افغانستان، کشوری که کمتر از هر جای دیگر جهان سهمی در ایجاد تغییرات اقلیمی داشته، اکنون به یکی از قربانیان اصلی این بحران تبدیل شده است. دادههای تازه یونیسف نشان میدهد که نزدیک به ۸۰ درصد جمعیت افغانستان به آب سالم دسترسی ندارند و میلیونها کودک و خانواده روزانه مجبورند از منابع آلوده برای تأمین نیازهای اولیه خود استفاده کنند. اینجا، کودکان به جای بازی در حیاط مکتب، کیلومترها راه را برای سطل آبی طی میکنند که شاید بیماری با خود بیاورد. این وضعیت نه تنها یک بحران انسانی، بلکه انعکاسی از بیعدالتی جهانی نیز هست؛ کشوری که سهمی در تولید گازهای گلخانهای ندارد، بیشترین هزینه را برای پیامدهای آن میپردازد. وقتی کودکان در شرایطی رشد میکنند که آب آلوده مینوشند، بیماریهای منتقله از آب به مرزهای بحرانی میرسد و سیستمهای بهداشتی فرو میریزند، عملاً نسل آینده افغانستان با تهدیدی وجودی مواجه میشود که فراتر از فقر اقتصادی است.
از منظر علمی، کاهش منابع آب در افغانستان با ترکیبی از خشکسالیهای مکرر، ذوب شدن یخچالها و کاهش بارشها تشدید شده است. تحقیقات اقلیمی نشان میدهد که حوزههای آبریز اصلی افغانستان در حال از دست دادن ذخایر زیرزمینی خود هستند و کاهش جریان رودخانهها، از جمله هلمند، کابل و پنجشیر، تأثیر مستقیم بر کشاورزی و تغذیه مردم دارد. هر رودخانهای که خشک میشود، امید یک روستا برای زندگی از دست میرود. در حالی که کشورهایی که بیشترین نقش را در بحران اقلیمی جهان داشتهاند، برای حفاظت از منابع خود و کاهش اثرات بلایای طبیعی سرمایهگذاری میکنند، افغانستان همچنان از ابتداییترین امکانات زیرساختی برای ذخیره و تصفیه آب محروم است. این فقدان زیرساخت و مدیریت منابع، بحران انسانی را دوچندان میکند و نشان میدهد که مسئله آب در افغانستان تنها یک مشکل محیطزیستی نیست، بلکه بحرانی عمیق اجتماعی و سیاسی است.
پیامدهای انسانی این بحران به وضوح در زندگی کودکان قابل مشاهده است. کودکان به عنوان آسیبپذیرترین گروه، با بیماریهای گوارشی، سوءتغذیه و افزایش مرگ و میر مواجهاند. خانوادهها مجبورند کیلومترها راه طی کنند تا دسترسی به منابع آب نسبتا پاک داشته باشند، و این مسیرها اغلب خطرناک و نامطمئن هستند. نارینه، ۱۰ ساله، هر روز صبح از خانهاش در ولایت لوگر تا چشمهای که آب کمی دارد، راه میرود؛ بازمیگردد خسته و بیمار، اما فردا دوباره مجبور است برود. بحران آب، بار مضاعفی بر زنان و دختران وارد میکند که مسئولیت جمعآوری آب را بر عهده دارند و ساعات زیادی را صرف حمل آب میکنند، چیزی که مانع تحصیل و رشد اجتماعی آنها میشود. این چرخهی معیوب، عملاً شکافهای اجتماعی و جنسیتی را گسترش میدهد و از شکلگیری جامعهای عادلانه و پایدار جلوگیری میکند.
یونیسف و سایر نهادهای بینالمللی در پاسخ به این بحران، اقداماتی برای کمک اضطراری، شامل توزیع آب سالم، مواد غذایی، توالت و سرپناههای موقت، و نصب پمپهای خورشیدی در ولایات لوگر و پکتیا انجام دادهاند. همچنین پروژههای بازسازی و توسعه منابع آب زیرزمینی در جلالآباد و فناوریهای نقشهبرداری برای شناسایی منابع پنهان آب در کابل آغاز شدهاند. با این حال، این اقدامات اضطراری تنها تسکینی موقت هستند و بدون سیاستهای کلان ملی و حمایت بینالمللی پایدار، بحران همچنان ادامه خواهد داشت. آیا کودکی که امروز آب آلوده نوشیده، فردا میتواند یاد بگیرد، رشد کند و جامعه را بسازد؟
بحران آب در افغانستان در نهایت مسئلهای اخلاقی و عدالتمحور است. آیا جهانیان حاضرند تا اجازه دهند نسلی از کودکان در کشوری تشنه، در میان امواج بیتدبیری، بیماری و فقر بزرگ شود؟ افغانستان به آب نیاز دارد، اما بیش از آن، به عدالت و توجه جهانی نیازمند است تا کودکانش بتوانند بدون ترس از مرگ خاموش ناشی از تشنگی و بیماری رشد کنند و آیندهای انسانی و پایدار بسازند. هر قطره آب آلوده، نشانهای از نسلی است که در حاشیه جهان رها شده است.
بحران آب افغانستان، در لایههای عمیق خود، نمادی از تضادهای جهانی است: کشورهایی که کمترین سهم را در ایجاد بحران اقلیمی دارند، بیشترین رنج را تحمل میکنند؛ و کودکان، به عنوان نمایندگان نسل آینده، اولین قربانیان این بیعدالتیاند. بدون اقدام فوری، بدون سرمایهگذاری پایدار و بدون اولویتبخشی به عدالت محیطزیستی، نسل جدید افغانستان در مسیر مرگی خاموش و بیصدا قرار خواهد گرفت. اگر امروز اقدام نشود، فردا هیچ امیدی برای بازگشت زندگی در روستاها و شهرهای کوچک باقی نخواهد ماند.


Leave feedback about this