بقلم: کلاید راسل – ستوننویس امور انرژی و کالاهای آسیایی
منبع: خبرگزاری رویترز
سه شنبه، ۷ اپریل ۲۰۲۶ مطابق ۱۸ حمل ۱۴۰۵
——————————-
جنگ امریکا و اسرائیل علیه ایران با مجموعهای از محاسبات اشتباه از سوی اغلب طرفهای دخیل و پیرامونی همراه بوده است، اما خطر واقعی، توهم درباره وسعت بحران انرژی ناشی از آن است.
اینکه هر کشوری فکر کند میتواند از این مناقشه که اکنون وارد هفته ششم خود شده است، بهعنوان یک «برنده» بیرون بیاید، نوعی توهم است.
واقعیت این است که حتی اگر آتشبس برقرار شود و جریان کشتیها از تنگه هرمز در هفتههای آینده از سر گرفته شود، بحران انرژی برای اقتصاد جهانی همچنان پابرجاست.
برای جلوگیری از بدتر شدن اوضاع، نیازمند تفکر روشن از سوی دولتها، شرکتها و مصرفکنندگان هستیم.
-توهمات اصلی
توهم اول: فکر کردن به اینکه بازگشایی تنگه هرمز مشکلات فعلی تأمین نفت خام، محصولات پالایشی و گاز طبیعی مایع را حل خواهد کرد.
توهم دوم: تصور اینکه رئیسجمهور امریکا، دونالد ترامپ، و دولت او عاقلانه عمل میکنند، تصمیمات حسابشده میگیرند و کاملاً از خسارات اقتصادی که بر متحدان سابق در خلیج، اروپا و آسیا وارد میشود، آگاهاند.
توهم سوم: باور اینکه این بحران فقط مربوط به قیمت نفت خام است، در حالیکه واقعیت یک وضعیت اضطراری در تأمین محصولات پالایشی است، بهویژه برای کشورهایی که به واردات سوخت وابستهاند.
توهم چهارم: فکر کردن به اینکه سیاستهای کوتاهمدت خودخواهانه میتواند کشور شما را از بدترین پیامدها نجات دهد.
قطع صادرات سوخت پالایشی چین ممکن است تأمین داخلی را تضمین کند، اما اگر کشورهای همسایهٔ آسیایی به دلیل کمبود مجبور شوند بخش بزرگی از اقتصاد خود را تعطیل کنند، چه مدت طول میکشد تا این تأثیر بر صنایع صادراتی چین بازگردد؟
-نشانههای امیدوارکننده
برخی نشانهها حاکی از آن است که دولتها شروع به درک وسعت بحران کردهاند. برای مثال، استرالیا واردات سوخت را از کشورهای جاپان و سنگاپور تأمین کرده است و در ازای آن متعهد شده است که عرضه زغال و گاز طبیعی مایع (LNG) را ادامه دهد.
اما هنوز سؤال این است که جهان تا چه حد آماده مقابله با کاهش پایدار حدود ۱۲ میلیون بشکه در روز (شامل نفت خام و محصولات پالایشی) است، که بیش از ۱۰٪ تقاضای روزانه را تشکیل میدهد.
در دوران همهگیری کووید-۱۹، قیمتها و تقاضا کاهش یافت، زیرا قرنطینههای جهانی مانع سفر و مصرف مردم شد. اما شوک کنونی یک بحران عرضه حتی نگرانکنندهتر است و باعث افزایش قیمتها شده است، بهطوری که قیمت سوخت جت در سنگاپور بیش از دو برابر شده است.
-واقعیتهای غیرقابل چشمپوشی
۱. تنگه هرمز برای اکثر کشتیها عملاً بسته است.
۲. هیچیک از مذاکرات برای پایان دادن به مناقشه و بازگشایی تنگه تاکنون موفق نبوده و لحن اصلی بازیگران نشان میدهد که امید چندانی به دستیابی به توافق فوری نیست.
