افغانستان در تله قدرت‌های منطقه‌ای؛ طالبان ابزار اقتصادی ایران یا حاکم مستقل؟

تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران و فشارهای غرب، که قرار بود نفوذ منطقه‌ای این کشور را محدود کند، به شکلی کاملاً پارادوکسیکال، فرصت تازه‌ای برای طالبان و همسایه قدرتمندش فراهم کرده است. طالبان، گروهی که هنوز فاقد توان اقتصادی مستقل و ساختار مدیریتی قوی است، با اتکا به این فرصت، به ابزاری برای تحقق اهداف ژئوپلیتیک ایران تبدیل شده‌اند. در این میان، مردم افغانستان تنها قربانی این بازی پیچیده قدرت هستند.

مسیرهای ترانزیتی کلیدی مانند مرز میلک و بندر چابهار، که می‌توانستند در شرایط عادی صرفاً مسیرهای تجاری باشند، اکنون تبدیل به شریان‌های حیاتی اقتصاد وابسته طالبان شده‌اند. تجارت میان ایران و طالبان، بدون محدودیت محسوس تحریم‌ها، ادامه دارد و این همکاری از سوی مقامات دو طرف به عنوان نشانه توانمندی و نفوذ طالبان تبلیغ می‌شود. اما واقعیت، دقیقاً خلاف این تصویر است: طالبان به جای ایجاد سیاست اقتصادی مستقل یا توسعه زیرساخت‌های داخلی، راه آسان را انتخاب کرده و به حمایت خارجی دل بسته‌اند. این وابستگی، استقلال سیاسی و اقتصادی افغانستان را شدیداً محدود کرده و گروه را در تله‌ای از تصمیم‌گیری وابسته و غیرخودمختار گرفتار ساخته است.

ایران از این وضعیت به خوبی بهره برده است. با گسترش نفوذ اقتصادی خود، این کشور طالبان را به ابزاری برای پیشبرد اهداف منطقه‌ای و ژئوپلیتیک خود تبدیل کرده است. حمایت اقتصادی و ایجاد کانال‌های ترانزیتی فعال، نه تنها موجب تثبیت نفوذ تهران می‌شود، بلکه طالبان را از شکل‌گیری یک ساختار مستقل مدیریتی باز می‌دارد. به جای تمرکز بر حاکمیت ملی، آموزش نیروی انسانی، توسعه زیرساخت‌ها و امنیت داخلی، طالبان ناگزیر هستند بر روابط خارجی و مسیرهای اقتصادی ایران تکیه کنند.

پیامدهای امنیتی این وابستگی نیز نگران‌کننده است. همکاری اقتصادی نزدیک با ایران، می‌تواند تسهیل نفوذ گروه‌های شبه‌نظامی و فشار بر همسایگان را افزایش دهد. در واقع، افغانستان در موقعیتی قرار گرفته که به جای مرکز قدرت مستقل، به میدانی برای بازی‌های بزرگ منطقه‌ای و تحقق اهداف خارجی بدل شده است. هر تصمیم طالبان تحت تأثیر نیاز به حفظ حمایت ایران است، نه منافع واقعی مردم یا توسعه پایدار کشور.

رفتار طالبان در این معادله، نمونه‌ای آشکار از ضعف مدیریتی و بی‌ثباتی داخلی است. این گروه با نمایش تعامل محدود با ایران، تلاش می‌کند مشروعیت کسب کند، اما استقلال سیاسی ندارد و توان اداره کشور را به شکل واقعی از دست داده است. وابستگی اقتصادی، فقدان منابع داخلی و فشارهای منطقه‌ای، طالبان را به ابزاری تبدیل کرده که بیشتر در خدمت اهداف همسایگان و قدرت‌های منطقه‌ای است تا مردم افغانستان.

پیامد این روابط برای مردم ملموس و مستقیم است: فشار اقتصادی، کاهش فرصت‌های توسعه، بی‌ثباتی و تهدید امنیتی، محصول طبیعی این بازی قدرت است. افغانستان نه تنها از نظر اقتصادی به شدت آسیب‌پذیر شده، بلکه استقلال تصمیم‌گیری سیاسی خود را نیز از دست داده است. هرگونه رشد یا پیشرفت کشور، به جای تلاش داخلی، به تصمیمات و سیاست‌های خارجی و مسیرهای تجاری وابسته گره خورده است.

تحلیل نهایی نشان می‌دهد که تجارت میان ایران و طالبان، نمونه‌ای روشن از عبور از تحریم‌های غرب و سوءاستفاده از وضعیت شکننده یک حکومت وابسته است. ایران با نفوذ اقتصادی و کنترل مسیرهای ترانزیتی، نفوذ خود را تثبیت کرده و طالبان، به جای استقلال، به ابزاری برای اهداف منطقه‌ای بدل شده‌اند. این معادله نه تنها استقلال سیاسی و اقتصادی افغانستان را تهدید می‌کند، بلکه ثبات منطقه را نیز در معرض خطر قرار می‌دهد. مردم افغانستان، در سایه این بازی بزرگ قدرت، تنها قربانی فشارهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی هستند و آینده کشور در هاله‌ای از وابستگی و بی‌ثباتی باقی خواهد ماند.

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button