با اوجگیری تنشهای جهانی بر سر انرژی، روسیه حضور نظامی خود را در دریای بالتیک افزایش داده و بهطور مستقیم از نفتکشهای مرتبط با صادرات نفت تحریمشده حمایت میکند؛ اقدامی که نشان میدهد تقابل مسکو و غرب وارد مرحلهای تازه و خطرناک شده است.
خبرگزاری آگاه
گزارشها حاکی از آن است که ناوشکن «سِوِرومورسک» از ناوگان شمالی روسیه، در آبهای دریای بالتیک، نزدیک سواحل دانمارک و آلمان، در حال گشتزنی است و نفتکشهایی را همراهی میکند که در چارچوب «ناوگان سایه» به انتقال نفت تحریمشده مشغولاند.
این اقدام در شرایطی صورت میگیرد که قیمت نفت خام «اورال» روسیه به حدود ۱۱۶ دالر در هر بشکه رسیده؛ بالاترین سطح در بیش از سیزده سال گذشته. این افزایش قیمت، در پی اختلال در عرضه جهانی انرژی—بهویژه در نتیجه تنشها با ایران—رخ داده است.
بر اساس تحلیلها، این سطح از قیمت، درآمدی فراتر از پیشبینی بودجهای مسکو ایجاد کرده و به ولادیمیر پوتین امکان میدهد هزینههای جنگ در اوکراین را با فشار کمتر تأمین کند.
در همین حال، ویدیوهایی منتشر شده که نشان میدهد یک کشتی جنگی روسیه، یک کشتی مسافربری دانمارکی را در مسیرهای شلوغ دریایی تعقیب میکند؛ اقدامی که نگرانیها درباره امنیت مسیرهای تجاری را افزایش داده است.
کشورهای غربی در تلاشاند با توقیف نفتکشها و تشدید تحریمها، صادرات انرژی روسیه را محدود کنند؛ اما مسکو با استفاده از حضور نظامی مستقیم، از این مسیرها محافظت میکند. این رویکرد، نشانهای از تغییر تاکتیک روسیه از مقابله اقتصادی صرف به ترکیبی از قدرت نظامی و اقتصادی است.
تحلیلگران میگویند که این تحولات، دریای بالتیک را به یکی از نقاط بالقوه تنش میان روسیه و غرب تبدیل کرده و خطر برخوردهای ناخواسته را افزایش داده است.
تحلیل آگاه
تحولات اخیر در دریای بالتیک، نشانهای واضح از تغییر قواعد بازی در رقابت میان روسیه و غرب است. اگر در سالهای گذشته، ابزار اصلی این تقابل تحریمهای اقتصادی بود، اکنون مسکو نشان داده که آماده است برای حفظ منافع خود، بهطور مستقیم از قدرت نظامی استفاده کند.
افزایش قیمت نفت، برخلاف هدف اولیه تحریمها، عملاً به سود روسیه تمام شده است. زمانی که بازار جهانی با کمبود عرضه مواجه میشود، حتی نفت تحریمشده نیز خریدار پیدا میکند—آن هم با قیمتهای بالاتر. این یعنی فشار اقتصادی نهتنها کاهش نیافته، بلکه در برخی موارد به تقویت توان مالی کرملین انجامیده است.
از سوی دیگر، ورود ناوهای جنگی به معادله تجارت انرژی، یک تحول نگرانکننده است. مسیرهای دریایی که پیشتر بهعنوان شریانهای اقتصادی شناخته میشدند، اکنون به میدانهای بالقوه تقابل نظامی تبدیل میشوند. این تغییر، خطر یک درگیری تصادفی را افزایش میدهد؛ درگیریای که میتواند پیامدهای گستردهتری در سطح اروپا و حتی جهان داشته باشد.
نکته مهمتر، ناکارآمدی نسبی راهبرد تحریمها است. سیاستی که در دوره جو بایدن با هدف تضعیف روسیه دنبال شد، اکنون با چالشهای جدی مواجه است. وقتی یک کشور بتواند با ایجاد مسیرهای جایگزین و استفاده از قدرت نظامی، تحریمها را دور بزند، ابزار فشار اقتصادی بهتنهایی کارایی خود را از دست میدهد.
در سطح کلان، آنچه در حال شکلگیری است، نوعی «نظامیشدن اقتصاد جهانی» است؛ جایی که تجارت، انرژی و امنیت بهطور بیسابقهای در هم تنیده میشوند. این روند، نهتنها ثبات بازارها را تهدید میکند، بلکه میتواند به افزایش رقابتهای ژئوپولیتیکی در نقاط حساس جهان منجر شود.
برای کشورهایی مانند افغانستان، این تحولات اگرچه دور بهنظر میرسد، اما پیامدهای آن کاملاً ملموس است. افزایش قیمت انرژی، بیثباتی در بازارها و تشدید رقابتهای قدرتهای بزرگ، همگی بهطور غیرمستقیم بر اقتصادهای تأثیر میگذارند.
در نهایت، آنچه امروز در دریای بالتیک جریان دارد، تنها یک مانور نظامی نیست؛ بلکه بخشی از یک تقابل گستردهتر است که مرز میان اقتصاد و امنیت را از میان برداشته است. در چنین شرایطی، هر نفتکش میتواند به یک نقطه تنش و هر مسیر تجاری به یک میدان رقابت تبدیل شود.
خبرگزاری آگاه آگاه؛ رسانه بیداری و برابری