکا زمانی به کمک نیاز پیدا کرد که در ماه اپریل، پس از آنکه جنگندهاش از سوی ایران سرنگون شد، در منطقهای کوهستانی از صحرای ایران سقوط کرد و از همپرواز خود، پیلوت جنگندهٔ F-15E، جدا افتاد.
این پیلوت امریکایی با سرعت تخمینی ۷۰ تا ۱۰۰ مایل در ساعت بهگونهٔ سقوط آزاد به سوی زمین فرود آمد؛ موشک دوشپرتاب ایرانی چتر نجات او را آسیب زده بود. او در چوکی عقب جنگنده مینشست و افسر سیستمهای تسلیحاتیِ یک خدمهٔ دونفره بود که علامت مخابراتی مأموریتشان «Dude 44» بود. پیلوت «Alpha» و او «Bravo» بود.
براوو در نخستین روایت علنی خود از آنچه رخ داده است، گفت: «در یک لحظه، وقتی به بالا نگاه کردم و دیدم هیچ چتر نجاتی وجود ندارد، وحشتناکترین چیزی بود که در تمام عمرم دیده بودم. همانجا لحظهای مکث کردم و دعا کردم: “پروردگارا، ارادهٔ تو انجام شود. اما اگر قرار است از این وضعیت جان سالم به در ببرم، به کمک نیاز دارم.”»
رسیدن کمک دو روز طول کشید. براوو که در اثر برخورد با زمین با آن سرعت زیاد، کمر، یک دست و یک شانهاش شکسته بود، پیش از نجات یافتن، دو روز در پشت خطوط دشمن پنهان ماند و زنده ماند. او این رویداد را «معجزهای در روزگار ما» مینامد.
براوو، که به دلیل تهدیدهای امنیتی با علامت مخابراتی مأموریتش معرفی میشود، گفت: «باور دارم که این گواهی بر عنایت خداوند در زندگی من است؛ اینکه مرا از آن لحظه بهگونهای عبور داد که هرچند مانع جراحتها نشد، اما از وارد شدن هرگونه آسیب فاجعهباری که میتوانست توانایی من برای زنده ماندن را از بین ببرد، جلوگیری کرد.»
– مأموریت «Dude 44» در ایران و آنچه اشتباه پیش رفت
به گفتهٔ جنرال براد کوپر، فرمانده امریکایی فرماندهی مرکزی ایالات متحده که رهبری نیروهای امریکایی در خاورمیانه را بر عهده دارد، ارتش امریکا تا اکنون در جنگ با ایران حدود ۱۳ هزار مأموریت پروازی انجام داده است. مأموریت «Dude 44» در شب دوم اپریل در نزدیکی منطقهای کوهستانی در جنوب شهر اصفهان انجام میشد؛ نزدیک به محلی که ایران بخش بزرگی از مواد هستهای با غنای بالای خود را نگهداری میکرد. به گفتهٔ کوپر، مأموریت «Dude 44» در آن شب، انجام حملهای بر تأسیسات صنعتی مرتبط با برنامهٔ پهپادی و موشکی ایران بود.
کوپر گفت: «ما برتری هوایی داشتیم، اما روشن است که بر فراز کانزاس پرواز نمیکردیم.»
جنگندهٔ دونفرهٔ F-15E به ارزش ۳۰ میلیون دالر، که برای چندین دهه یکی از ابزارهای اصلی عملیات رزمی هوایی امریکا بوده است، با یک موشک دوشپرتاب سرنگون شد؛ موشکی که ممکن است حدود ۱۰۰ هزار دالر قیمت داشته باشد.
براوو گفت: «آن روز برای ما فقط یک روز دیگر از جنگ بود؛ تا لحظهای که یک سلاح ایرانی به ما اصابت کرد.»
– آلفا و براوو چگونه زنده ماندند
براوو لحظهٔ اصابت موشک را به «برخورد با یک قطار باری» تشبیه کرد و گفت که او و آلفا هر کاری از دستشان برمیآمد انجام دادند تا جنگنده را نجات دهند. اما خیلی زود روشن شد که نجات طیاره ممکن نیست؛ بنابراین هر دو با چوکیهای پرتابشونده از جنگنده خارج شدند.
آلفا که با موفقیت از جنگنده بیرون پرید و پیش از براوو نجات داده شد، اکنون دوباره برای نیروی هوایی پرواز میکند. او به دلیل ملاحظات امنیتی درخواست برنامهٔ «۶۰ دقیقه» برای مصاحبه را رد کرد. با این حال، آلفا در بیانیهای که در اختیار «۶۰ دقیقه» قرار گرفت، از نجات خود و براوو ابراز سپاسگزاری کرد.
