
مکرون و کانادا در برابر «شورای صلح» غزه: انتقاد از ابتکار ترامپ و تهدید مشروعیت جهانی آن
در حالی که دونالد ترمپ قصد دارد با ایجاد «شورای صلح» برای غزه، نقش رهبری در بحران فلسطین و اسرائیل را تصاحب کند، امانویل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، و کانادا اعلام کردهاند که به این شورا نخواهند پیوست. مخالفت این کشورها نشاندهنده شکاف عمیق در واکنش جهانی نسبت به طرح ترامپ است و مشروعیت این ابتکار را زیر سؤال برده است.
خبرگزاری آگاه
خبرگزاری فرانسه روز دوشنبه، ۱۹ جنوری، به نقل از منابع نزدیک به مکرون گزارش داده که رئیسجمهور فرانسه فعلاً قصد ندارد به شورای صلح غزه که توسط دونالد ترمپ، رئیسجمهور آمریکا، پیشنهاد شده، بپیوندد. منابع گفتهاند منشور این شورا برخلاف پیشبینیهای اولیه، تنها به مساله غزه محدود نمیشود و جنبههای گستردهتر منطقهای دارد که فرانسه با آن موافق نیست.
فرانسه همچنان متعهد به توقف فوری درگیریها در غزه و یافتن راهحل سیاسی جامع برای فلسطین و اسرائیل است، اما نمیخواهد عضویت خود را به ابتکاری محدود و تحت کنترل یک کشور خاص اختصاص دهد.
کانادا نیز اعلام کرده که هزینه حق عضویت در شورا را پرداخت نخواهد کرد. بر اساس پیشنویس شورای صلح، عضویت دایمی تنها به کشورهایی اختصاص مییابد که بیش از یک میلیارد دلار پرداخت کنند و ریاست دایمی شورا برعهده ترامپ خواهد بود.
از سوی دیگر، دیمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، اعلام کرده که ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، دعوتنامهای برای پیوستن به این شورا دریافت کرده است و مقامات کرملین در حال بررسی جزییات این پیشنهاد هستند تا تصمیم نهایی خود را اتخاذ کنند.
این ابتکار ترامپ در حالی مطرح شده که مرحله دوم طرح صلح اکتبر ۲۰۲۵ با میانجیگری مصر، قطر، آمریکا و ترکیه و با توافق اسرائیل و حماس به دست آمده بود. اکنون ایجاد شورا با تمرکز بر غزه و به ریاست ترامپ، سوالاتی جدی درباره هدف واقعی و استقلال این ابتکار ایجاد کرده است.
🧠 تحلیل آگاه | «شورای صلح ترامپ؛ ابزار سیاست یکجانبه یا راه حل واقعی؟»
این خبر فراتر از یک تصمیم دیپلماتیک است؛ تصویر روشن از رقابت قدرت، سیاست یکجانبه و بحران اعتماد جهانی را ارائه میدهد.
ابتکار ترامپ با شعار ایجاد صلح در غزه، در عمل تلاش دارد کنترل روند سیاسی و مالی این بحران را به دست گیرد. محدود کردن عضویت دایمی به کشورهایی که بیش از یک میلیارد دلار پرداخت کنند و ریاست دایمی شورا را برای خود محفوظ نگه داشتن، نشان میدهد این شورا بیش از آنکه ابزار حل بحران باشد، ابزاری برای مشروعیتبخشی به نفوذ آمریکا در خاورمیانه است.
مخالفت فرانسه و کانادا، و بررسی محتاطانه روسیه، نشان میدهد جامعه بینالمللی نسبت به این ابتکار اعتماد کمی دارد. وقتی کشورهای کلیدی مانند فرانسه و کانادا نمیپذیرند به چنین شورا و فرایند محدود بپیوندند، پیام روشن است: این طرح نمیتواند نماینده اراده جمعی جهانی باشد.
نکته دیگر این است که تمرکز صرف بر غزه، بدون در نظر گرفتن شرایط گستردهتر فلسطین و روابط منطقهای، راهحل جامع سیاسی ایجاد نمیکند. این موضوع احتمال شکست یا ناکارآمدی شورا را افزایش میدهد.
ابتکار ترامپ همچنین نشاندهنده تلاش برای تصرف رهبری سیاسی بحران بدون پذیرش مسئولیت کامل صلح منطقهای است. در چنین شرایطی، نه فقط حماس و اسرائیل، بلکه کشورهای منطقه و حتی سازمان ملل نیز ممکن است در برابر تصمیمات این شورا مقاومت کنند.
پیام بلندمدت برای منطقه و جامعه بینالمللی روشن است:
هیچ ابتکار صلحی که بر منافع یک کشور تمرکز داشته باشد و مشارکت واقعی سایر قدرتهای منطقهای و جهانی را نادیده بگیرد، نمیتواند پایدار باشد.
این تصمیم فرانسه و کانادا، در کنار واکنش محتاطانه روسیه، درس دیگری نیز دارد: صلح واقعی زمانی حاصل میشود که اجماع، شفافیت و تعهد مشترک به حقوق بشر و امنیت منطقهای برقرار باشد، نه با شوراهای محدود و ابزارمند تحت نفوذ یک کشور.
در واقع، شورای صلح ترامپ، حتی اگر اجرا شود، آزمونی برای اعتبار سیاسی و اخلاقی آمریکا خواهد بود؛ آیا میتواند واقعاً صلح بسازد، یا صرفاً ابزار قدرتنمایی و مشروعیت سیاسی خواهد بود؟



