
ایران، اسرائیل و آمریکا در مسابقه با زمان
نویسندگان: آموس سی. فاکس، استاد دانشگاه ایالتی آریزونا، و فرانز-استفان گادی، پژوهشگر ارشد قدرت سایبری و منازعات آینده در مؤسسه بینالمللی مطالعات استراتژیک
منبع: فارن پالیسی
۲ مارچ ۲۰۲۶ مطابق ۱۱ حوت ۱۴۰۴
ترجمه: سمیر بیات
———————————
در نگاه نخست، حمله مشترک اسرائیل و آمریکا به ایران یک نبرد نابرابر به نظر میرسد. ایالات متحده و اسرائیل برتری هوایی قاطع، مهمات هدایتشونده دقیق، اطلاعات یکپارچه و سیستم های دفاع موشکی چندلایه در برابر حملات تلافیجویانه ایران دارند. اگرچه یافتن یک نظریه سیاسی برای پیروزی بر ایران در این کمپین دشوار است، نظریه عملی موفقیت بر پایه حملات دقیق و سریع است تا سیستم های دفاع هوایی، مراکز فرماندهی و پرتابگرهای موشکی ایران را از کار بیندازد.
حملهکنندگان نمیخواهند در یک نبرد فرسایشی گرفتار شوند، جایی که روزانه صدها میلیون دالر مصرف شود، موجودی سیستم های پیشرفته مقابله با موشکها کاهش یابد و چشمانداز جنگ طولانی پیش رویشان قرار گیرد — نه به دلیل شکست در میدان نبرد، بلکه صرفاً به دلیل پایان یافتن تسلیحات ضد هواییشان در روزها و هفتههای آینده.
کمبود سیستم های دفاع هوایی تنها یک سناریوی فرضی نیست؛ دقیقاً همان چیزی است که اسرائیل در کمپین حملات سال گذشته تجربه کرد. منطق خستگی منابع و مشکل استفاده از سلاحهای محدود و پیشرفته برای رسیدن به نتایج راهبردی، با وجود برتری تکنولوژیک، تهدیدی واقعی برای آمریکا و اسرائیل ایجاد کرد. موجودی سیستم های Arrow 3 اسرائیل به شدت کاهش یافته بود و ایالات متحده مجبور شد سیستم های دفاع موشکی اضافی از جمله ناوهای مجهز به موشکهای SM-2، SM-3 و SM-6 و سیستم های زمینی THAAD را به منطقه اعزام کند. وضعیت مشابهی در جریان نبرد نهماهه موصل علیه داعش در سالهای ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ رخ داده بود.
در جنگ جون ۲۰۲۵، ایران بیش از ۶۳۱ موشک پرتاب کرد که حدود ۵۰۰ موشک وارد فضای اسرائیل شد. اگرچه اسرائیل ادعا کرد که ۸۶ درصد از این موشکها رهگیری شدهاند، اما برای دستیابی به این نرخ، تعداد زیادی رهگیر مصرف شد که فشار زیادی بر موجودی اسرائیل و آمریکا از مهمات هدایتشونده پرهزینه وارد کرد. بدون سیستم Arrow 3، اسرائیل توانایی خنثیسازی تهدیدهای فراتر از جو را از دست میدهد و فرصت کمتری برای رهگیری نهایی باقی میماند و کشور را در معرض خطر بسیار بیشتر قرار میدهد. این کمپین روزانه صدها میلیون دالر هزینه داشت و اسرائیل را به وضعیت قرنطینه جنگی سوق داد که فشار اقتصادی غیرقابل تحمل بود.
این جنگ کوتاه نشان داد که حتی پیشرفتهترین نسخههای جنگ دقیق و هدایتشده، همانطور که توسط اسرائیل و آمریکا بهکار گرفته شده، نمیتواند ماهیت فرسایشی نبردهای مدرن را حذف کند. بهطور ساده، کمبود مهمات همیشه یک مشکل است. در قرن ۲۱، کمبود مهمات هدایتشونده دقیق بدان معناست که ادامه جنگ تقریباً غیرممکن است، زیرا تولید این تسلیحات بسیار کند و پرهزینه است.
این حقیقت ناخوشایند در مرکز دیدگاه آمریکا و متحدانش نسبت به جنگ مدرن قرار دارد. ایده آنها مبتنی بر عملیات چنددامنهای (MDO) است؛ یعنی هماهنگی دقیق و مبتنی بر اطلاعات در حوزههای هوایی، زمینی، دریایی، سایبری، اطلاعاتی و فضایی برای ایجاد حداکثر تأثیر و فروپاشی سریع سیستمهای دشمن. هدف این است که ایران در همه حوزهها تحت فشار قرار گیرد، رژیم و ارتش آن به سرعت فرو بریزد و از یک جنگ طولانی و پرهزینه جلوگیری شود.
با اینحال، همانطور که لئون تروتسکی گفته است، ممکن است یک برنامهریز نظامی در اسرائیل یا آمریکا به فرسایش علاقهای نداشته باشد، اما فرسایش حتماً به او علاقهمند است. فناوری پیشرفته و نوآوریهای دکترین نظامی نمیتواند دینامیک بنیادی فرسایش را که قرنها جنگهای متعارف را تحت تأثیر قرار داده، نادیده بگیرد.
جنگ روسیه و اوکراین نمونهای از این واقعیت است: هر دو طرف پهپاد، آتش طولانیبرد و سیستمهای پیشرفته فرماندهی و کنترول دارند، اما این فناوری پیشرفته تاکنون نتایج سریع و قاطع بهدست نیاورده است. عملیات اخیر اسرائیل در غزه نیز همین نکته را نشان میدهد: حتی با تواناییهای دقیق و اطلاعات گسترده، عملیات زمینی و پاکسازی شهری هزینهبر و زمانبر بود و هیچ میزان آتشازراهدور نتوانست آن را کوتاه کند.
جنگ علیه ایران نیز احتمالاً روندی فرسایشی خواهد داشت. اگر آمریکا و اسرائیل نتوانند بیشتر پرتابگرها و موجودی موشکی ایران را در روزهای نخست نابود کنند، ایران میتواند موجودی رهگیرهای آنها را کاهش دهد و بخشی از موشکها را به اهداف آمریکایی، اسرائیلی و کشورهای خلیج فارس برساند. ایران همچنین استراتژی فرسایشی خود را دنبال میکند و زمان را در اختیار دارد؛ در حالیکه اسرائیل، آمریکا و متحدان منطقهای ساعت را در دست دارند، ایران زمان را در اختیار دارد.
در مه جنگ، هنوز مشخص نیست کدام طرف برتری خواهد یافت. آمریکا و متحدانش ممکن است در نهایت پیروز شوند، اما به چه قیمتی از نظر تجهیزات و منابع؟ ایران میداند که نظریههای موفقیت اسرائیل و آمریکا بر حملات سریع و قاطع استوار است، بنابراین استراتژی آن بازی با زمان است، نه حمایت از جدول زمانی حملهکنندگان.



