
یوناما: یکچهارم جمعیت افغانستان با معلولیت زندگی میکنند؛ خواستار شمولیت واقعی در تصمیمگیریها شد
هیئت معاونت سازمان ملل در افغانستان به مناسبت روز جهانی افراد دارای معلولیت اعلام کرد که بیش از یکچهارم جمعیت کشور با درجات مختلف معلولیت زندگی میکنند و تأکید کرد که این قشر نباید در حاشیه قرار گیرد و باید در تمامی مراحل برنامهریزی و تصمیمگیری ملی نقش فعال داشته باشد.
خبرگزاری آگاه:
هیئت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) همزمان با سوم دسامبر، روز جهانی افراد دارای معلولیت، با نشر بیانیهای خواستار رعایت حقوق این قشر و ادغام کامل آنان در روندهای اجتماعی، اقتصادی و خدماتی کشور شد.
یوناما با اشاره به دادههای موجود نوشت که ۲۴.۶ درصد جمعیت افغانستان—یعنی تقریباً یکچهارم مردم—با معلولیتهای خفیف زندگی میکنند. از میان این آمار، ۴۰ درصد با معلولیتهای متوسط و ۱۳.۹ درصد دیگر با معلولیتهای شدید مواجهاند.
در بیانیه این سازمان آمده است:
«افراد دارای معلولیت نباید بهعنوان یک موضوع فرعی در نظر گرفته شوند؛ آنها باید در هر مرحله از برنامهریزی، تصمیمگیری و ارائه خدمات بهطور کامل ادغام شوند.»
یوناما تأکید کرد که افراد دارای معلولیت نهتنها دریافتکنندگان خدمات، بلکه «عاملان توسعه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی» نیز بهشمار میروند. به گفته سازمان ملل، دههها جنگ، آوارگی گسترده، خشکسالی و ضعف سیستمهای بهداشتی و اقتصادی، از عوامل اصلی افزایش معلولیت در کشور هستند.
ایندریکا راتوته، معاون نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل برای افغانستان، گفت که یوناما تضمین میکند تا افراد دارای معلولیت در تمامی پروژهها و فعالیتهای این دفتر تحت پوشش قرار گیرند. او افزود:
«تضمین مشارکت افراد دارای معلولیت در تمام عرصههای زندگی، گامی مهم برای کمک به ساختن افغانستانی صلحآمیز، عادلانه و مرفه است.»
سازمان ملل همچنین بر اجرای «استراتژی شمولیت افراد دارای معلولیت» تأکید کرد تا اطمینان حاصل شود که شمولیت این قشر نمادین نبوده، بلکه در مرکز هر برنامه و فعالیت این نهاد قرار دارد.
در پایان بیانیه یوناما آمده است:
«شمولیت افراد دارای معلولیت در تمام ابعاد زندگی، جوامع را نیرومند میسازد، استقامت اجتماعی را افزایش میدهد و راه را برای آیندهای عادلانهتر باز میکند.»
تحلیل آگاه:
بیانیه یوناما در روز جهانی افراد دارای معلولیت، فراتر از یک پیام نمادین، بازتابدهنده یکی از پنهانترین بحرانهای افغانستان است؛ بحرانی که معمولاً در سایه موضوعات امنیتی، اقتصادی و سیاسی گم میشود. رقم یکچهارم جمعیت مبتلا به درجات مختلف معلولیت نه تنها شوکآور، بلکه نشاندهنده ابعاد فاجعهبار بحران انسانی در کشور است. افغانستان نهتنها گرفتار جنگهای طولانی شده، بلکه در برابر نیازهای فوری و روبهافزایش میلیونها شهروند دارای معلولیت نیز بدون ساختار، بدون سیستم حمایتی و بدون برنامه ملی رها شده است.
بر اساس ارزیابیهای بینالمللی، شمار بالای معلولیت در افغانستان صرفاً نتیجه جنگ نیست؛ بلکه ضعف نظام بهداشتی، سوءتغذیه کودکان، ازدواجهای اجباری و فامیلی، کمبود خدمات توانبخشی و حتی تبعیض فرهنگی نیز در شکلگیری این بحران نقش دارند. در چنین شرایطی، فقدان حکومت پاسخگو و نبود برنامه ملی برای شمولیت، وضعیت را وخیمتر میسازد.
یوناما با تأکید بر مشارکت فعال افراد دارای معلولیت، تلاش میکند این پیام را برجسته کند که شمولیت یک «امتیاز» نیست، بلکه یک ضرورت اجتماعی و اقتصادی است. در کشوری که نیروی کار، ساختار خدماتی و ظرفیتهای اقتصادی بهشدت آسیب دیدهاند، نادیدهگرفتن میلیونها فرد دارای معلولیت معادل حذف بخشی بزرگ از ظرفیت انسانی کشور است.
اما چالش اصلی در افغانستان امروز، نبود زمینه عملی برای اجرای چنین سیاستهایی است. طالبان نه ساختار حمایتی دارند، نه برنامه ملی معلولیت، نه نظام توانبخشی، و نه محیط قانونی مناسب برای ادغام این قشر. محدودیت آزادی مدنی، سرکوب جامعه مدنی و تعطیلی نهادهای خدماتی، باعث شده بخش بزرگی از خدمات مربوط به افراد دارای معلولیت یا کاملاً متوقف شود یا فقط در سطح محدود پروژههای بینالمللی ادامه یابد.
نگرانی دیگر این است که افراد دارای معلولیت در افغانستان اغلب به حاشیه رانده میشوند و حتی در توزیع کمکهای بشردوستانه نیز بهدلیل نبود بانکهای اطلاعاتی یا سیستم شناسایی، بارها از قلم میافتند. در بسیاری از ولایات، خانوادهها معلولیت را stigma یا ننگ اجتماعی میدانند و کودکان معلول بهجای دریافت خدمات، پنهان میشوند.
پیام یوناما در اصل یک هشدار است:
اگر جامعه جهانی و ساختارهای باقیمانده مدنی افغانستان به موضوع معلولیت با نگاه استراتژیک نپردازند، آینده کشور با جمعیتی عظیم روبهرو خواهد شد که نه تنها از چرخه تولید خارج میشود، بلکه به دلیل فقر و نبود خدمات، با آسیبپذیری بیشتر روبهرو خواهد شد.
بهطور خلاصه:
افغانستان بدون شمولیت افراد دارای معلولیت، نه میتواند عادلانه باشد، نه مرفه، نه پایدار.



