
چراغ سبز تهران به طالبان؛ ایران در آستانه شناسایی حکومتی که زنان را حذف و شیعیان را نادیده گرفته است
سرپرست سفارت ایران در کابل اعلام کرده است که تهران در چارچوب سیاست گسترش همکاریهای منطقهای، بهسوی شناسایی رسمی حکومت طالبان حرکت میکند؛ موضعی که در حالی مطرح میشود که طالبان نهتنها زنان را از آموزش و کار محروم کردهاند، بلکه حقوق مذهبی و مدنی شیعیان افغانستان نیز در نظام حاکم بهرسمیت شناخته نمیشود.
خبرگزاری آگاه
علیرضا بیکدلی، سرپرست سفارت جمهوری اسلامی ایران در کابل، در گفتوگو با طلوعنیوز گفته است که تهران شناسایی حکومت طالبان را در چارچوب سیاست همکاریهای منطقهای دنبال میکند و در «زمان مقتضی» تصمیم حقوقی خود را اعلام خواهد کرد.
او اظهار داشت:
«در زمان مناسب، تصمیم حقوقی جمهوری اسلامی ایران اعلام خواهد شد و ابتکار عمل ایران در این زمینه تحسینبرانگیز خواهد بود.»
بیکدلی همچنین از نگرانی تهران نسبت به دخالت قدرتهای خارجی در افغانستان سخن گفته و افزوده است:
«برخی کشورها افغانستان را ابزاری برای ضربهزدن به منافع دیگران میدانند و این موضوع برای ما نگرانکننده است.»
سرپرست سفارت ایران تأکید کرده است که همکاری میان افغانستان و کشورهای منطقه میتواند این تهدیدها را کاهش دهد و به ثبات کمک کند.
او در بخش دیگری از سخنانش به مسائل مرزی و حقابه میان ایران و افغانستان پرداخته و گفته است که این موضوعات با «رویکرد همسایگی» قابل حل هستند و حتی میتوانند به فرصتهای همکاری تبدیل شوند. به گفته او، مذاکرات برای مدرنسازی مرزها در جریان است و با تکمیل این روند، اختلاف مرزی باقی نخواهد ماند.
بیکدلی همچنین درباره تنشهای کابل و اسلامآباد گفت که تهران بر موضع سنتی خود مبنی بر حل اختلافها از راه گفتوگو تأکید دارد.
این مواضع در حالی مطرح میشود که طالبان طی بیش از سه سال گذشته، آموزش دختران را ممنوع کرده، زنان را از بازار کار حذف کرده و آزادیهای مدنی و مذهبی را بهشدت محدود ساختهاند؛ مسائلی که بارها از سوی نهادهای بینالمللی و کشورهای مختلف محکوم شده است.
تحلیل آگاه | شناسایی طالبان؛ سیاست واقعگرایانه یا معامله پرهزینه؟
حرکت ایران بهسوی شناسایی طالبان، بیش از آنکه صرفاً یک تصمیم دیپلماتیک باشد، نشانه یک چرخش استراتژیک در سیاست منطقهای تهران است؛ چرخشی که هزینههای اخلاقی، سیاسی و اجتماعی سنگینی در پی دارد.
طالبان حکومتیاند که نهتنها به رأی مردم مشروعیت نگرفتهاند، بلکه با حذف زنان از آموزش و کار، بستن فضای رسانهای، سرکوب جامعه مدنی و نادیدهگرفتن حقوق اقلیتهای مذهبی ـ بهویژه شیعیان ـ عملاً افغانستان را به جامعهای بسته و تبعیضمحور بدل کردهاند.
در چنین شرایطی، شناسایی طالبان از سوی کشوری که خود را مدافع مظلومان و عدالتمحور معرفی میکند، تناقض آشکار در گفتمان و عمل است.
ایران میخواهد «کبوتر با کبوتر، باز با باز» سیاستورزی کند؛ اما مشکل اینجاست که طالبان نه کبوترند و نه بازِ قابل پیشبینی. آنان حکومتیاند که نه قواعد دیپلماسی کلاسیک را میپذیرند، نه به حقوق شهروندی باور دارند و نه به تنوع مذهبی احترام میگذارند.
شناسایی طالبان شاید برای تهران ابزار مهار نفوذ رقبا باشد، اما در عمل به معنای مشروعیتبخشی به نظامی است که زن را حذف کرده، شیعه را نادیده گرفته و افغانستان را از مسیر دولتسازی به سوی امارت اجباری سوق داده است.



