ایران و ایالات متحده: تاریخ طولانی دشمنی

نوشتهٔ نیل مک‌فارکوهر

منبع: نیویارک تایمز

۱۵ مارچ ۲۰۲۶ مطابق ۲۴ حوت ۱۴۰۴

ترجمه:سمیر بیات

——————————

دولت‌های هر دو کشور در طول دهه‌ها بارها یکدیگر را به‌عنوان «دشمن» و «شر» معرفی کرده‌اند؛ روایتی که به‌تدریج چرخه‌ای از خصومت را ایجاد کرده و سرانجام به جنگ کنونی انجامیده است.

در حالیکه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، در توضیح اهداف جنگ علیه ایران گاهی رویکردی پراکنده و متغیر داشته است — یک روز از تغییر رژیم سخن می‌گوید و روز دیگر از جلوگیری از تهدید فوری هسته‌ای — اما در یک نکته نسبتاً ثابت مانده است: او این جنگ را نتیجهٔ مجموعه‌ای از شکایات و خصومت‌های تاریخی می‌داند.

ترامپ در نخستین سخنرانی خود دربارهٔ این جنگ در ۲۸ فبروری گفت:

«به مدت ۴۷ سال، رژیم ایران شعار ‘مرگ بر امریکا’ سر داده و کارزار پایان‌ناپذیری از خون‌ریزی و کشتار گسترده به راه انداخته است؛ کارزاری که ایالات متحده، نیروهای ما و مردم بی‌گناه در کشورهای بسیاری را هدف قرار داده است.»

او بارها تأکید کرد که اکنون زمان پایان دادن به این تهدید فرا رسیده است.

این سخنان در چارچوب روایتی قرار می‌گیرد که سال‌ها در سیاست امریکا تکرار شده است. از زمان انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ که محمدرضا شاه پهلوی — متحد نزدیک امریکا — سرنگون شد، هیچ کشوری به اندازهٔ ایران برای ایالات متحده دردسرساز نبوده است. اختلاف بنیادین در اهداف سیاسی دو کشور بارها آنان را تا آستانهٔ جنگ پیش برده است.

در سوی دیگر، ایران نیز ایالات متحده را «شیطان بزرگ» نامیده است. شعارهای ضد امریکا و ضد اسرائیل تقریباً در همهٔ گردهمایی‌های رسمی، نمازهای جمعه و تظاهرات دولتی شنیده می‌شود. هرچند ممکن است این شعارها برای برخی تبلیغات سیاسی به نظر برسد، اما در واقع نشان‌دهندهٔ یکی از ستون‌های اصلی نظام سیاسی جمهوری اسلامی است: تلاش برای تضعیف نفوذ امریکا در خاورمیانه و فراتر از آن.

افشون اوستوار، نویسندهٔ کتاب «جنگ‌های جاه‌طلبی: ایالات متحده، ایران و مبارزه برای خاورمیانه» می‌گوید:

«به نظر نمی‌رسد امریکایی‌ها چندان به ایران توجه داشته باشند؛ اما ایران همواره توجه عمیقی به امریکا داشته و به‌شدت در پی برهم زدن نظمی بوده است که آن را نظم جهانی به رهبری امریکا می‌داند.»

او می‌افزاید که اسرائیل نیز بخش مهمی از این معادله بوده است؛ زیرا ایران با تقویت گروه‌های مسلحی چون حزب‌الله، حماس و حوثی‌ها تلاش کرده اسرائیل را در حلقه‌ای از دشمنان قرار دهد. به گفتهٔ اوستوار، ایران با این سیاست هم اهداف خود را پیش برده و هم همواره در مرکز توجه ایالات متحده باقی مانده است.

تولد یک «دولت سرکش»

از دید واشنگتن، ایران تنها چند ماه پس از انقلاب ۱۹۷۹ به‌عنوان یک تهدید جدی مطرح شد. در آن زمان، گروهی از دانشجویان و نیروهای انقلابی سفارت امریکا در تهران را اشغال کردند و ۵۲ کارمند آن را به مدت ۴۴۴ روز گروگان گرفتند. خودداری ایران از رعایت قواعد دیپلماتیک، این تصور را در امریکا تقویت کرد که ایران به یک «دولت سرکش» تبدیل شده است.

