nezani
وبلاگ خبرگزاری آگاه دیدگاه سیاست

سایه ترس در سایه عفو:طالبان و میراث وحشت در افغانستان

نویسنده : سید حسن موسوی
در افغانستان امروز، طالبان از عفو عمومی و وعده امنیت سخن می‌گویند، اما واقعیت میدان نشان می‌دهد که بازداشت‌ها و شکنجه‌ها ادامه دارد. نظامیان پیشین، خانواده‌هایشان و جامعه محلی، در چرخه‌ای از ترس و خشونت گرفتار شده‌اند. این تحلیل، به بررسی استراتژی طالبان برای تثبیت قدرت از طریق وحشت، پیامدهای بلندمدت آن بر اعتماد اجتماعی و اثر روانی بر نسل‌های آینده می‌پردازد. نشان می‌دهد که عفو اعلام‌شده، صرفاً ابزار تبلیغاتی است و مردم افغانستان همچنان قربانی سیاست‌های خشونت‌آمیز و مدیریت ناکارآمد حکومتی هستند.

خانه‌ای در سرپل، خاموش و بی‌صداست. نورمحمد، ساتنمن پیشین حوزه دوم امنیتی، پشت دیوارهای سرد زندان غیررسمی طالبان، روزها را بدون دیده‌شدن یا دسترسی به کمک بیرون‌نشسته طی می‌کند. این وضعیت، نمادی از چیزی فراتر از یک بازداشت ساده است؛ نشانه یک سیاست سیستماتیک سرکوب و ترورِ امنیتی. در استان ارزگان، پسران جنرال مطیع‌الله، فرمانده پیشین پولیس، با حکم طالبان از خانه‌های‌شان ربوده شده‌اند، و مادران و همسران‌شان تنها نظاره‌گرِ ترسی دائمی‌اند. این صحنه‌ها، تصویری زشت از قدرتی را نشان می‌دهد که با وحشت و ارعاب مشروعیت خود را تحکیم می‌کند، حتی در سایه اعلام عمومی «عفو».

در ظاهر، طالبان از «عفو عمومی» و «صلح» صحبت می‌کنند، اما در پشت پرده، پرونده‌هایی وجود دارند که با داده‌های رسمی بین‌المللی همخوانی ندارند. گزارش یوناما (یونایتد نیشنز) نشان می‌دهد که در سه‌ماهه بین آوریل تا جون ۲۰۲۴، دست‌کم ۶۰ مورد بازداشت خودسرانه کارکنان دولت پیشین و نظامیان سابق ثبت شده است. همچنین یوناما موارد سوءرفتار، شکنجه و تهدید را گزارش کرده است.

اما وضعیت به همین‌جا ختم نمی‌شود. بر اساس گزارش جامع یوناما برای دوره پس از تسلط طالبان، دست‌کم ۲۱۸ قتل فراقانونی، ۴۲۴ بازداشت خودسرانه، ۱۴ مورد ناپدید شدن اجباری و ۱۴۴ مورد شکنجه یا بدرفتاری ثبت شده است. این اعداد صرفاً شاخص‌های آماری نیستند؛ هر عدد، داستانی از درد و رنج انسان‌های واقعی است، صدایی خاموش که علیه وعده‌های «عفو عمومی» فریاد می‌زند. برای بسیاری از افغان‌ها، این آمار نماد پیمانی است که نادیده گرفته شده؛ نمادی از حکومتی که خشونت و ارعاب، جای قانون و عدالت را گرفته است.

