
فرو ریختن روضه سخی؛ استعارهای از زوال امید
نویسنده: سید حسن موسوی
خبرگزاری آگاه – تحلیل ویژه:
رویداد اخیر در مزار شریف و آسیب جدی به مسجد کبود «روضه سخی» بیش از یک فاجعهی فیزیکی است؛ این فروپاشی نمادی از رنج و ناامیدی مردم افغانستان محسوب میشود. برای ساکنان مزار شریف، روضه سخی نه تنها یک مکان مذهبی بلکه نماد آرامش، هویت جمعی و امید بود. هر ترک و فرو ریختگی در دیوارها، زخمی بر روان جمعی مردمی است که دو دهه جنگ، فقر و بیتوجهی حکومتی را تجربه کردهاند.
این ترکها پیامدهای روانی عمیقی دارند. مردم حس میکنند که هر شکاف در دیوارها، شکاف در زندگی و آینده آنان نیز هست. فرو ریختن روضه سخی، استعارهای از وضعیت شکننده جامعه است؛ جایی که امیدها، امنیت روانی و حس تعلق اجتماعی به مرور از بین میرود. بسیاری از شهروندان مزار شریف این بنا را همچون مادری مقدس میدانند؛ مادری که رنجها و فشارهای زندگی مردم را به دوش میکشد و حالا خود در معرض فرسایش است.
این بنای تاریخی، حافظه جمعی مردم و یادآور هویت فرهنگی آنان است. هر ترک تازه در آن، یادآور بیتوجهیهای مکرر به مردم و میراثشان است؛ از محدودیتهای اجتماعی گرفته تا فقدان امنیت و عدالت اقتصادی. مردم در برابر این فروپاشی نمادین، نه تنها حس فقدان میراث فرهنگی دارند، بلکه با رنج و ناامیدی خود مواجه میشوند و احساس میکنند آیندهای روشن برایشان در دسترس نیست.
فرو ریختن روضه سخی پیامدهای اجتماعی و روانی گستردهای دارد. فرسودگی و ترکهای بنا، بازتاب زوال اعتماد عمومی و امید به تغییر است. مردم میبینند میراث هویت و فرهنگیشان بدون حفاظت رها شده و این رهاشدگی، تجربه زخمهای تاریخی و سیاسی را برای آنها تکرار میکند. هر ترک تازه، نمادی است از بحرانهای اجتماعی گستردهتر: فقر، بیکاری، محرومیت کودکان از تحصیل، محدودیتهای زنان در کار و آموزش، و فقدان خدمات اولیه. فرو ریختن این بنا، به نوعی بیانگر ناکامی جامعه در حفاظت از ارزشهای جمعی و هویت فرهنگی است؛ وقتی مردم مشاهده میکنند نمادهای هویتشان رها و در معرض آسیب هستند، حس ناامیدی و رنج در آنان تثبیت میشود.
واقعیت این است که فرو ریختن روضه سخی تنها یک حادثه فیزیکی نیست؛ نمادی است از روند مستمر بیتوجهی به مردم و حقوق آنان. هنگامی که ستونهای اجتماعی و فرهنگی جامعه فرسوده میشوند، آسیب به هویت و امید عمومی نیز همزمان رخ میدهد. زنان و دختران، که ستون آموزش و آینده جامعه هستند، در شرایط کنونی با محدودیتهای گسترده روبهرو شدهاند؛ تحصیل آنها به شدت محدود است و کار زنان به عنوان نیروی اقتصادی و اجتماعی تقریباً ممنوع شده است. این وضعیت نه تنها توسعه انسانی را متوقف میکند، بلکه آینده جامعه را در هالهای از محرومیت و بیاعتمادی فرو میبرد.
نمادین بودن آسیب به روضه سخی، پیامدهای روانی و اجتماعی مستقیم دارد. مردم حس میکنند میراث هویتشان بدون حفاظت رها شده و هیچ تضمینی برای حفظ جان، مال و آموزش نسلهای بعد وجود ندارد. این بنا نه تنها عبادتگاه، بلکه محل تجمع، آموزش مذهبی و فرهنگی و پناهگاه روانی جامعه بوده است. فرو ریختن آن، یادآور ضعف نهادهای حکومتی و فقدان سیاستهای حفاظتی است و مردم را در برابر بحرانهای آینده آسیبپذیرتر میکند.
همچنین، این رخداد نشان میدهد که بحران اعتماد در افغانستان عمیقتر از آن است که تنها به مسائل سیاسی محدود شود. فقدان مدیریت بحران، نبود نظارت و عدم توجه به میراث فرهنگی، پیام واضحی به مردم میدهد: زندگی و هویت آنان ابزار دست تصمیمات حکومتی نیست و امنیت روانی آنان تضمین نمیشود.
در نهایت، روضه سخی فراتر از یک مسجد است؛ این بنا حافظه جمعی، نماد همبستگی و امید مردم و عرصهای برای مشارکت اجتماعی و فرهنگی آنان بود. آسیبهای اخیر، هشداری روشن است: هر ترک در این بنا، یادآور زوال امید، احساس رنج و بیپناهی مردم در شرایط سخت زندگی و بحرانهای تاریخی است. حفاظت از این میراث، در واقع حفاظت از هویت، آموزش و امنیت روانی جامعه افغانستان است.
افغانستان امروز نیازمند بازنگری فوری در سیاستهای فرهنگی و اجتماعی است؛ نه تنها برای حفظ بناها بلکه برای تضمین آموزش دختران، فرصتهای کاری زنان و ایجاد حس امنیت و اعتماد عمومی. بدون این بازنگری، فرو ریختن روضه سخی تنها آغاز یک چرخه جدید از زوال امید و آسیبهای اجتماعی خواهد بود.



