مالیات از زمین، روزی از آسمان
- تحمیل مالیات، فیسهای گوناگون و لغو روزافزون جوازهای تجاری در سایه رکود شدید بازار، کسبهکاران و دکانداران را در آستانه زمستان با بحران جدی روبهرو کرده است.
- تناقض میان اخذ مداوم مالیات و جواز توسط حکومت از یک سو و حوالهدادن مسئولیت معیشت و گرسنگی مردم به تقدیر و «روزیدهی خدا» از سوی دیگر، پرسشهای زمینی و جدی پیرامون پاسخگویی حاکمان ایجاد کرده است.
- با پیشبینی ناامنی حاد غذایی برای میلیونها شهروند در زمستان پیشرو، سکوت مقامات طالبان و اجرا نشدن وعدههای معافیت مالیاتی، بار مسئولیت حاکمیت را در قبال فقر و بیکاری سنگینتر میسازد.
وقتی حاکمان تاوان فروپاشی معیشت مردم را به تقدیر حواله میدهند
در نوآباد غزنی، یک دکاندار لباس میگوید روزهایی میگذرد که حتا یک دست لباس هم نمیفروشد. در میدانوردک، صاحب یک فروشگاه مواد ارتزاقی و کارخانه کوچک مواد شوینده میگوید دخلش با خرجش برابر نیست و پیش از آنکه تمام سرمایهاش را از دست بدهد، شاید دکان و کارخانهاش را ببندد. در پکتیکا، یک منبع در مستوفیت میگوید هر روز بهطور میانگین پنج نفر جواز فعالیت تجاریشان را لغو میکنند.
این مردم فقط از رکود بازار نمیگویند؛ از حکومتی حرف میزنند که به نامهای گوناگون از آنان پول میگیرد، اما وقتی دکاندار دیگر توان پرداخت کرایه، برق و دستمزد را ندارد، پاسخ روشنی برایش ندارد. در گزارشی درباره وضعیت کسبهکاران، صاحبان دکانها از مالیات بر عایدات، جواز صنفی و تمدید آن، فیس تنظیف و شهرداری، مالیات لوحه، جواز محیط زیست و صحت عامه شکایت کردهاند. به گفته آنان، فروش کم شده، اما هزینهها سر جایش مانده است.
حالا زمستان هم در راه است. ارزیابی تازه امنیت غذایی پیشبینی میکند که نزدیک به ۱۹.۲ میلیون نفر در افغانستان با ناامنی حاد غذایی روبهرو شوند و پنج میلیون نفر در وضعیت اضطراری گرسنگی قرار گیرند. این دیگر هشدار مبهم درباره «وضعیت دشوار» نیست؛ پیشبینی گرسنگی میلیونها انسان است. در چنین شرایطی، حکومت طالبان چه برنامهای دارد؟ مردم را به کجا حواله میکند؟
هبتالله آخندزاده در کتاب منسوب به خودش میگوید روزیدادن در اختیار خداوند است. ملا حسن آخند، رئیسالوزرای طالبان نیز پیشتر همین مضمون را در یک سخنرانی تکرار کرده است. اما رهبر طالبان نمیتواند هم از مردم اطاعت بخواهد، هم ادارهای را رهبری کند که مالیه و فیس میگیرد، و در همان حال مسئولیت معیشت مردم را با یک جمله از دوش حکومت بردارد. روزی از خدا باشد یا نباشد، مالیه را طالبان میگیرند؛ جواز را ادارههای آنان صادر میکنند؛ دکاندار هم زیر مقررات همین حکومت کار میکند.
مسئله ایمان مردم نیست. هیچکس از رهبر طالبان نمیخواهد جای خدا بنشیند یا روزی مردم را تضمین کند. پرسش روشنتر و زمینیتر است: حکومتی که اختیار مالیهگیری، جوازدهی و اداره اقتصاد را در دست دارد، برای جلوگیری از بستهشدن دکانها و گرسنهماندن خانوادهها چه میکند؟ اگر پاسخ رهبران فقط این باشد که روزی از خداست، پس مالیهای که خودشان میگیرند و وعدههایی که خودشان میدهند، چه مسئولیتی برایشان میآورد؟
