
فقر مردم، ریش و نکتایی حاکمان: اولویتهای معکوس طالبان
تحلیلی انتقادی بر کنترل ظاهر و بیتوجهی به بحرانهای واقعی افغانستان
افغانستان امروز در دریایی از فقر، بیثباتی و محرومیت غرق شده است. خانوادهها توان تأمین غذا، آموزش و دارو ندارند، میلیونها کودک و نوجوان از تحصیل محروماند، بیمارستانها خالی از دارو و تجهیزات پزشکیاند، و امید به آینده کمرمقتر از هر زمان دیگری است. در حالی که مردم برای زندگی روزمره خود میجنگند، طالبان در اقدامی نمادین، حواس خود را به ریش و نکتایی و پوشش مردم معطوف کردهاند.
خالد حنفی، وزیر امر به معروف و نهی از منکر طالبان، اعلام کرده است که ریش «جزو حریم خصوصی نیست» و هرگونه کوتاهی یا اصلاح آن باید تحت نظارت نهادهای طالبان انجام شود. در ظاهر، این تنها یک دستور درباره ظاهر مردان است، اما در عمل، نشان میدهد که حاکمان افغانستان تمرکز خود را بر کنترلهای بیمعنی گذاشتهاند و بحران واقعی مردم را نادیده میگیرند.
در همین حال، دانشجویان هرات با وحشت شاهد جمعآوری نکتاییهای خود توسط محتسبان بودند. نوجوانان و جوانان، به جای فکر کردن به آینده تحصیلی یا حرفهای خود، مجبورند از ترس مجازات، ظاهرشان را مطابق دستور طالبان تنظیم کنند. این رفتار نه تنها آزادی فردی را نقض میکند، بلکه پیام روشنی به جامعه میدهد: زندگی واقعی شما اهمیت ندارد، اما ظاهر شما تابع کنترل حاکمان است.
این تناقض آشکار، بین مشکلات واقعی مردم و تمرکز طالبان بر ظاهر، به یک نمایش قدرت و اجبار اجتماعی بدل شده است. در حالی که میلیونها خانواده از گرسنگی و محرومیت رنج میبرند، مراسم جمعآوری نکتایی و تهدید به اصلاح ریش، اولویت روزمره حاکمان شده است. طالبان ظاهر را محور دینداری ساختهاند، اما آنچه در عمل میبینیم، سیاست کنترل با نقاب دین است.
این کنترل نه اخلاقی است، نه دینی و نه انسانی. به جای آن که مردم از درون مسئولیت اخلاقی و اجتماعی داشته باشند، از بیرون مجبور میشوند. به جای اینکه وجدان و انتخاب فردی راهنمای رفتار انسانها باشد، ترس و تهدید جای آن را گرفته است. آزادی، که حق ابتدایی هر انسان است، به رویای دستنیافتنی تبدیل شده و وجدان مردم در مسیر سلطه حاکمان خرد شده است.
پیامدهای این سیاست بسیار گسترده و مخرباند. زنانی که از تحصیل و مشارکت اقتصادی محروماند، در جامعه به حاشیه رانده شدهاند، و مردانی که حتی برای ظاهر خود آزادی ندارند، یاد میگیرند که زندگی تحت سلطه قدرت بیپاسخگو و بیعدالت است. نسل جوان، پیام واضحی میگیرد: جامعهای که در آن قدرت، دین و اجبار در هم آمیخته شدهاند، جایگزین اخلاق، عدالت و انتخاب فردی است.
افزون بر این، این تمرکز بر ظاهر، حواس حکومت از مسائل واقعی کشور پرت شده است. فقر، بیکاری، بحران آموزش و سلامت، ناامنی غذایی و نابسامانی اقتصادی—همه چیزهایی که زندگی مردم را تهدید میکند—به چشم طالبان کمتر دیده میشود. ریش و نکتایی، موضوعاتی نمادین و کماهمیت، به جای راهکارهای واقعی مدیریت کشور اولویت یافتهاند.
در نهایت، موضوع ریش و نکتایی تنها نماد یک بحران گستردهتر است: حاکمانی که به جای حل مشکلات مردم، نمایش قدرت، اجبار و ترس را در اولویت قرار دادهاند. این وضعیت نشان میدهد که اقتدار بدون مسئولیت و وجدان، آزادی و زندگی مردم را قربانی میکند. افغانستان امروز، جامعهای است که در آن ظاهر مهمتر از واقعیت زندگی مردم شده و مردم در میدان مبارزه با فقر، محرومیت و ناامیدی، مجبور به رعایت دستورهای ظاهری حاکماناند.
درس نهایی روشن است: وقتی حاکمان به جای حل مشکلات واقعی مردم، سرگرم کنترل جزئیات ظاهر آنها میشوند، جامعه به تدریج به میدان ترس، اجبار و نابرابری تبدیل میشود. ریش و نکتایی دیگر نماد دینداری نیست؛ نماد سوءاستفاده از قدرت، سانسور آزادی و بیتوجهی به زندگی واقعی مردم است. تا زمانی که اولویت طالبان ظاهر مردم باشد و نه مشکلات واقعی آنها، فقر و بیعدالتی همچنان بر افغانستان سایه خواهد افکند و آزادی به یک آرزوی دستنیافتنی بدل خواهد شد.



