ایالات متحده هزینهٔ زنجیرهٔ پیامدهایی را خواهد پرداخت که ترامپ در ناتو آغاز کرد

(فرید زکریا برای روزنامهٔ واشنگتن پُست در زمینهٔ امور خارجی مقاله می‌نویسد. او همچنان گردانندهٔ برنامهٔ تلویزیونی Fareed Zakaria GPS در شبکهٔ سی‌ان‌ان است.)

اروپایی که بیشتر برای دفاع هزینه کند، کمتر وابسته خواهد بود ــ و کمتر از واشنگتن پیروی خواهد کرد

دیدگاه: فرید زکریا

منبع: روزنامهٔ واشنگتن پست

شنبه ۱۱ جولای ۲۰۲۶ مطابق ۲۰ سرطان ۱۴۰۵

———————————-

حتی کسانی که از دونالد ترامپ خوش‌شان نمی‌آید، معمولاً در یک مورد به او اعتبار می‌دهند: این‌که ناتو را وادار کرد سهم عادلانهٔ خود را بپردازد.

رؤسای جمهور امریکا برای مدت طولانی از موضوع تقسیم مسئولیت‌ها در ناتو شکایت کرده‌اند. ترامپ در بیان این موضوع خشن، نمایشی و معامله‌محور بوده است؛ اما احساسی که او مطرح می‌کرد، در اصل با دیدگاه بسیاری از سیاست‌گذاران امریکایی مشترک بود.

و اروپایی‌ها نیز این پیام را دریافت کردند.

کشورهای عضو ناتو به جز ایالات متحده، در مجموع در سال ۲۰۱۴ حدود ۱.۴ درصد از تولید ناخالص داخلی خود را برای دفاع هزینه می‌کردند؛ اما در سال ۲۰۲۵ این رقم به نزدیک ۲.۳ درصد رسید.

اما باید در انتخاب خواسته‌های خود محتاط بود.

فرض معمول این است که اگر اروپا هزینه‌های دفاعی خود را افزایش دهد، ایالات متحده کمتر هزینه خواهد کرد. این فرض به وضوح نادرست است.

هزینه‌های دفاعی اروپا اکنون در بالاترین سطح خود در چندین دههٔ گذشته قرار دارد، با وجود آن‌که ترامپ برای سال مالی ۲۰۲۷ یک بودجهٔ دفاعی عظیم به ارزش ۱.۵ تریلیون دالر پیشنهاد کرده است.

هزینه‌های دفاعی ایالات متحده هیچگاه تنها بر اساس نیازهای ناتو تعیین نشده است. این هزینه‌ها بازتاب نقش امریکا به عنوان یک ابرقدرت جهانی است؛ کشوری که دارای پایگاه‌های نظامی، ناوگان‌های دریایی و تعهدات امنیتی در سراسر جهان می‌باشد.

واشنگتن می‌خواهد روسیه را بازدارندگی کند، در برابر چین مقابله نماید، قدرت خود را در خاورمیانه به نمایش بگذارد، مسیرهای دریایی جهانی را محافظت کند، از سرزمین خود دفاع نماید، برتری هسته‌ای خود را حفظ کند، در فضا برتری داشته باشد، در عرصهٔ طیاره های بدون سرنشین و هوش مصنوعی پیشتاز باقی بماند و توانایی جنگیدن در مناطق دور از خاک خود را حفظ کند.

در واقع، انستیتوت بین‌المللی مطالعات راهبردی در سال ۲۰۱۸ محاسبه کرده بود که هزینهٔ مستقیم دفاعی امریکا برای اروپا تنها حدود پنج درصد از مجموع هزینه‌های دفاعی امریکا را تشکیل می‌دهد.

با افزایش هزینه‌های دفاعی اروپا، این قاره کمتر به ایالات متحده وابسته خواهد بود و کمتر در برابر آن احساس تعهد و پیروی خواهد داشت.

برای بیش از ۷۵ سال، برتری امریکا در داخل ناتو، مزایای بزرگی برای واشنگتن فراهم کرده است.

ایالات متحده بیش از ۳۰ پایگاه نظامی در سراسر اروپا دارد و این پایگاه‌ها به آن اجازه داده‌اند نه تنها در اروپا، بلکه در افریقا، خاورمیانه و آسیا نیز قدرت خود را اعمال کند.

عملیات امریکا در خاورمیانه، از جمله جنگ‌های عراق و افغانستان و در سال‌های اخیر عملیات مرتبط با ایران، تا حد زیادی به دسترسی به پایگاه‌ها، امکانات نظامی و حقوق عبور از فضای هوایی کشورهای اروپایی وابسته بوده است.

در بسیاری موارد، کشورهای عضو ناتو اجازه داده‌اند امریکا از تأسیسات آن‌ها استفاده کند؛ حتی زمانی که با جنگی که امریکا به راه انداخته بود، موافق نبودند.

اما اکنون، هرگاه اروپایی‌ها به این باور برسند که امریکا کشوری غیرقابل اعتماد یا حتی خصمانه است، تمایل کمتری خواهند داشت که خواسته‌ های واشنگتن را بپذیرند و امکانات خود را در اختیار آن قرار دهند.

ایالات متحده تصور کرده است که متحدانش همواره در کنار راهبردهای گسترده‌تر آن، از جمله کارزارهای اقتصادی واشنگتن، قرار خواهند گرفت.

اما همان‌گونه که سلسته والندر، مقام پیشین وزارت دفاع امریکا، در مجلهٔ فارن افیرز نوشته است، اروپا هم‌اکنون منافع و ابزارهای مستقل خود را دارد.

اروپا بخش بزرگی از دارایی‌های منجمدشدهٔ روسیه را در اختیار دارد. این قاره تحریم‌های مستقل خود را علیه کشتیرانی، نظام مالی و فناوری روسیه وضع کرده است.