این پرسش وقتی تندتر میشود که کتاب منسوب به هبتالله را کنار سخنانش درباره روزی بگذاریم. در صفحه ۱۳۱، اطاعت از امیر فرض دانسته شده و مخالفت با او حتا در صورت ظلم، رد شده است؛ در صفحه ۱۳۸ نیز جهاد به رهبری امیران، چه صالح و چه ناصالح، ادامهدار توصیف میشود. در این بخشها از مردم اطاعت خواسته میشود، اما مردم حق دارند بپرسند: در برابر این اطاعت، سهم حاکم چیست؟ آیا رهبر فقط برای فرماندادن و مطالبه وفاداری حضور دارد، یا باید درباره مالیات، بیکاری، گرسنگی و سرنوشت مردم هم پاسخ بدهد؟
هبتالله را نمیتوان از مسئولیت سیاسی جدا کرد. او رهبر گروهی است که قدرت را در دست دارد، از مردم اطاعت میطلبد و ادارههایش بر زندگی روزمره شهروندان حکم میرانند. وقتی کتاب منسوب به او بر جایگاه امیر و اطاعت از او تأکید میکند، پرسش از مسئولیت همان امیر نیز اجتنابناپذیر میشود. نمیشود اطاعت را وظیفه مردم دانست، اما پاسخگویی را از حاکم دریغ کرد.
طالبان دو سال پیش از معافیت کسبوکارهایی با فروش سالانه تا سقف دو میلیون افغانی خبر داده بودند. اما شماری از دکانداران میگویند این معافیت در عمل اجرا نشده است. اگر چنین است، رهبر طالبان و ادارههایش باید پاسخ دهند که وعده کاهش مالیات چرا روی کاغذ مانده است. پنج جواز لغوشده در پکتیکا فقط عددی در گزارش نیست؛ پشت هر جواز، یک دکان، یک سرمایه و گاهی معاش چند کارگر قرار دارد. با بستهشدن دکان، آن کارگر هم بیکار میشود؛ خانوادهاش هم مشتری بازار نخواهد بود. همینگونه رکود، گرسنگی را عمیقتر میکند.
البته همه فقر افغانستان را نمیتوان تنها به مالیات نسبت داد. بیکاری، درآمد پایین، کاهش کمکها و بحران اقتصادی نیز فشار میآورند. اما این واقعیتها طالبان را تبرئه نمیکند؛ برعکس، مسئولیتشان را سنگینتر میسازد. وقتی مردم توان خرید ندارند و زمستان میلیونها نفر را تهدید میکند، حکومت باید مالیهگیری را بازبینی کند، معافیتهای اعلامشده را اجرا سازد و برنامهاش برای حمایت از خانوادههای بیدرآمد را روشن کند. سکوت، موعظه و حوالهدادن مردم به تقدیر، برنامه اقتصادی نیست.
هبتالله میتواند در کتابش درباره روزی و اطاعت سخن بگوید؛ اما مردم هم حق دارند از او و حکومتش حساب بخواهند. دکاندار فقیر با تذکر دینی کرایه دکانش را نمیپردازد. خانواده گرسنه با جملهای درباره روزی، آرد و روغن تهیه نمیکند. اگر طالبان از مردم مالیه میگیرند و اطاعت میخواهند، باید در برابر نان، کار و امنیت زندگی آنان نیز پاسخگو باشند.
هبتالله مردم را به اطاعت فرامیخواند و روزی را به خدا حواله میکند؛ اما وقتی طالبان از دکاندار مالیه میگیرند، مسئولیت دکان بسته و سفره خالی با کیست؟
مطالب مرتبط

از فرمان منع آموزش تا دیوار اقامت؛ دختران افغان چگونه میان افغانستان و ایران از مکتب بازمیمانند؟

معافیت مالیاتی اعلام شد، اما فشارها ادامه دارد؛ کسبهکاران از طالبان شکایت دارند

دیدگاه خود را بنویسید