گزارش تازه والاستریت ژورنال میگوید هرچند ایالات متحده آمریکا از توانایی عملی برای اجرای محاصرۀ تنگه هرمز برخوردار است، اما حفظ این محاصره در برابر تهدیدهای میدانی و فشارهای سیاسی و اقتصادی، با چالشهای جدی روبهرو خواهد شد.
متن خبر
بر اساس این گزارش، کارشناسان نظامی معتقدند نیروی دریایی آمریکا میتواند در مرحله نخست، عبور و مرور در تنگه هرمز را تحت کنترول بگیرد و کشتیهایی را که با ایران در ارتباط مالی هستند، متوقف کند.
دونالد ترامپ پیشتر اعلام کرده بود که نیروهای آمریکایی مأموریت شناسایی و توقف این کشتیها را آغاز خواهند کرد و همزمان عملیات پاکسازی ماینهای بحری نیز در دستور کار قرار دارد.
هدف اعلامشده این طرح، ایجاد مسیر امن برای رفتوآمد کشتیهای تجاری در یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان عنوان شده است.
با این حال، تحلیلگران هشدار میدهند که اجرای چنین برنامهای میتواند به یک مأموریت طولانیمدت و پرریسک تبدیل شود؛ زیرا تنگه هرمز در مجاورت مستقیم سواحل ایران قرار دارد و در برابر حملات احتمالی آسیبپذیر است.
به گفته کارشناسان، استفاده از ماینهای بحری، پهپادها و قایقهای تندرو توسط نیروهای ایرانی میتواند روند اجرای محاصره را پیچیدهتر و پرهزینهتر کند.
در گزارش آمده است که هرگونه درگیری تازه در این منطقه، میتواند به افزایش تنش نظامی و بیثباتی در بازار جهانی انرژی منجر شود.
تحلیل آگاه
محاصرۀ تنگه هرمز، در نگاه نخست یک اقدام قاطع نظامی بهنظر میرسد؛ اما در واقع، آغاز یک معادله پیچیده و پرهزینه است.
ایالات متحده از نظر نظامی توان برتری در دریا دارد و میتواند در کوتاهمدت کنترل مسیر را بهدست گیرد. اما مشکل اصلی، «حفظ کنترول» است—آن هم در منطقهای که طرف مقابل، یعنی ایران، از مزیت جغرافیایی و ابزارهای جنگ نامتقارن برخوردار است.
ایران برای مقابله مستقیم به ناوهای بزرگ نیاز ندارد؛ بلکه میتواند با استفاده از ماینهای بحری، درونها و قایقهای تندرو، هزینه عملیات را بهطور مداوم افزایش دهد. این همان الگویی است که در ادبیات نظامی بهعنوان «فرسایش تدریجی» شناخته میشود.
از سوی دیگر، طولانیشدن این مأموریت، فشار سیاسی و اقتصادی را بر واشنگتن افزایش خواهد داد. حضور دائمی نیروها در منطقه، هزینهبر است و هرگونه تلفات یا حادثه، میتواند حمایت داخلی را کاهش دهد.
در سطح جهانی، پیامدها حتی گستردهتر است. تنگه هرمز یکی از مهمترین شریانهای انرژی جهان است و هرگونه اختلال در آن، بهسرعت بر قیمت نفت، بیمه کشتیها و تجارت جهانی اثر میگذارد.
نکته کلیدی این است که در چنین سناریویی، پیروزی نظامی بهتنهایی تعیینکننده نیست. آنچه اهمیت دارد، «تحملپذیری هزینهها» است. پرسش اصلی این خواهد بود که کدام طرف—واشنگتن یا تهران—توان بیشتری برای تحمل فشار اقتصادی و نظامی در یک درگیری طولانیمدت دارد.
در نهایت، محاصرۀ هرمز میتواند بهجای حل بحران، آن را به مرحلهای پیچیدهتر وارد کند؛ جایی که خروج از آن، بهمراتب دشوارتر از آغاز آن خواهد بود.
خبرگزاری آگاه آگاه؛ رسانه بیداری و برابری