اما ایران روایت دیگری دارد. از دید تهران، آغاز خصومت‌ها به سال ۱۹۵۳ بازمی‌گردد؛ زمانی که سازمان اطلاعات مرکزی امریکا (سی‌آی‌ای) در کودتایی نقش داشت که منجر به سرنگونی محمد مصدق، نخست‌وزیر ایران، شد. مصدق تلاش کرده بود صنعت نفت ایران را ملی کند و همین موضوع باعث شد شاه دوباره به قدرت مطلق بازگردد.

در سال ۱۹۸۰، نیروهای ویژهٔ امریکایی تلاش کردند عملیاتی برای نجات گروگان‌ها در داخل ایران انجام دهند، اما این مأموریت به دلیل مجموعه‌ای از اشتباهات و مشکلات فنی لغو شد و هشت نظامی امریکایی جان باختند.

جنرال چارلز بکویت، بنیان‌گذار واحد ویژهٔ «دلتا فورس»، بعدها دربارهٔ ترجیح اقدام نظامی به دیپلماسی گفت:

«من علاقه‌ای به دلجویی از تروریست‌ها ندارم؛ من علاقه دارم آنان را هرچه سریع‌تر به دیدار خالقشان بفرستم.»

بحران گروگانگیری فضای روابط دو کشور را برای دهه‌های بعدی شکل داد و دوره‌ای طولانی از تقابل و تنش را آغاز کرد.

-دههٔ ۱۹۸۰؛ دورهٔ خشونت

در سال ۱۹۸۳، گروه حزب‌الله — که از حمایت ایران برخوردار بود — با یک کامیون بمب‌گذاری‌شده به مقر تفنگداران دریایی امریکا در بیروت حمله کرد. در این حمله ۲۴۱ سرباز امریکایی کشته شدند.

در جریان جنگ ایران و عراق که از سال ۱۹۸۰ آغاز شد، ایالات متحده اطلاعات و حمایت‌هایی در اختیار بغداد قرار داد. هنگامی که ایران شروع به مین‌گذاری و حمله به کشتی‌ها در خلیج فارس کرد، نیروی دریایی امریکا کاروان‌های نفتکش را در این آبراه حساس اسکورت نمود.

در سال ۱۹۸۸، پس از آنکه کشتی امریکایی «ساموئل بی. رابرتز» با مین دریایی برخورد کرد، نیروهای امریکایی به سکوهای نفتی ایران و برخی واحدهای دریایی آن حمله کردند.

در همان سال، کشتی جنگی امریکایی «وینسنس» به اشتباه یک طیارهٔ مسافربری ایران را بر فراز تنگه هرمز هدف قرار داد و تمام ۲۹۰ سرنشین آن کشته شدند. این حادثه همچنان در حافظهٔ تاریخی ایران باقیمانده است.

-دههٔ ۱۹۹۰ و قرن جدید

در دههٔ ۱۹۹۰، نیروهای نیابتی ایران همچنان به حمله به منافع امریکا ادامه دادند. بمب گذاران انتحاری بارها اهداف اسرائیلی را مورد حمله قرار دادند تا روند صلح اسرائیل و فلسطین را که در ۱۹۹۳ آغاز شده بود، تضعیف کنند.

ایران همچنین حضور فزایندهٔ نظامی امریکا در خلیج فارس پس از جنگ ۱۹۹۱ برای آزادسازی کویت را هدف قرار داد. در سال ۱۹۹۶، یک بمب‌گذاری در خوابگاه نیروهای هوایی امریکا در ظهران عربستان سعودی ۱۹ سرباز امریکایی را کشت.

در سال ۲۰۰۲، برنامهٔ هسته‌ای مخفی ایران آشکار شد. هرچند تهران همواره ساخت سلاح هسته‌ای را انکار کرده است، اما این مسئله موج تازه‌ای از تنش و تحریم‌های شدید اقتصادی غرب را به همراه آورد.

