4584034
اجتمایی افغانستان خبرگزاری آگاه سیاست

زنان در سایه برقع؛ چهره پنهان حکومت ترس

یادداشت تحلیلی | سید حسن موسوی

فرمان تازه طالبان در هرات برای اجبار معلمان و دانش‌آموزان زن به پوشیدن برقع، تنها یک تصمیم فرهنگی یا مذهبی نیست؛ بلکه بخشی از سیاست هدفمند این گروه برای حذف تدریجی زنان از عرصه عمومی و کنترل کامل جامعه از مسیر بدن و ذهن آنان است. برقع در این روایت، نه پوشش که ابزار سلطه است — چهره پنهان حکومتی که با ترس حکومت می‌کند.

از زمان بازگشت طالبان به قدرت در سال ۱۴۰۰، زنان نخستین قربانیان خاموش نظم جدید بوده‌اند. ممنوعیت آموزش متوسطه و عالی، اخراج از نهادهای دولتی، محدودیت سفر بدون محرم و حالا اجبار به پوشیدن برقع، حلقه‌های زنجیری‌اند که هر روز تنگ‌تر می‌شوند.
طالبان به‌خوبی می‌دانند که جامعه‌ای با زنان آگاه و مستقل، در برابر نظام بسته و ایدئولوژیک ایستادگی می‌کند. از همین‌رو، حذف زنان از فضاهای عمومی برای طالبان نه یک حکم دینی، بلکه ابزار بقا است — بهایی برای حفظ اقتدار از مسیر سرکوب.

اجبار پوشیدن برقع در هرات بخشی از پروژه‌ای بزرگ‌تر است که می‌توان آن را «طالبانی‌سازی اجتماعی» نامید؛ تلاشی برای ساختن جامعه‌ای بی‌صدا و مطیع. در این نظام، زن نه شهروند که سوژه‌ای تحت کنترل است.
هر فرمان تازه، نه تنها آزادی فردی را محدود می‌کند، بلکه پیامی آشکار دارد: تو دیده نشوی، شنیده نشوی و حضور نداشته باشی.
طالبان با سوء‌استفاده از مفهوم «امر به معروف و نهی از منکر»، ساختار نظارت اجتماعی را به ابزار پلیسی بدل کرده‌اند. وزارت امر به معروف امروز بیش از آنکه نهاد دینی باشد، نهادی امنیتی و سیاسی است که تعیین می‌کند زنان چه بپوشند، کجا بروند و چگونه نفس بکشند.

پشت برقع، نه امنیت، بلکه ترس پنهان است. زنان هرات می‌گویند بدون برقع حتی اجازه رفتن به شفاخانه یا بازار ندارند، و رانندگان تکسی از انتقال آنان خودداری می‌کنند. این وضعیت، زندگی عادی را برای نیمی از جمعیت کشور ناممکن ساخته است.
طالبان مدعی‌اند این اقدامات برای جلوگیری از «فساد اخلاقی» است، اما در واقع، هر فرمان تازه تلاشی است برای خاموش کردن بخشی از جامعه که توان اعتراض دارد. زنان تحصیل‌کرده و فعالان اجتماعی یادآور دورانی هستند که حضور زن در سیاست، آموزش و رسانه طبیعی بود. اکنون طالبان با برقع، حافظه جمعی را بازنویسی می‌کنند — بازگرداندن جامعه به پیش از ۲۰۰۱.

این محدودیت‌ها تنها آزادی زنان را هدف نمی‌گیرد، بلکه بنیان خانواده و آینده اجتماعی کشور را نیز تهدید می‌کند. خانواده‌ای که مادرش از آموزش، کار و مشارکت اجتماعی محروم است، توان پرورش نسل آگاه ندارد.
دخترانی که امروز از مکتب و دانشگاه بازمانده‌اند، فردا نسلی از زنان بی‌سواد و جداافتاده از هویت خود خواهند بود — نسلی که در نظامی مبتنی بر ترس، تنها بازتولید سکوت می‌کند.

افزایش خودکشی زنان و دختران در ولایت‌هایی چون فاریاب، تخار و کابل، هشداردهنده عمق فاجعه است. این خودکشی‌ها نتیجه مستقیم خفقان اجتماعی و احساس بی‌پناهی است.
وقتی زنی احساس کند نه صدایش شنیده می‌شود و نه پناهی برایش وجود دارد، فشار روانی به نقطه انفجار می‌رسد. این همان خشونتی است که در ظاهر خاموش، اما در درون جامعه انفجاری است.

واکنش جامعه جهانی تاکنون از مرز بیانیه و هشدار فراتر نرفته است. قدرت‌های جهانی نگران مهاجرت و تروریزم‌اند، اما نابودی تدریجی زنان افغانستان را نادیده می‌گیرند. این سکوت، عملاً به طالبان اجازه داده است که محدودیت‌ها را به قانون نانوشته و الزام‌آور بدل کنند.
افغانستان امروز در مسیر تبدیل شدن به نخستین کشور جهان است که زنان در آن به‌طور کامل از حیات اجتماعی حذف شده‌اند. اگر جهان اکنون نایستد، فردا این ایدئولوژی از مرزهای افغانستان فراتر خواهد رفت.

در نتیجه برقع در هرات تنها یک پوشش نیست؛ نماد حکومتی است که زن را تهدیدی برای نظم خود می‌داند. طالبان می‌کوشند جامعه‌ای بسازند که زنان در آن تنها در سایه و سکوت معنا داشته باشند.
اما تاریخ نشان داده است: هیچ حکومتی نمی‌تواند نیمی از جمعیت خود را برای همیشه پنهان کند. برقع شاید چشمان جهان را لحظه‌ای بپوشاند، اما حقیقت را نه.

Leave feedback about this

  • Quality
  • Price
  • Service

PROS

+
Add Field

CONS

+
Add Field
Choose Image
Choose Video