
از طالبان تا شانگهای؛ افغانستان میان انحصار قدرت و سهمخواهی سیاسی گیر مانده است
سران کشورهای عضو سازمان همکاریهای شانگهای در اعلامیهای مشترک گفتهاند که تشکیل یک حکومت فراگیر با مشارکت گروههای قومی و سیاسی، برای دستیابی به صلح پایدار در افغانستان ضروری است.
این درخواست در حالی مطرح میشود که طالبان پس از بازگشت به قدرت، ساختار سیاسی کشور را در اختیار گرفته و بسیاری از جریانهای سیاسی و اجتماعی را از ساختار قدرت کنار گذاشتهاند.
اما برای مردم افغانستان، مسئله تنها این نیست که چه گروههایی در حکومت سهم داشته باشند. پرسش مهمتر این است که آیا کسانی که وارد ساختار قدرت میشوند، بر اساس شایستگی، تخصص و توانایی اداره کشور انتخاب خواهند شد یا بر اساس سهم و وابستگی سیاسی؟
حکومت طالبان بهدلیل انحصار قدرت و کنار گذاشتن بخش بزرگی از نیروهای سیاسی و متخصص کشور با انتقاد روبهرو است؛ اما از سوی دیگر، تبدیل «حکومت فراگیر» به تقسیم سهم میان گروههای سیاسی نیز لزوماً به معنای ایجاد یک حکومت کارآمد و پاسخگو نیست.
افغانستان پس از دههها جنگ و بحران، بیش از هر چیز به حکومتی نیاز دارد که مردم را نمایندگی کند، شایستهسالاری را معیار قرار دهد و تخصص و کارآمدی را بر وابستگیهای سیاسی مقدم بداند.
در اعلامیه شانگهای آمده است که مشارکت گسترده گروههای قومی ـ سیاسی، راه دستیابی به صلح پایدار در افغانستان است. با این حال، در این بحث کمتر درباره معیار انتخاب افراد، پاسخگویی حکومت و نقش مردم در تعیین سرنوشت سیاسی کشور سخن گفته میشود.
در همین حال، طالبان به نشست سران سازمان همکاریهای شانگهای دعوت نشدهاند؛ موضوعی که نشان میدهد با وجود روابط گسترده طالبان با برخی کشورهای منطقه، این گروه هنوز نتوانسته نگرانیهای سیاسی و امنیتی همه اعضای این سازمان را برطرف کند.
افغانستان نباید میان انحصار قدرت از سوی طالبان و سهمخواهی گروههای سیاسی گرفتار بماند؛ آنچه مردم میخواهند، حکومتی است که هم فراگیر باشد و هم شایستهسالار.