ترامپ گفته است که ایران میتواند «یک شبه نابود شود» اگر تنگه را باز نکند و در شبکههای اجتماعی از الفاظ رکیک استفاده کرده است.
تهدیدات او برای ریختن «جهنم» بر ایران پس از آن مطرح شد که او در تعطیلات آخر هفته در کاخ سفید، کنار شخصی با لباس خرگوش عید پاک ظاهر شد و بین صحبت درباره عرضه تخممرغ و تهدید به نابودی پلها و نیروگاههای ایران رفتوآمد کرد.
اگر تصویری بخواهد دیوانگی وضعیت کنونی را خلاصه کند، آن رئیسجمهور امریکا است که کنار شخصیتی خیالی مرتبط با جشن دینی نجات ابدی ایستاده و تهدید به نابودی یک کشور دیگر میکند.
با توجه به تهدیدات خشونتآمیز ترامپ و تجمع آشکار نیروهای نظامی امریکا در منطقه، جای تعجب نیست که ایران تاکنون پیشنهاد آتشبس را رد کرده است، چه برسد به سوابق او در رها کردن توافقها.
-خطرات فراوان
با اینکه هنوز ممکن است راهی برای جلوگیری از تشدید بیشتر وجود داشته باشد، خطر آسیب رسیدن به تأسیسات بیشتر در خلیج پابرجاست.
ایران تاکنون موفق شده است تأسیسات گاز طبیعی مایع و پالایشگاههای قطر و همچنین پالایشگاهها و زیرساختها در امارات متحده عربی، کویت، بحرین و عربستان سعودی را هدف قرار دهد.
تنگه هرمز برای بیشتر مالکان کشتیها بسیار خطرناک است و کشتیهای معدودی که عبور میکنند، احتمالاً با تأیید ایران و پس از پرداخت عوارض به تهران در حال عبور هستند.
-سه گزینه باقیمانده برای ترامپ
۱. کنار گذاشتن مشکل و تلاش برای چرخاندن مناقشه به عنوان یک پیروزی.
۲. تشدید چشمگیر و ریسک درگیری طولانی با آسیب گسترده به زیرساختهای انرژی خلیج و بحران شدید انرژی جهانی و رکود اقتصادی.
۳. پذیرش آتشبس و توافق مذاکرهای که احتمالاً بیشتر به نفع ایران خواهد بود تا شرایط قبل از شروع مناقشه در ۲۸ فوریه.
گزینه سوم احتمالاً کمترین آسیب را به اقتصاد جهانی وارد میکند، اما با توجه به اظهارات و اقدامات طرفها، کمترین احتمال را دارد.
-تأثیرات جهانی
کاهش تقاضای جهانی نفت و محصولات پالایشی حدود ۱۰٪ از سطح فعلی، بهطور یکنواخت در جهان پخش نخواهد شد و همه یکباره اتفاق نخواهد افتاد.
کشورهای فقیر در آسیا و آفریقا اولین ضربهها را خواهند خورد، زیرا برای تأمین و پرداخت محصولات پالایشی با مشکل مواجه میشوند.
دولتها در سراسر جهان باید به جای خودخواهی، با یکدیگر همکاری کنند تا بحران را مدیریت کنند، اما ابتدا باید جدیت وضعیت را درک کنند.
اداره امریکا و رئیسجمهورش به نظر از واقعیت جدا شده و در حال عمل به روشهایی هستند که به منافع متحدان سنتی آسیب میزند.
-چشمانداز زمانی
تأثیر اصلی بحران احتمالاً در ماه می احساس خواهد شد، زمانی که پالایشگاهها، به ویژه در آسیا، برای تأمین نفت خام دچار مشکل میشوند.
تأثیرات دوم مانند تورم بالاتر، کاهش تجارت جهانی، از دست رفتن شغل و ناآرامیهای اجتماعی احتمالاً در نیمه دوم سال ظهور خواهند کرد.
خبرگزاری آگاه آگاه؛ رسانه بیداری و برابری