
رسانهها در خط مقدم مقاومت؛ روایتگری جنایات طالبان در سکوت اجباری
وقتی سخنگوی وزارت داخله طالبان در نشستی رسمی اعلام کرد که «تمام افغانستان تحت کنترل مطلق ماست؛ تنها رسانهها آزاد ماندهاند»، در واقع ناخواسته مهمترین واقعیت سیاسی امروز کشور را بیان کرد: طالبان هنوز نتوانستهاند آخرین سنگر جامعه را تصرف کنند. این اعتراف، نه نشانه قدرت، بلکه نشانه ترس از حقیقت است. رسانهها تنها بخشی از جامعهاند که هنوز خارج از مهار کامل طالبان ایستادهاند؛ و همین، دلیل شدت سرکوب و تلاش سازمانیافته برای خاموش کردن صدای آنهاست
نویسنده : سید حسن موسوی
در افغانستان تحت حاکمیت طالبان، رسانهها دیگر تنها گزارشگر اخبار نیستند؛ آنها آخرین پل بین حقیقت و جامعهای هستند که تحت کنترل، تهدید و رعب قرار گرفته است. تعطیلی رسانههای مستقل، بازداشت خبرنگاران و محدودیت جریان اطلاعات، اگرچه ظاهراً اقدامی برای تثبیت قدرت طالبان است، اما نشان میدهد که هر حکومتی که از حقیقت میترسد، ابزارهای بازتابدهنده آن را هدف قرار میدهد.
طالبان با محدود کردن رسانهها نه تنها جریان اطلاعات را مهار میکنند، بلکه جنایات خود را از چشم مردم پنهان میسازند. اعدامهای عمومی، شلاقزدن شهروندان و تهدید مخالفان وقتی بدون ثبت و انتشار رسانهای باشد، به ابزاری برای ایجاد رعب بدون اعتراض عمومی تبدیل میشود. رسانهها در این شرایط وظیفهای فراتر از اطلاعرسانی دارند؛ آنها حافظه جمعی جامعه و مستندساز جنایات حکومت هستند.
با پوشش این جنایات، رسانهها نقش حیاتی در ایجاد گفتمان داخلی و بینالمللی ایفا میکنند. بدون رسانهها، خشونت طالبان نه تنها در داخل کشور بدون پاسخ میماند، بلکه جهان نیز از جزئیات آن بیخبر خواهد بود. هر خبر منتشرشده درباره اعدامهای عمومی یا محدودیتهای آزادی بیان، به مخاطب این پیام را میدهد که حقایق افغانستان در معرض سرکوب است و مقاومت مدنی همچنان ممکن است.
رسانهها علاوه بر اطلاعرسانی، نقش بازدارنده ضمنی نیز دارند. طالبان نمیتوانند جنایات خود را کاملاً مخفی کنند، زیرا خبرنگاران مستقل با وجود تهدیدها و خطرات بازداشت، گزارشها را ثبت و منتشر میکنند. حضور این رسانهها حتی در سختترین شرایط، به طالبان یادآوری میکند که جامعه جهانی ناظر اعمال آنهاست و نمیتوانند کنترل کامل بر حقیقت داشته باشند.
اما یک نکته حیاتی که اغلب از نگاه رسانهها مغفول میماند، نقش واقعی آنها در مقاومت و پایبندی به مردم است. بسیاری از رسانهها گرفتار بحثهای فرعی شدهاند و به جای تمرکز بر مشکلات واقعی مردم و مستندسازی جنایات، روایت طالبان را بازتاب میدهند و مقاومت واقعی را به مسائلی میکشند که حکومت تعیین کرده است. رسانههایی که این هوشیاری را ندارند، خود را با روایت طالبان همسو میکنند و اثرگذاری واقعی خود را از دست میدهند.
رسانهها باید هوشیار باشند و در کنار مردم باقی بمانند، وقایع واقعی را ثبت کنند و به تحلیل مستقل مشغول شوند، نه گرفتار بحثهای کماثر و روایتهای بیهوده. تنها رسانههایی که در مسیر مردم و حقیقت حرکت میکنند، میتوانند صدای جامعه مدنی را زنده نگه دارند و نقش آخرین سنگر آزادی، شفافیت و پاسخگویی را ایفا کنند.
هزینه این مقاومت رسانهای بسیار بالاست. خبرنگاران و فعالان رسانهای نه تنها با تهدید زندان و فشار مواجه هستند، بلکه تحمل مشاهده خشونت و اعدامهای عمومی، فشار روانی سنگینی بر آنها وارد میکند. با این حال، همین مقاومت، مهمترین ابزار ثبت حقیقت و جلوگیری از فراموشی جنایات طالبان است.
قدرت طالبان در سایه محدودیت رسانهها واقعی است، اما نقطه ضعف اصلی آنها، حضور خبرنگاران و رسانههای مستقل است که با وجود خطرات، حقیقت را روایت میکنند. آینده جامعه مدنی افغانستان تا حد زیادی به توانایی رسانهها برای ادامه فعالیت، افشای جنایات و ایجاد شبکهای از شفافیت داخلی و بینالمللی وابسته است. طالبان میتوانند مردم را بترسانند، اما رسانهها مسیر مقاومت و آگاهی اجتماعی را حفظ میکنند و صدای حقیقت را زنده نگه میدارند. در افغانستان امروز، رسانهها بیش از هر زمان دیگری، آخرین سنگر آزادی، حقیقت و پاسخگویی هستند.



