
طالبان پرورشگاه شفیق مرید را بستند؛ کودکان بیسرپرست به مراکز دولتی منتقل شدند
شفیق مرید، آوازخوان افغانستان، اعلام کرد که طالبان بدون اطلاع قبلی پرورشگاه خصوصی او در کابل را به دستور هبتالله آخندزاده بسته و کودکان بیسرپرست و تجهیزات آن را به مراکز تحت کنترول خود منتقل کردهاند؛ اقدامی که نگرانیها درباره سرنوشت این کودکان را افزایش داده است.
خبرگزاری آگاه
شفیق مرید، آوازخوان افغان مقیم خارج از کشور، روز شنبه با نشر یک ویدیو گفت که مأموران طالبان حدود دو روز پیش پرورشگاه خصوصی او را در کابل بستهاند. به گفته او، طالبان مدعی شدهاند که این اقدام به دستور مستقیم هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان، صورت گرفته و شامل بستهشدن تمام پرورشگاههای خصوصی میشود.
آقای مرید افزود که کودکان تحت سرپرستی این پرورشگاه از این اقدام ناراحت بودند و پس از انتقال به مراکز دولتی، بسیاری از آنان به خانههای اقاربشان رفتهاند. او همچنین نسبت به بیکار شدن ۲۱ کارمند این مرکز ابراز نگرانی کرد.
شفیق مرید گفت: «کودکان تحت سرپرستی ما را به مراکز دولتی منتقل کردند. رایان چلدرن محل اقامت شبانهروزی برای دختران نبود، تنها پسران منتقل شدند. ما فوراً سرپرستان کودکان را خبر دادیم و آنها به آن مراکز مراجعه کرده و کودکان خود را تحویل گرفتند.»
او با تأکید بر ادامه فعالیتهای بشردوستانهاش افزود: «پرورشگاه ما را بستند، اما فکر، اندیشه و فعالیتهای ما همچنان پابرجاست.»
طالبان در اسد ۱۴۰۲ اعلام کرده بودند که ۵۴ پرورشگاه، بهشمول ۳۰ پرورشگاه خصوصی در کشور فعالیت دارند. این در حالی است که در نتیجه جنگ بیستساله، هزاران کودک در افغانستان سرپرست و نانآور خود را از دست دادهاند.
انتقال کودکان بیسرپرست به مراکز تحت مدیریت طالبان نگرانیهایی را ایجاد کرده است که این گروه ممکن است آنان را بر اساس ایدئولوژی خود تربیت کند.
تحلیل آگاه
وقتی کودکان به میدان سیاست کشیده میشوند
بستهشدن پرورشگاه شفیق مرید فقط تعطیلی یک مرکز خیریه نیست؛ این تصمیم، نشانهای از گسترش کنترول طالبان بر همه حوزههای اجتماعی—حتی بر زندهگی خصوصیترین و آسیبپذیرترین قشر جامعه، یعنی کودکان بیسرپرست—است.
سؤال اصلی اینجاست:
🔹 چرا طالبان باید پرورشگاههای خصوصی را ببندند؟
پاسخ را باید در منطق قدرت جستوجو کرد. طالبان در پی انحصار همه منابع انسانیاند؛ از رسانه و آموزش گرفته تا کمکهای بشردوستانه و اکنون… کودکان.
پرورشگاههای مستقل، فضاهایی هستند که بیرون از روایت رسمی طالبان نفس میکشند. جایی که کودکان میتوانند بدون قالب ایدئولوژیک این گروه رشد کنند. بستن این مراکز، یعنی بستن راههای بدیلِ تربیت و فکر.
این اقدام سه پیام خطرناک دارد:
1️⃣ انحصار تربیت نسل آینده:
طالبان میخواهند نسل جدید فقط در چارچوب نگاه خودشان شکل بگیرد؛ بدون تنوع فکری، بدون آزادی انتخاب.
2️⃣ سیاسیسازی فقر و یتیمی:
کودک بیسرپرست بهجای اینکه یک مسئله انسانی باشد، به ابزار کنترول اجتماعی تبدیل میشود.
3️⃣ خاموشکردن ابتکارهای مردمی:
وقتی یک هنرمند و فعال مدنی نمیتواند پرورشگاه داشته باشد، پیام روشن است: جامعه مدنی جایی در نظام طالبان ندارد.
اگر امروز پرورشگاهها بسته میشوند، فردا کتابخانهها، مراکز فرهنگی و هر فضای مستقل دیگری هم هدف قرار خواهد گرفت.
جامعهای که کودکانش فقط در یک قالب تربیت شوند، در آینده یا مطیع مطلق میشود—یا منفجر.



