bqgram
خبرگزاری آگاه دیدگاه سیاست

طالبان و بگرام؛ بازگشت به خاطره‌ی اشغال برای فرار از بحران امروز

خبرگزاری آگاه –
سخنان تازه‌ی ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان، درباره احتمال تلاش امریکا برای بازگشت به پایگاه بگرام از طریق «حلقه‌های نظامی در پاکستان» تنها یک هشدار امنیتی نیست؛ بلکه نشانه‌ای از بحران درونی و نگرانی عمیق رهبری طالبان از تغییر موازنه‌ی قدرت در منطقه است. طالبان در شرایطی چنین اظهاراتی را مطرح می‌کنند که روابط‌شان با پاکستان، متحد دیرینه و پشتیبان سیاسی‌شان، به پایین‌ترین سطح اعتماد در سال‌های اخیر رسیده است.

برای طالبان، بگرام تنها یک پایگاه نظامی نیست؛ بگرام در حافظه‌ی این گروه نماد اشغال و شکست بیست‌ساله است. آنان سقوط خود در سال ۲۰۰۱ را با بگرام و بازگشت‌شان در ۲۰۲۱ را با خروج امریکا از آن پیوند می‌دهند. اکنون که مجاهد از تلاش امریکا برای بازپس‌گیری بگرام سخن می‌گوید، در واقع به بازسازی همان روایت «مقاومت در برابر اشغال» بازمی‌گردد؛ روایتی که زمانی برای مشروعیت‌بخشی به قدرت طالبان کارآمد بود، اما امروز رنگ‌باخته است.

در هفته‌هایی که طالبان با افزایش حملات مرزی، فشار اقتصادی و اختلافات داخلی روبه‌رو شده‌اند، سخنان مجاهد بیش از آنکه یک هشدار واقعی باشد، تلاشی است برای ساختن دوباره‌ی دشمنی مشترک که بتواند انسجام داخلی طالبان را حفظ کند. هرگاه این گروه در برابر بحران‌های داخلی قرار گرفته، بازگشت به گفتمان «دشمن خارجی» ابزاری بوده برای کنترل افکار عمومی و فرافکنی از مشکلات واقعی جامعه.

بخش جنجالی‌تر سخنان مجاهد، اشاره‌اش به «حلقه‌های نظامی خاص در پاکستان» است؛ حلقه‌هایی که به گفته او، در سال ۲۰۰۱ نیز مسیر ورود امریکا را هموار کرده بودند. چنین ادبیاتی در روابط طالبان و اسلام‌آباد کم‌سابقه است. طالبان عملاً یکی از بزرگ‌ترین حامیان تاریخی خود را متهم می‌کنند که در پی منافع شخصی یا مالی، ناامنی در منطقه را دامن می‌زند. این در حالی است که اسلام‌آباد نیز در ماه‌های اخیر، طالبان را مسئول مستقیم حملات تحریک طالبان پاکستان (TTP) دانسته و از آنان خواسته تا این گروه را مهار کنند.

طالبان اکنون در تنگنای بی‌سابقه‌ای قرار دارند؛ از یک سو مشروعیت بین‌المللی‌شان همچنان مسدود مانده و هیچ کشور مهمی حکومت آنان را به رسمیت نشناخته است، و از سوی دیگر روابط‌شان با پاکستان، که زمانی حامی استراتژیک‌شان بود، به شدت آسیب دیده است. سخنان مجاهد بازتاب همین وضعیت است: تلاشی برای نشان دادن طالبان به‌عنوان قربانی توطئه‌های خارجی، نه عامل بحران‌های کنونی.

در واقع، طالبان می‌خواهند با متهم کردن امریکا و پاکستان، هم از فشار جامعه جهانی بکاهند و هم در داخل افغانستان، بر بحران مشروعیت خود سرپوش بگذارند. بگرام در این روایت، به نمادی از «استقلال و مقاومت» بدل می‌شود؛ نمادی که طالبان می‌کوشند آن را دوباره زنده نگه دارند تا ضعف سیاسی و مدیریتی خود را پنهان کنند.

اما این بازی پرریسک است. طالبان با چنین اتهام‌زنی‌هایی، عملاً آخرین پل‌های ارتباطی خود با پاکستان را نیز تخریب می‌کنند. در عین حال، نه امریکا به دنبال بازگشت مستقیم به بگرام است و نه هیچ کشور منطقه‌ای آماده‌ی حمایت آشکار از طالبان. در نتیجه، این گروه در حالتی از انزوای سیاسی و سردرگمی ژئوپولیتیکی قرار گرفته است؛ وضعیتی که نه می‌توانند به شرق تکیه کنند و نه از غرب مشروعیت بگیرند.

بگرام، امروز دیگر پایگاه نظامی نیست؛ بلکه صحنه‌ی نمادینی از نبرد روایت‌ها و رقابت بر سر نفوذ در افغانستان پس از امریکا است. طالبان با بازگشت به خاطره‌ی اشغال، در واقع از مواجهه با بحران‌های کنونی — اقتصاد فروپاشیده، مهاجرت گسترده، نارضایتی داخلی و شکاف میان رهبران‌شان — فرار می‌کنند.

در نهایت، سخنان مجاهد بیش از آنکه تهدید امریکا یا هشدار امنیتی باشد، بازتاب یک ترس درونی است: ترس از دست رفتن کنترل بر سرنوشت سیاسی افغانستان. طالبان امروز در تلاش‌اند از گذشته‌ای که خود بخشی از آن بودند، پناهگاهی برای بقا بسازند؛ گذشته‌ای به نام بگرام.

Leave feedback about this

  • Quality
  • Price
  • Service

PROS

+
Add Field

CONS

+
Add Field
Choose Image
Choose Video