طالبان در هرات یک داکتر زن را به‌دلیل نپوشیدن برقع بازداشت کردند

خبرگزاری آگاه:منابع محلی در ولایت هرات می‌گویند که گروه طالبان یک داکتر زن را به‌دلیل نپوشیدن برقع از مقابل شفاخانه بازداشت کرده‌اند. این اقدام پس از آن صورت گرفته که طالبان در روزهای اخیر، پوشیدن برقع را برای زنان در ادارات و مراکز درمانی اجباری کرده‌اند.

منابع روز دوشنبه، ۱۹ عقرب، به خبرگزاری آگاه گفتند که فرد بازداشت‌شده دکتر شبنم فضلی، متخصص جراحی عمومی در شفاخانه‌ی هرات است.

قدوس خطیبی، همسر خانم فضلی، با انتشار پیامی در شبکه‌های اجتماعی تأیید کرده است که مأموران طالبان همسرش را از دروازه‌ی ورودی شفاخانه بازداشت کرده و با خود برده‌اند.

به گفته‌ی منابع، طالبان در روزهای اخیر مانع ورود زنان بدون برقع به ادارات دولتی و مراکز درمانی در ولایت هرات شده‌اند. زنان زیادی در این ولایت گزارش داده‌اند که بدون پوشیدن برقع، حتی برای مراجعه به داکتر یا دریافت دارو اجازه‌ی ورود به شفاخانه‌ها را ندارند.

هم‌زمان منابع آموزشی در هرات می‌گویند که اداره‌ی طالبان به تمام معلمان زن دستور داده است که از این پس فقط با پوشش برقع اجازه‌ی تدریس خواهند داشت.

با گذشت بیش از سه سال از تسلط دوباره طالبان بر افغانستان، محدودیت‌ها علیه زنان نه‌تنها کاهش نیافته، بلکه در قالب دستورهای جدید و سخت‌گیرانه‌تر ادامه یافته است.


🔹 تحلیل آگاه

«برقع به‌عنوان ابزار انضباط بدن» – نگاهی انتقادی از منظر فرهنگی و اجتماعی

بازداشت یک داکتر زن در هرات به‌دلیل نپوشیدن برقع، در نگاه نخست شاید اقدامی فردی و موردی به نظر برسد؛ اما در عمق خود بخشی از یک سیاست فرهنگی سازمان‌یافته است که می‌کوشد بدن زن را از عرصه‌ی اجتماعی حذف کند و «حضور» را تنها در قالب «پوشیدگی کامل» مجاز سازد.

از منظر جامعه‌شناسی قدرت، پوشش اجباری نه صرفاً یک امر دینی بلکه شکلی از نظم انضباطی است؛ همان چیزی که میشل فوکو از آن به‌عنوان کنترل بدن در خدمت قدرت یاد می‌کند. طالبان با تحمیل برقع، در واقع بدن زن را از دست خودش بیرون می‌کشند و آن را به حوزه‌ی سیاست می‌برند؛ یعنی جایی که «زن» نه سوژه‌ای انسانی، بلکه «موضوع نظارت» می‌شود.

نکته‌ی مهم این است که در این رویداد، زن بازداشت‌شده یک داکتر است — فردی که به‌طور نمادین، نماینده‌ی دانش، تخصص و عقلانیت مدرن در جامعه‌ی افغانستان است. بازداشت او نشان می‌دهد که طالبان نه فقط بر بدن زنان، بلکه بر نهادهای دانایی و تخصص نیز کنترل می‌طلبند. در واقع، پوشش برقع به ابزاری برای «محدود کردن حضور حرفه‌ای و فکری زنان» تبدیل شده است.

از دید فرهنگی، برقع در تاریخ افغانستان همواره نمادی دوگانه بوده است: از یک‌سو پوششی سنتی در برخی مناطق، و از سوی دیگر در دوره‌های اقتدارگرایانه، وسیله‌ای برای حذف و سکوت زنان. طالبان اکنون با تکیه بر این نماد تاریخی، آن را به ابزار ایدئولوژیک تازه‌ای بدل کرده‌اند که هدفش بازسازی نظم مردسالار و حذف تدریجی زنان از حیات مدنی است.

این سیاست نه با آموزه‌های اصیل دینی سازگار است و نه با اخلاق حرفه‌ای در محیط‌های درمانی. هیچ منبع فقهی معتبر، پوشیدن برقع به‌عنوان شرط کار یا درمان را الزامی نمی‌داند. بلکه این رویکرد نشانه‌ی ترس ساختار قدرت از آگاهی زنان است؛ قدرتی که از حضور زن متخصص، باسواد و مستقل بیم دارد.

از منظر تاریخی، هرگاه اقتدارگرایی در افغانستان افزایش یافته، نخستین نشانه‌ی آن در سیاست‌های پوشش و آموزش زنان دیده شده است. برقع، در این معنا، تنها پارچه‌ای برای پوشاندن نیست، بلکه پرده‌ای بر چشمان جامعه است تا حقیقت تبعیض و عقب‌ماندگی را نبیند.

طالبان با هر فرمان تازه، جامعه را گام‌به‌گام از مفهوم «انسان» به مفهوم «اطاعت» نزدیک‌تر می‌سازند. اما آنچه فراموش کرده‌اند، این است که در تاریخ افغانستان، زنان هرگز در سکوت باقی نمانده‌اند. از مبارزات فرهنگی زنان دهه‌ ۱۳۴۰ تا ایستادگی داکتران، معلمان و خبرنگاران در دو دهه‌ی اخیر، بدن و صدای زن همواره میدان مقاومت بوده است.

بازداشت دکتر شبنم فضلی نه‌فقط بازداشت یک انسان، بلکه بازداشت نماد عقلانیت و وجدان حرفه‌ای است. تداوم این روند، جامعه‌ی افغانستان را به سوی فروپاشی اخلاقی و علمی سوق می‌دهد؛ جایی که شایستگی جای خود را به ظاهر، و دانش جای خود را به فرمان می‌دهد.

مقالات مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button