گروگانگیری یک کودک ۱۴ ساله؛ طالبان بار دیگر دانشآموز سالنگی را بازداشت کردند

در ادامهی بازداشتهای خودسرانه و باجگیری سازمانیافته طالبان، منابع محلی از بازداشت دوبارهی «عبدالله» نوجوان ۱۴ ساله و دانشآموز در روستای دهیک سالنگ خبر میدهند؛ کودکی که بدون هیچ اتهام مشخص، برای دومینبار به دست طالبان افتاده و اکنون از استخبارات این گروه با خانوادهاش تماس گرفته است.
خبرگزاری آگاه
بر اساس روایت منابع محلی، گروه طالبان عبدالله، نوجوان ۱۴ ساله و دانشآموز را در روستای دهیک سالنگ، برای بار دوم بدون دلیل مشخص بازداشت کردهاند.
منابع روز جمعه، ۳ دلو/بهمن، به رسانهها تأیید کردند که عبدالله چهار روز پیش از منطقهی سرای شمالی کابل ناپدید شده بود و سپس از ریاست ۴۰ استخبارات طالبان با خانوادهی خود تماس گرفته است.
به گفتهی منابع، پدر عبدالله از مجاهدین سابق افغانستان است و با هیچ جریان سیاسی یا گروهی ارتباط ندارد. با این حال، خانوادهی او بارها هدف بازداشتهای طالبان قرار گرفتهاند.
منابع میگویند این بازداشتها بیشتر ناشی از خصومتهای شخصی و تبعیض قومی طالبان است و پیش از این نیز پدر و برادر عبدالله بازداشت شده بودند.
بر بنیاد اطلاعات موجود، طالبان در بدل آزادی عبدالله خواستار تحویل سلاح شدهاند. در تابستان امسال نیز خانوادهی او مجبور شده بودند برای رهایی فرزندشان دو میل سلاح به طالبان بدهند.
بازداشتهای خودسرانهی شهروندان، باجگیری و در برخی موارد قتل افراد ملکی توسط طالبان، پیش از این بارها گزارش شده و نگرانیهای جدی حقوق بشری را در پی داشته است.
تحلیل آگاه
بازداشت دوبارهی عبدالله ۱۴ ساله، فقط روایت تلخ یک خانواده نیست؛ این تصویر فشردهای از افغانستانِ امروز تحت سلطهی طالبان است؛ جایی که کودک، قانون و انسانیت همگی در برابر تفنگ بیدفاعاند. در نظامی که طالبان ساختهاند، «اتهام» اهمیتی ندارد و «سن» مصونیت نمیآورد؛ آنچه تعیینکننده است، میزان ناتوانی خانواده در پرداخت بهای آزادی است.
طالبان با بازداشت کودکان، مرزهای خشونت را عمداً جابهجا کردهاند. این پیام آشکار است: هیچکس در امان نیست. وقتی یک دانشآموز ۱۴ ساله از سرای شمالی کابل ناپدید میشود و چند روز بعد از استخبارات تماس میگیرد، دیگر نمیتوان از «حاکمیت» سخن گفت؛ این یک سیستم گروگانگیری سازمانیافته است که با نام حکومت فعالیت میکند.
درخواست سلاح در بدل آزادی، نشان میدهد طالبان نهتنها امنیت نیاوردهاند، بلکه با تولید چرخهی ترس و باجگیری، جامعه را عمداً به سمت بیثباتی سوق میدهند. خانوادهای که برای نجات فرزندش مجبور به تحویل سلاح میشود، فردا یا قربانی خشونت خواهد شد یا متهم به نگهداری همان سلاح؛ این همان تلهای است که طالبان برای مردم پهن کردهاند.
تبعیض قومی و خصومتهای شخصی در این ماجرا نقش پررنگی دارد؛ واقعیتی که طالبان تلاش میکنند آن را پنهان کنند. بازداشت پدر و برادر عبدالله پیش از او، نشان میدهد استخبارات طالبان ابزار اجرای عدالت نیست، بلکه وسیلهی تسویهحساب، انتقام و سرکوب است.
افغانستان امروز با بحران مشروعیت روبهرو است؛ حکومتی که کودکان را بازداشت میکند، از خانوادهها باج میگیرد و پاسخگو نیست، نمیتواند ادعای «امنیت» داشته باشد. امنیت بدون عدالت، فقط سکوت قبرستان است.