همچنان اروپا میزبان سیستم سوئیفت (SWIFT) است؛ شبکهٔ پرداخت‌های بین‌المللی که محروم ساختن بانک‌های بزرگ روسیه از دسترسی به آن، نقش مهمی در فشارهای اقتصادی علیه مسکو داشته است.

اگر واشنگتن بخواهد در یک توافق با رئیس‌جمهور روسیه، ولادیمیر پوتین، فشارها بر مسکو را کاهش دهد، ممکن است اروپا با آن مخالفت کند.

اگر واشنگتن بخواهد فشارها بر ایران یا چین را افزایش دهد، اروپا ممکن است در این زمینه تردید نشان دهد.

– مسئلهٔ تسلیحات

موضوع دیگری که مطرح است، مسئلهٔ سلاح‌ها و تجهیزات نظامی است.

یکی از مزایای پنهان رهبری امریکا در ناتو این بوده است که کشورهای اروپایی تجهیزات نظامی امریکایی خریداری می‌کنند.

اروپایی‌ها جنگنده های جنگی اف-۳۵ (F-35)، سیستم ‌های راکتی هیمارس (HIMARS)، سیستم‌های دفاع هوایی پاتریوت (Patriot)، طیاره های گشت دریایی P-8 و بسیاری تجهیزات دیگر را خریداری کرده‌اند؛ نه تنها به این دلیل که این تجهیزات خوب هستند، بلکه به این دلیل که چنین خریدهایی اروپا را به ایالات متحده پیوند می‌دهد.

داشتن تجهیزات نظامی مشترک، عملیات مشترک را آسان‌تر می‌سازد. همچنان به کشورهای خط مقدم اطمینان می‌دهد که نیروهای امریکایی همچنان درگیر و متعهد باقی خواهند ماند.

اما اکنون مقام‌های اروپایی آشکارا از ضرورت کاهش وابستگی به تجهیزات نظامی امریکایی سخن می‌گویند.

آنان نگران‌اند که ادارهٔ ترامپ در آینده ممکن است از ارائهٔ به‌روزرسانی‌های نرم‌افزاری، قطعات یدکی یا پشتیبانی عملیاتی خودداری کند.

زمانی که کشوری مانند دنمارک مجبور باشد نگران تهدیدهای یک رئیس‌جمهور امریکا دربارهٔ گرینلند باشد، پیش از خرید نسل بعدی تجهیزات نظامی خود از ایالات متحده، چندین بار فکر خواهد کرد.

برای شرکت‌های دفاعی امریکا، این موضوع می‌تواند یک زیان بزرگ اقتصادی باشد.

اما برای راهبرد جهانی امریکا، زیان آن ممکن است بسیار بزرگ‌تر باشد.

فروش سلاح تنها یک معاملهٔ تجارتی نیست. این معاملات عادت‌های همکاری، هماهنگی نظامی و راهبرد مشترک ایجاد می‌کنند.

– خطر نهایی

یک خطر دیگر نیز وجود دارد.

ما به آسانی از «اروپا» سخن می‌گوییم که باید هزینه‌های بیشتری برای دفاع بپردازد؛ اما واقعیت این است که بودجه‌های دفاعی هنوز در سطح کشورهای جداگانه تنظیم می‌شود.

و بیشتر حکومت‌های اروپایی با مشکلات مالی روبرو هستند.

همان‌گونه که لیانا فیکس، تحلیلگر امور بین‌الملل، در فارن افیرز اشاره کرده است، کشوری که بیشترین ظرفیت برای افزایش هزینه‌های دفاعی را دارد، آلمان است.

و اکنون آلمان آغاز کرده است تا در مقیاسی چشمگیر این کار را انجام دهد.

– این اقدام ضروری است.

آلمان برای مدت طولانی بیش از حد محتاط و منفعل بوده است.

این کشور یک دموکراسی لیبرال است که عمیقاً در ساختار اروپا ادغام شده و هیچ دلیلی وجود ندارد که از یک گرایش تهاجمی پنهان در ماهیت سیاسی آن ترسید.

اما در سیاست بین‌المللی، اندازه و قدرت اهمیت دارد.

آلمانی که بسیار بیشتر از کشورهای همسایهٔ خود هزینه کند، ناگزیر در فرانسه، پولند و کشورهای کوچک‌تر اطراف خود نگرانی ایجاد خواهد کرد.

نبوغ راهبرد امریکا پس از سال ۱۹۴۵ در این بود که همین مشکل را حل کرد.

ایالات متحده شرایطی را ایجاد کرد که کشورهای اروپایی دیگر مجبور نباشند مانند قدرت‌های بزرگ سنتی فکر و عمل کنند.

در سایهٔ چتر امنیتی امریکا، فرانسه و آلمان دیگر نیاز نداشتند یکدیگر را مهار و متوازن سازند.

ایالات متحده رقابت‌ها و اختلافات درون اروپایی را که در طول قرن‌ها زمینه‌ساز جنگ‌های ویرانگر شده بود، کاهش داد.

این کشور یک نظام امنیتی ایجاد کرد که باثبات، صلح‌آمیز و همسو با منافع امریکا بود.

اما اکنون ما یک زنجیرهٔ واکنش‌ها را آغاز کرده‌ایم.

با گذشت زمان، امریکایی‌ها دلتنگ ناتوی قدیمی خواهند شد؛ نه به این دلیل که آن نظام کاملاً عادلانه بود، بلکه به این دلیل که موفق‌ترین نظام امنیتی‌ای بود که جهان تاکنون به خود دیده است؛ نظامی که امریکا در مرکز آن قرار داشت.

See less

مقالات مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button