
چین در برابر یکجانبهگرایی امریکا؛ پکن از نظام چندجانبه دفاع کرد
در واکنش به تصمیم دونالد ترمپ برای خروج ایالات متحده از دهها نهاد بینالمللی، وزارت خارجه چین این اقدام را تضعیفکننده نظم جهانی دانسته و تأکید کرده است که چندجانبهگرایی تنها راه جلوگیری از حاکم شدن «قانون جنگل» در روابط بینالملل است.
خبرگزاری آگاه:
لین جیان، سخنگوی وزارت خارجه چین، روز پنجشنبه، ۸ جنوری، در واکنش به تصمیم دونالد ترمپ، رییسجمهور پیشین امریکا، برای خروج این کشور از ۶۶ سازمان و نهاد بینالمللی، اعلام کرده است که این اقدام مسبوق به سابقه بوده و نخستین بار نیست که ایالات متحده از نهادهای چندجانبه کنارهگیری میکند.
لین جیان در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشته است که سازمانهای بینالمللی و نهادهای چندجانبه برای نمایندهگی منافع مشترک همه کشورهای عضو ایجاد شدهاند، نه برای تأمین منافع «خودخواهانه» یک کشور خاص.
او افزوده است که کارکرد مؤثر نظام چندجانبه میتواند مانع حاکم شدن «قانون جنگل» و غلبه رویکرد «قدرت حق است» بر نظم بینالمللی شود؛ رویکردی که به گفته او، ثبات و عدالت جهانی را به خطر میاندازد.
سخنگوی وزارت خارجه چین همچنین تأکید کرده است که بیشتر کشورها، بهویژه کشورهای کوچک و کمتر توسعهیافته، اکنون بیش از هر زمان دیگری به یک نظام چندجانبه عادلانه و کارآمد نیاز دارند.
لین جیان با اشاره به سیاست خارجی چین گفته است که پکن، صرفنظر از تحولات سیاسی در جهان، همچنان به چندجانبهگرایی پایبند خواهد ماند. او افزوده که چین از نقش محوری سازمان ملل متحد در مدیریت امور بینالمللی حمایت میکند و آماده است با سایر اعضای جامعه جهانی برای ایجاد نظام حکمرانی جهانی عادلانهتر و برابر همکاری کند.
تحلیل آگاه:
واکنش چین به تصمیم امریکا، تنها یک موضعگیری دیپلماتیک ساده نیست، بلکه بخشی از رقابت عمیقتر پکن و واشنگتن بر سر شکلدهی نظم جهانی آینده است. خروج امریکا از سازمانهای بینالمللی، بهویژه در دوره ترمپ، همواره این پیام را به همراه داشته که واشنگتن تمایل دارد تعهدات چندجانبه را فدای منافع کوتاهمدت ملی خود کند؛ رویکردی که بسیاری از متحدان و کشورهای در حال توسعه را نگران ساخته است.
چین با برجستهسازی مفهوم «چندجانبهگرایی»، تلاش میکند خود را بهعنوان مدافع نظم جهانی مبتنی بر قواعد معرفی کند؛ نظمی که در آن، نقش سازمان ملل و نهادهای بینالمللی تضعیف نشود. این موضع، بهویژه برای کشورهای کوچک و آسیبپذیر جذاب است؛ کشورهایی که در غیاب ساختارهای چندجانبه، در برابر قدرتهای بزرگ ابزار دفاعی اندکی دارند.
از سوی دیگر، این اظهارات نشان میدهد که خلأ ناشی از عقبنشینی امریکا از نهادهای بینالمللی میتواند فرصتی برای افزایش نفوذ چین در ساختارهای جهانی باشد. پکن میکوشد با تأکید بر همکاری، عدالت و برابری، تصویری متفاوت از سیاست خارجی خود ارائه دهد و خود را بهعنوان بازیگری مسئول در نظام بینالملل تثبیت کند.
در نهایت، مناقشه بر سر چندجانبهگرایی یا یکجانبهگرایی، تنها اختلافی میان چین و امریکا نیست، بلکه بازتابی از نبرد بر سر آینده نظم جهانی است؛ نظمی که مشخص خواهد کرد آیا جهان بر پایه قواعد مشترک اداره میشود یا بر اساس منطق قدرت و زور.