آلفا در این بیانیه گفت: «هنوز هم از حرفهایگری و مهارت تاکتیکی متخصصان جستوجو و نجات رزمی و نیروهای مشترکی که مأموریتهای نجات من و براوو از DUDE 44 را اجرا کردند ــ چه کسانی که در صحنهٔ عملیات بودند و چه کسانی که در پشت صحنه فعالیت داشتند ــ شگفتزدهام. واژهها نمیتوانند بیان کنند که من و خانوادهام تا چه اندازه سپاسگزاریم و من تا چه اندازه افتخار میکنم که شانهبهشانهٔ تکتک آنان خدمت میکنم.»
برنامهٔ «۶۰ دقیقه» دریافته است که براوو پس از تقلا با چتر نجات آسیبدیدهاش، با شدت به زمین برخورد کرد و در حدود پنج مایل دورتر از آلفا فرود آمد.
او گفت: «جراحت داشتم، اما همهٔ ما آموزش دیدهایم که خود را با شرایط سازگار کنیم و بر مشکلاتی که با آن روبرو میشویم، غلبه کنیم. با وجود جراحتها، تا جایی که میتوانستم با سرعت از محلی که در آن فرود آمده بودم، دور شدم.»
هوا تاریک بود؛ اما براوو گفت با طلوع آفتاب بهتدریج توانست بخشهایی از محیط اطرافش را تشخیص دهد؛ چیزی شبیه حضور در یک سفر شکار در ساعات نخست صبح.
براوو گفت: «در قلب ایران، جایی که ما بودیم، درههای مرتفع صحرایی وجود دارد، اما در عین حال صخرههای شگفتانگیز و ناهموار نیز هست. من خودم را در یکی از همان درهها یافتم که در دو سوی آن صخرهها قرار داشتند.»
او دریافت که امنترین راه، رفتن به ارتفاعات است و با وجود شکستگی استخوانهایش، پیادهروی و صعود کرد تا خود را به خطالرأسی در ارتفاع ۷ هزار فوت برساند.
براوو گفت: «هرگز اجازه ندهید کمبود انگیزه باعث شود سر از تلویزیون ایران درآورید.»
– اطلاع یافتن مقامها در ایالات متحده از سرنگونی خدمه
در ایالات متحده، پیت هگست، وزیر دفاع، نیمهشب با خبر این رویداد از خواب بیدار شد. او گفت که بلافاصله به گامهای بعدی فکر کرد: اینکه آیا خدمه سالماند و آیا ایران میداند چه اتفاقی افتاده است یا خیر.
او گفت: «زنده باشند یا نباشند، ما میرویم و آنها را برمیگردانیم.»
رسانههای ایرانی تصاویری از بقایای جنگنده منتشر کردند و ویدیوهایی نیز در اینترنت ظاهر شد که گروههای مسلح را در حال جستوجوی خدمهٔ سرنگونشده نشان میداد. به گفتهٔ منابع نظامی امریکا، ایرانیها تا فاصلهٔ چند صد متری براوو رسیده بودند.
جنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش امریکا که خود نیز پیشتر پیلوت جنگنده بوده است، گفت: «قصد آشکاری از سوی نیروی زمینی ایران وجود داشت که آن دو نفر را پیدا کند.»
کوپر گفت که در جریان این «مسابقه با زمان»، ارتش امریکا تحرکات ایرانیها در منطقه را از نزدیک زیر نظر داشت.
– یکی از پیچیدهترین عملیاتهای نجات در تاریخ ارتش امریکا
شش ساعت پس از آغاز ماجرا، امریکا توانست در جریان عملیاتی پرخطر در روشنایی روز، آلفا را نجات دهد. هلیکوپترهای امریکاییِ نیروی نجات زیر آتش قرار گرفتند.
هگست گفت: «از لحظهٔ ورود تا لحظهٔ خروج، تمام مسیر درگیری مسلحانه بود. اما آنها آلفا را برگرداندند.»
با این حال، تنها نیمی از مأموریت انجام شده بود. نیرویی که آلفا را نجات داده بود نتوانست براوو را پیدا کند و عقبنشینی کرد.
اما هنگامی که در پایان نخستین روز حضور براوو در ایران شب فرا رسید، او توانست پیامی به کشورش بفرستد.
براوو گفت: «وقتی به لحظهای رسیدم که میتوانستم آنچه را پشت سر گذاشته بودم مرور کنم و دربارهٔ همهٔ آن فکر کنم، پیام فرستادم: “خداوند نیکوست”؛ به نشانهٔ اذعان به همهٔ آنچه خداوند مرا از آن عبور داده بود.»
