
ایران در آستانه انفجار سیاسی؛ از کشتار بیسابقه معترضان تا تهدید نظامی امریکا
همزمان با ورود اعتراضات سراسری ایران به هفدهمین روز، گزارشها از کشته شدن هزاران معترض، قطع کامل اینترنت، فراخوان صریح دونالد ترامپ برای تصرف نهادهای دولتی و آمادهباش نظامی در منطقه، نشان میدهد که بحران ایران از یک اعتراض داخلی عبور کرده و به مرحلهای سرنوشتساز با پیامدهای منطقهای و جهانی رسیده است.
خبرگزاری آگاه
اعتراضات سراسری در ایران که اکنون وارد هفدهمین روز خود شده، با شدیدترین سرکوب حکومتی در تاریخ معاصر این کشور همراه بوده است. در حالی که جمهوری اسلامی همچنان از ارائه آمار رسمی قربانیان خودداری میکند، یک مقام ایرانی در گفتوگو با خبرگزاری رویترز کشته شدن دستکم دو هزار نفر را تأیید کرده است. این در حالی است که رسانهها از جمله ایراناینترنشنال و شبکه خبری سیبیاس، شمار جانباختگان را بین ۱۲ تا ۲۰ هزار نفر اعلام کردهاند.
نهادهای حقوق بشری میگویند بهدلیل قطع گسترده اینترنت و محدودیتهای ارتباطی، دستیابی به آمار دقیق قربانیان بسیار دشوار است. گزارشها حاکی از آن است که نیروهای امنیتی به شفاخانهها یورش برده و کادر درمان را برای تحویل اطلاعات مجروحان تهدید کردهاند.
در واکنش به این سرکوب خونین، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، موضعی بیسابقه اتخاذ کرده و بهطور مستقیم از معترضان خواسته است به اعتراضات ادامه دهند و نهادهای دولتی را در دست بگیرند. او هشدار داده که عاملان کشتار «بهای سنگینی خواهند پرداخت» و تأکید کرده است که «کمک در راه است». ترامپ همچنین تمام دیدارهای دیپلماتیک با مقامات جمهوری اسلامی را لغو کرده است.
همزمان، گزارشهایی از نشستهای فشرده امنیتی در کاخ سفید منتشر شده است. شبکه سیبیاس گزارش داده که گزینههای امریکا علیه ایران شامل حملات هوایی، استفاده از موشکهای دوربرد، عملیات سایبری و جنگ روانی برای اختلال در ساختار فرماندهی و رسانههای دولتی ایران است. منابع امریکایی گفتهاند این اقدامات میتوانند همزمان یا مستقل از عملیات نظامی سنتی اجرا شوند.
در سطح بینالمللی، فشارها بر تهران افزایش یافته است. فرانسه، آلمان و پرتگال سفیران جمهوری اسلامی را احضار کردهاند و آلمان رسماً از شهروندان خود خواسته ایران را ترک کنند. اتحادیه اروپا ورود تمامی دیپلماتهای ایرانی به ساختمانهای پارلمان اروپا را ممنوع کرده است؛ تصمیمی که با واکنش تند سیدعباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، روبهرو شده است. او این اقدام را نشانه «معیارهای دوگانه» اروپا دانسته و تهدید کرده که ایران پاسخ متقابل خواهد داد.
در همین حال، کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل استفاده از نیروی مرگبار علیه معترضان، بازداشتهای گسترده و احتمال صدور احکام اعدام را محکوم کردهاند. با این وجود، نهادهای اصلی سازمان ملل تاکنون قطعنامهای درباره بحران ایران صادر نکردهاند؛ موضوعی که با انتقاد شدید نهادهای ناظر بینالمللی روبهرو شده است.
از سوی دیگر، گزارشهایی از دیدارهای محرمانه مقامهای امریکایی با چهرههای مخالف جمهوری اسلامی منتشر شده و اسرائیل نیز از افزایش سطح آمادهباش خود در برابر واکنش احتمالی تهران خبر داده است. همزمان، اعتراضات مردمی با وجود سرکوب گسترده، همچنان در شهرهای مختلف ایران ادامه دارد.
🔍 تحلیل آگاه
آنچه امروز در ایران جریان دارد، صرفاً یک موج اعتراض اجتماعی نیست، بلکه بحرانی چندلایه با سه سطح همزمان است: فروپاشی مشروعیت داخلی، فشار فزاینده بینالمللی و احتمال ورود به فاز تقابل سخت خارجی.
اعتراف ضمنی یک مقام ایرانی به کشته شدن دو هزار نفر، اگرچه بسیار کمتر از آمار منابع مستقل است، اما خود شکافی بزرگ در روایت رسمی جمهوری اسلامی ایجاد میکند. این اعتراف نشان میدهد حکومت دیگر قادر به پنهانسازی کامل ابعاد سرکوب نیست. در مقابل، آمارهای ۱۲ تا ۲۰ هزار کشته، اگر حتی بخشی از آن درست باشد، ایران را با بزرگترین کشتار معترضان در تاریخ معاصر روبهرو کرده است.
ترامپ برای نخستینبار بهصراحت از «تصرف نهادهای دولتی» سخن گفته؛ عبارتی که در ادبیات سیاسی بهمعنای عبور از اصلاحطلبی و ورود به مرحله تغییر ساختار قدرت است. این پیام، هم به معترضان روحیه میدهد و هم برای حاکمیت ایران بهمنزله تشدید تهدید خارجی تلقی میشود.
در سطح جهانی، سکوت نسبی نهادهای رسمی سازمان ملل در برابر گزارشهای کشتار گسترده، در تضاد آشکار با مواضع تند دولتها و رسانههای غربی قرار دارد. این شکاف نشان میدهد که تصمیمگیری درباره ایران بیش از آنکه در نیویورک انجام شود، در واشنگتن، بروکسل و تلآویو در حال شکلگیری است.
در نهایت، جمهوری اسلامی اکنون در موقعیتی قرار دارد که هر گزینهای برایش پرهزینه است: ادامه سرکوب، خطر انزوای کامل و تقابل خارجی را افزایش میدهد و عقبنشینی، میتواند به فروپاشی درونی منجر شود. در مقابل، معترضان نیز در آزمونی تاریخی قرار دارند؛ آزمونی که نتیجه آن نهتنها آینده ایران، بلکه توازن قدرت در خاورمیانه را تحت تأثیر قرار خواهد داد.



