
جنگ اعداد در میدان موشکی ایران؛ از ادعای نابودی زرادخانه تا اختلاف بر سر واقعیت ذخایر
در حالیکه جنگ میان ایران و آمریکا و اسرائیل وارد مرحلهای فرسایشی شده، یک تحلیل تازه نشان میدهد که ارقام مربوط به ذخایر موشکی، میزان خسارت و توان بازسازی نظامی ایران بهشدت متناقض، غیرقابل راستیآزمایی و در بسیاری موارد ابزار جنگ روانی طرفهای درگیر شده است.
خبرگزارش آگاه:
بر اساس تحلیل منتشرشده در رسانه Asia Times به قلم جان پی. روهل، اعداد مربوط به زرادخانه موشکی ایران به یکی از محورهای اصلی روایت جنگ تبدیل شده، اما این ارقام میان نهادهای مختلف اختلاف جدی دارد و تصویر واحدی از واقعیت ارائه نمیکند.
در آغاز جنگ، مرکز پژوهشی «آلما» برآورد کرده بود که ایران حدود ۲۵۰۰ فروند موشک بالستیک در اختیار داشته است. بر اساس همین ارزیابی، این رقم اکنون به حدود ۱۰۰۰ فروند کاهش یافته است؛ ادعایی که از سوی برخی مقامهای نظامی غربی نیز تکرار شده است.
در مقابل، ارزیابیهای اطلاعاتی ایالات متحده تنها تأیید میکند که حدود یکسوم زرادخانه موشکی ایران در جریان حملات اخیر آسیب دیده یا از بین رفته است؛ عددی که بهمراتب پایینتر از برآوردهای رسانهای و تحلیلی اسرائیل است.
در همین حال، برخی مقامهای اسرائیلی هشدار دادهاند که ایران میتواند در صورت ادامه شرایط فعلی، تا سال ۲۰۲۷ میلادی ظرفیت تولید تا ۸۰۰۰ موشک بالستیک را ایجاد کند؛ سناریویی که بهگفته تحلیلگران، بیشتر بر پایه مدلسازیهای فرضی است تا دادههای قطعی.
از سوی دیگر، گزارشها حاکی است که ایران همچنان از اعلام دقیق ذخایر خودداری میکند و مقامهای این کشور بر حفظ توان بازدارندگی و امنیت زیرساختهای موشکی زیرزمینی تأکید دارند.
در بخش دیگری از این گزارش آمده است که در کنار ابهام درباره زرادخانه ایران، وضعیت ذخایر تسلیحاتی آمریکا نیز شفاف نیست. برآوردهای غیررسمی نشان میدهد که حدود ۲۵ درصد از موشکهای رهگیر THAAD در جریان درگیریهای اخیر مصرف شده و بازسازی کامل این ذخایر ممکن است سالها زمان ببرد.
همچنین منابع غیررسمی اشاره کردهاند که بخشی از ذخایر تسلیحاتی پیش از جنگ نیز در درگیریهای سال ۲۰۲۵ مصرف شده بود؛ موضوعی که نشان میدهد جنگ کنونی از نظر لجستیکی فشار سنگینی بر هر دو طرف وارد کرده است.
در سطح منطقهای نیز برآوردهای اسرائیل بر این فرض استوار است که ایران نهتنها توان بازسازی سریع دارد، بلکه در صورت تداوم درگیری میتواند از مسیرهای غیرمستقیم، از جمله همکاری تسلیحاتی با روسیه و چین، بخشی از ظرفیت از دسترفته را جبران کند.
جنگ اعداد؛ ابزار سیاست یا واقعیت میدان؟
نویسنده این تحلیل تأکید میکند که این ارقام بیش از آنکه تصویر دقیق میدان باشند، بخشی از جنگ روایتها هستند. در چنین شرایطی، هر طرف تلاش میکند با بزرگنمایی توان دشمن یا کوچکنمایی خسارات خود، بر افکار عمومی و تصمیمگیری سیاسی تأثیر بگذارد.
این وضعیت البته محدود به جنگ کنونی نیست. تجربه جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ نشان داد که چگونه ارقام غیرقابل تأیید درباره سلاحهای کشتار جمعی میتواند زمینهساز یک جنگ گسترده شود؛ موضوعی که بعدها اعتبار بسیاری از گزارشهای اطلاعاتی را زیر سوال برد.
تحلیل آگاه
در جنگهای مدرن، عددها صرفاً دادههای فنی نیستند؛ بلکه به ابزار قدرت تبدیل شدهاند. از تعداد موشکها تا میزان خسارت، هر رقم میتواند بر تصمیمهای سیاسی، سطح تنش و حتی قیمت انرژی در بازار جهانی اثر مستقیم بگذارد.
در چنین فضایی، اختلاف میان «واقعیت میدانی» و «روایت رسمی» به یک ویژگی ثابت جنگهای معاصر تبدیل شده است؛ وضعیتی که در آن، کنترل اطلاعات گاهی به اندازه کنترل میدان نبرد اهمیت پیدا میکند.