او همچنین ارتش امریکا را آگاه کرد که زخمی شده، اما همچنان در حال حرکت است. مدت زیادی نگذشته بود که نزدیک بود نیروی نجات دیگری اعزام شود، اما هگست گفت: «شرایط با هم جور نشد.»
او گفت: «این تصمیم واقعاً بسیار دشوار بود. هرگز فراموش نمیکنم که، میدانید، در اتاق وضعیت بودیم و گفتم: “خُب، فکر میکنم باید ۲۴ ساعت دیگر ادامه بدهیم”؛ یعنی: “براوو اساساً باید ۲۴ ساعت دیگر آن بیرون بماند.”»
براوو یک شبانهروز کامل دیگر را تقریباً بدون آب و غذا، در میان باد و سرمای صحرای مرتفع کوهستانی، زنده ماند.
سازمان اطلاعات مرکزی امریکا، سیا، در نجات براوو نقشی محوری داشت. این سازمان یک کارزار فریب چندجانبه را برای سردرگم ساختن نیروهای ایرانی که در جستوجوی براوو بودند، به راه انداخت. همچنین از فناوری فوقمحرمانه برای تعیین دقیق موقعیت براوو استفاده کرد.
برای باز کردن مسیر نجات براوو، ویدیویی که بهتازگی از حالت محرمانه خارج شده است نشان میدهد که بمبافکنها و پهپادهای امریکایی، نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران را در نزدیکی محلی که او پنهان شده بود، هدف قرار دادند. سپس زمان آن رسید که برای نجات براوو دوباره وارد ایران شوند.
جنرال کوپر گفت بیش از ۹۰ نظامی امریکایی در آن عملیات روی زمین حضور داشتند؛ نخستین حضور نیروهای زمینی امریکا در خاک ایران طی ۴۶ سال گذشته. چند صد نفر در هوا حضور داشتند و چند هزار تن دیگر در نقشهای پشتیبانی در مأموریت نجات خدمت کردند.
جنرال کین، با اشاره به جایگاه براوو در چوکی عقب جنگنده، گفت: «فکر میکنم آنچه باید بدانید این است که اگر لازم میشد، افراد بیشتری هم برای آوردن آن افسر چوکی عقب میفرستادیم.»
این نیرو با دو طیاره بزرگ جستوجو و نجات وارد شد و در یک باند هوایی موقت در صحرا فرود آمد. سپس هلیکوپترهای کوچک «Little Bird» را به پرواز درآوردند؛ هلیکوپترهایی که توانایی رسیدن به براوو در خطالرأس کوه، در فاصلهٔ چند مایلی، را داشتند.
– «یکی از بزرگترین لحظههای زندگیام»
براوو گفت لحظهای که نجاتدهندگانش را دید، «یکی از بزرگترین لحظههای زندگیام» بود. هرچند براوو نمیخواهد جزئیات دقیق گفتوگویش با آنان را بازگو کند، اما گفت که وقتی آنان برای نخستین بار به او رسیدند، چه گفت:
«برویم.»
اما براوو و دیگر افرادی که روی زمین بودند، هنوز از خطر بیرون نشده بودند. ارابههای فرود طیاره های نجات در ریگهای صحرای باند موقت گیر کرده بود. طیاره ها نمیتوانستند پرواز کنند و بیش از ۹۰ تن از کسانی که جنرال کوپر آنان را «نخبهترین نظامیان» ارتش توصیف کرد، در آنجا گیر مانده بودند؛ تا اینکه یک واحد مخفی نیروی هوایی برای نجات آنان وارد عمل شد.
ایالات متحده دو طیاره زمینگیرشده را، که ارزش هر یک حدود ۱۰۰ میلیون دالر بود، همراه با هلیکوپترهای «Little Bird» منهدم کرد تا فناوری آنها به دست ایران نیفتد.
پنجاه ساعت پس از سرنگون شدن، براوو در امنیت بود؛ او همزمان با طلوع آفتاب در یکشنبهٔ عید پاک نجات داده شد. مدت کوتاهی پس از ترک ایران، براوو با همسرش که در ایالات متحده بود، تماس گرفت.
براوو گفت: «واقعاً به او افتخار میکردم و از قدرت و استقامتی که نشان داده بود، سپاسگزار بودم.»
این افسر میگوید میخواهد مردم امریکا بدانند که داستان این عملیات نجات، بسیار فراتر از آن چیزی است که شخص او از سر گذرانده است.
او گفت: «این داستانِ کار گروهی، آموزش، ایمان، تصمیمگیریها و رهبری است؛ برای انجام کاری که در تاریخ بهعنوان نمونهای از آنچه امریکا حاضر است برای وفادار ماندن به وعدهٔ خود و جا نگذاشتن هیچیک از افرادش انجام دهد، ماندگار خواهد شد.»