این رفتار، ریشه‌ در یک استراتژی حکومتی عمیق دارد: حذف صدای مخالف، حذف تجربه‌گرایان امنیتی و ساختن فضای ترس از بازگشت. بازداشت و شکنجه نظامیان پیشین، به‌نوعی نشان‌دهنده این است که طالبان نه فقط به دنبال کنترل زمین‌اند بلکه به دنبال کنترل حافظه هستند. شیوه طالبان در برخورد با نظامیان پیشین و صداهای مخالف، صرفاً به کنترل زمین محدود نمی‌شود؛ آن‌ها در تلاشند حافظه جمعی جامعه را نیز تحت کنترل درآورند. هر صدای مستقل که روزی از امنیت کشور دفاع کرده است، باید فرو کشانده شود تا نسل آینده هیچ تجربه‌ای از مقاومت یا نقد نداشته باشد. این استراتژی، اثراتی عمیق بر جامعه دارد: کودکان با ترس بزرگ می‌شوند، زنان در اضطراب دائمی، و جوانانی که می‌توانستند سازنده آینده باشند، مهاجرت یا زندگی سایه‌ای را انتخاب می‌کنند.


این رفتار طالبان، درس‌هایی ناخواسته به نسل بعد می‌دهد: نه قانون، نه عدالت، بلکه ترس و سکوت؛ حق صحبت نداشتن به یک قانون نانوشته بدل شده است. رسانه‌های مستقل، به ویژه خبرنگاران زن، تحت فشار و سانسور قرار دارند، برنامه‌های سیاسی و موسیقی ممنوع شده‌اند و گزارش‌دهی تصویری در حال خاموش شدن است. در چنین فضایی، روایت طالبان بر کل جامعه تحمیل می‌شود و واقعیت‌ها یا صداهای مخالف به حاشیه رانده می‌شوند.

این وضعیت یک سوال بزرگ ایجاد می‌کند: وقتی حکومتی با خشونت، دست‌کم یک بخش عمده از جامعه را کنترل می‌کند، چه پیامی به نسل بعد می‌فرستد؟ درس قانون و عدالت داده نمی‌شود، بلکه درس ترس، «بی‌گناهی در برابر قدرت» و «حق صحبت نداشتن» به شکلی نانوشته اما قدرتمند وارد حافظه جمعی جامعه می‌شود. رسانه‌ها که می‌توانستند صدای بازداشتی‌ها و شکنجه‌شدگان باشند، محدود شده‌اند: گزارش‌ها حاکی است که خبرنگاران زن فشار دارند و رسانه‌های آزاد روند سختی را طی می‌کنند.

یوناما همچنین در گزارش خود به این نقطه اشاره کرده که بسیاری از بازداشتی‌ها هرگز به اتهام رسمی دسترسی ندارند، و برخی از کسانی که آزاد شده‌اند، همچنان از پیامدهای روانی و فیزیکی شکنجه رنج می‌برند. این یعنی «عفو عمومی» بیشتر یک نقاب است تا راه حقیقی به سمت سازش و بازسازی.

احتمالاً ماندگارترین اثر این سیاست‌ها، نه تنها شکنجه و بازداشت امروز است، بلکه تأثیر روانی و تاریخی آن بر نسل‌های آینده است. نسلی که تجربه بی‌عدالتی و خشونت را از نزدیک لمس کرده، اعتماد خود را به قانون و نهادها از دست می‌دهد و سکوت را به فریاد ترجیح می‌دهد. این میراث، محصول عفو نمایشی است: ترس، ناباوری و انفعال جامعه که برای سال‌ها سایه خود را بر زندگی میلیون‌ها افغان خواهد انداخت.

بازداشت و شکنجه نظامیان پیشین و خانواده‌هایشان چیزی فراتر از یک بحران مقطعی است؛ این یک نماد بلندمدت از حکمرانی مبتنی بر خشونت و ترس، و شکاف عمیق اعتماد اجتماعی است. افغانستان، تحت سلطه طالبان، در بند خاطرات زخمی، وحشتی نانوشته و سکوتی که جای قانون را گرفته، محبوس باقی می‌ماند. تا زمانی که این روند ادامه یابد، وعده‌های عفو عمومی تنها پوششی است برای مشروعیت نمایشی و مردم بیش از پیش قربانی سیاست‌های خشونت‌آمیز و مدیریت ناکارآمد حکومتی خواهند بود.

Leave feedback about this

  • Quality
  • Price
  • Service

PROS

+
Add Field

CONS

+
Add Field
Choose Image
Choose Video