
پهپادهای ناشناس بر فراز کابل؛ چه کسی آسمان افغانستان را میپاید؟
کابل این روزها فقط زیر نگاه مردم نیست؛
آسمانش هم زیر نظر است.
منابع از افزایش گشتزنی پهپادهای ناشناس بر فراز پایتخت خبر میدهند.
گزارشهایی از پرواز پهپادها در برخی ولایتهای دیگر نیز منتشر شده؛
و حتی منابعی در داخل طالبان هم اصل گشتزنی این پهپادها در آسمان کابل را تأیید کردهاند.
اما یک سؤال بزرگ هنوز بیپاسخ است:
این پهپادها از کجا آمدهاند… و برای چه چیزی آسمان افغانستان را میپایند؟
فعلاً پاسخ روشنی وجود ندارد.
نه کشور مالک این پهپادها مشخص است،
نه نوع مأموریتشان،
و نه اینکه آیا مأموریت شناسایی دارند یا اهداف دیگری را دنبال میکنند.
اما زمانبندی این ماجرا، توجهها را بیشتر کرده است.
تقریباً همزمان با گزارش این پروازها، ویدیویی تازه از حمزه بنلادن منتشر شده؛
فردی که القاعده او را پسر اسامه بنلادن معرفی میکند.
در این ویدیو، او با لباس و دستار سنتی افغانستان ظاهر شده و از ادامه راه القاعده سخن میگوید.
مکان ثبت این ویدیو مشخص نیست و نمیتوان با قطعیت گفت که این تصاویر در افغانستان گرفته شده است.
اما انتشار آن در آستانه سالگرد حملات یازدهم سپتامبر، بار دیگر بحث حضور و فعالیت القاعده در افغانستان را داغ کرده است.
و درست همینجا، یک واقعیت مهم وجود دارد:
هنوز هیچ مدرکی نداریم که نشان دهد پرواز پهپادها مستقیماً به انتشار این ویدیو مرتبط است.
این را باید روشن گفت.
اما ارتباط زمانی این دو رویداد، یک سؤال امنیتی را جدیتر میکند:
آیا آسمان افغانستان دوباره به صحنه رقابت اطلاعاتی و ضدتروریستی تبدیل شده است؟
افغانستان برای جامعه جهانی فقط یک موضوع سیاسی نیست.
گزارشهای شورای امنیت سازمان ملل بارها درباره حضور و فعالیت القاعده در افغانستان هشدار دادهاند.
بررسیهای این سازمان میگوید موقعیت و توانمندی القاعده در افغانستان تغییر بنیادی نکرده و گروههای افراطی همچنان از خاک افغانستان برای آموزش، ارتباطات و فعالیتهای خود استفاده میکنند.
حتی گزارش شده که القاعده از تحریک طالبان پاکستان حمایت ایدئولوژیک، آموزشی و لجستیکی کرده است.
یعنی بحث تروریسم در افغانستان هنوز بسته نشده است.
و امریکا نیز از سال ۲۰۲۱ بارها گفته که توانایی عملیات ضدتروریستی «فراتر از افق» را حفظ کرده است.
این حرف فقط یک شعار سیاسی نبود.
در ۳۱ جولای ۲۰۲۲، امریکا در کابل با حمله پهپادی، ایمن الظواهری، رهبر القاعده، را هدف قرار داد و کشت.
یعنی یک واقعیت روشن است:
خروج سربازان امریکایی، به معنای خروج کامل چشمهای اطلاعاتی امریکا از افغانستان نبود.
امروز هم وقتی پهپادهای ناشناس دوباره بالای کابل دیده میشوند،
این پرسش طبیعی است:
آیا یک شبکه نظارتی تازه در حال فعالشدن است؟
آیا اطلاعات مربوط به فعالیت گروههای تروریستی دوباره جمعآوری میشود؟
یا اصلاً این پروازها به یک کشور و یک مأموریت کاملاً متفاوت مربوطاند؟
فعلاً هیچکدام ثابت نشده است.
اما یک طرف این ماجرا طالبان است.
گروهی که مدعی است افغانستان را به کشوری امن تبدیل کرده و اجازه نمیدهد هیچ گروه خارجی از خاک افغانستان علیه کشورهای دیگر استفاده کند.
اگر این ادعا درست است،
پس طالبان باید یک سؤال ساده را جواب بدهد:
این پهپادها چه کسانیاند و چرا بدون توضیح روشن در آسمان کابل پرواز میکنند؟
اگر نمیداند،
مشکل اطلاعاتی دارد.
اگر میداند اما نمیگوید،
مشکل پاسخگویی دارد.
و اگر حضور این پهپادها ناشی از تهدیدی در داخل افغانستان است،
باز هم مردم حق دارند بدانند چه چیزی در حال رخدادن است.
چون شهروندان کابل فقط تماشاگر این داستان نیستند.
وقتی پهپاد بالای سرشان پرواز میکند،
حق دارند بدانند چه کسی میبیند؛
چه چیزی را میبیند؛
و چرا میبیند.
و از سوی دیگر، جهان نیز حق دارد بداند آیا افغانستان دوباره به محل امنی برای شبکههای تروریستی تبدیل شده یا نه.
شاید این پهپادها متعلق به امریکا باشند.
شاید متعلق به کشور دیگری باشند.
شاید مأموریتشان شناسایی باشد.
شاید اصلاً ارتباطی با القاعده نداشته باشند.
هنوز نمیدانیم.
اما همین «نمیدانیم» خودش مهم است.
چون وقتی پهپادهای ناشناس بر فراز پایتخت یک کشور پرواز میکنند و حکومت آن کشور هم توضیح روشنی به مردم نمیدهد،
یعنی یک اتفاق امنیتی در حال رخدادن است که اطلاعاتش از مردم پنهان مانده است.
و اینجا سؤال اصلی تریبون سوم شکل میگیرد:
چه کسی آسمان افغانستان را میپاید؟
و مهمتر از آن:
از چه چیزی میترسد که آن را میپاید؟