بخشی از این تقابل در عرصهٔ سایبری نیز جریان داشت؛ از جمله ویروس رایانه‌ای «استاکس‌نت» که توسط امریکا و اسرائیل برای تخریب تأسیسات غنی‌سازی اورانیوم ایران طراحی شده بود.

-توافق هسته‌ای

در سال ۲۰۱۵، ایران با قدرت‌های جهانی به توافقی دست یافت که برنامهٔ هسته‌ای آن را محدود می‌کرد. اما دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۸، در نخستین دورهٔ ریاست‌جمهوری خود، ایالات متحده را از این توافق خارج کرد و تنش‌ها دوباره افزایش یافت.

در سال ۲۰۲۰، ترامپ سطح درگیری را آشکارتر کرد. در حملهٔ پهپادی امریکا در بغداد، قاسم سلیمانی، فرماندهٔ قدرتمند نیروی قدس سپاه پاسداران، کشته شد.

پس از حملهٔ حماس به اسرائیل در اکتوبر ۲۰۲۳، جنگ غزه آغاز شد و در جون ۲۰۲۵ به یک درگیری ۱۲ روزه میان ایران، امریکا و اسرائیل انجامید. در آن درگیری، جنگنده های امریکایی و اسرائیلی تهران را بمباران کردند و دست‌کم ۲۰ فرمانده ارشد نظامی ایران کشته شدند. تأسیسات هسته‌ای ایران نیز هدف قرار گرفت و ایران در پاسخ موشک‌هایی به سوی اسرائیل شلیک کرد.

پس از آن، دولت ترامپ ابتدا تلاش کرد اختلافات را از طریق مذاکرات حل کند، اما در نهایت مسیر جنگ را در پیش گرفت.

-چالشی مداوم برای رؤسای جمهور امریکا

در طول دهه‌ها، رؤسای جمهور امریکا بارها درگیر بحران‌های مرتبط با ایران شده‌اند. بحران گروگان‌گیری یکی از عوامل شکست جیمی کارتر در انتخابات ریاست‌جمهوری بود.

رونالد ریگن در سال ۱۹۸۴ پس از حملات خونین گروه‌های مورد حمایت ایران، نیروهای صلحبان امریکا را از لبنان خارج کرد. بعدها رسوایی «ایران–کنترا» نیز رخ داد؛ رسوایی‌ای که نشان داد دولت ریگن مخفیانه به ایران اسلحه فروخته است تا گروگان‌های امریکایی در لبنان آزاد شوند و درآمد آن را برای حمایت از شورشیان نیکاراگوئه استفاده کرده است.

این رسوایی باعث استعفاهای بلندپایه و کاهش شدید محبوبیت ریگن شد.

پس از سقوط صدام حسین در عراق نیز، نفوذ منطقه‌ای ایران افزایش یافت و عراق به صحنهٔ جنگ داخلی طولانی تبدیل شد.

در تمام این سال‌ها، واشنگتن امیدوار بود که جناحی معتدل‌تر در ایران قدرت بگیرد و روابط بهبود یابد. اما دو ستون اصلی نظام ایران — رهبر جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران — همواره موضعی سختگیرانه در برابر امریکا داشته‌اند.

کریم سجادپور، تحلیلگر سیاست ایران در مؤسسهٔ کارنگی، نوشته است:

«کسانی که می‌خواهند با امریکا آشتی کنند، قدرت انجام آن را ندارند؛ و کسانی که قدرت دارند، تمایلی به آشتی ندارند.»

-بحران کنونی

بحران فعلی که به نخستین جنگ آشکار میان دو کشور تبدیل شده است، شدیدترین و طولانی‌ترین رویارویی آنان تا امروز محسوب می‌شود.

افشون اوستوار می‌گوید:

«در طول ۴۷ سال گذشته، ایران همواره به دنبال درگیری با امریکا بوده است؛ و اکنون سرانجام به همان درگیری دست یافته است.»

مقالات مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button