
بمباران در ماه رمضان؛ آیا شرق افغانستان به میدان تسویهحساب اسلامآباد بدل میشود؟
خبرگزاری آگاه
شنبهشب، آسمان شرق افغانستان بار دیگر شاهد غرش جنگندهها بود. ارتش پاکستان اعلام کرد «هفت نقطه» در ولایتهای ننگرهار و پکتیکا را هدف قرار داده است؛ حملاتی که اسلامآباد آن را «دقیق و مبتنی بر اطلاعات استخباراتی» میخواند، اما طالبان میگویند نتیجه آن کشتهشدن دهها غیرنظامی، از جمله زنان و کودکان، بوده است. موجی از محکومیتهای داخلی و منطقهای، این رویداد را به یکی از جدیترین تنشهای مرزی ماههای اخیر بدل کرده است.
روایت اسلامآباد: هدف، تیتیپی و داعش خراسان
وزارت اطلاعات پاکستان اعلام کرد این حملات در واکنش به بمبگذاریهای انتحاری اخیر در اسلامآباد، باجور و بنو انجام شده و «اردوگاهها و مخفیگاههای تحریک طالبان پاکستانی و شاخه خراسان داعش» را در امتداد مرز هدف گرفته است.
به گفته مقامهای پاکستانی، حدود «۷۰ تروریست» در این عملیات کشته شدهاند و کابل به تعهدات خود برای جلوگیری از استفاده از خاک افغانستان علیه همسایگان پایبند نبوده است.
پاکستان سالهاست مدعی است که عناصر تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) از داخل افغانستان علیه این کشور عملیات انجام میدهند. این بار نیز طلال چودری، مقام پاکستانی، تأکید کرد که اسلامآباد برای حفاظت از شهروندانش «تمام اقدامات لازم» را انجام خواهد داد.
روایت طالبان: نقض حاکمیت و کشتار غیرنظامیان
در سوی دیگر، ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، اعلام کرد «حلقههای خاص نظامی پاکستان» مسئول این حملاتاند و آن را نقض آشکار حریم ملی افغانستان دانست.
وزارت دفاع طالبان گفت در این حملات «یک مدرسه دینی و چندین خانه مسکونی» در ولسوالیهای بهسود، خوگیانی و غنیخیل ننگرهار و برمل و ارگون پکتیکا هدف قرار گرفتهاند.
طالبان مدعیاند تنها در ننگرهار دستکم ۱۸ غیرنظامی کشته و چندین تن زخمی شدهاند. سخنگوی فرماندهی طالبان در ننگرهار نیز از ادامه جستوجو برای بیرونکشیدن اجساد از زیر آوار خبر داد. وزارت خارجه طالبان سفیر پاکستان در کابل را احضار و در نامهای رسمی، اعتراض خود را ثبت کرده است.
محکومیتهای گسترده داخلی
این حملات با واکنشهای گسترده سیاسی در داخل افغانستان روبهرو شده است.
حامد کرزی آن را به شدت محکوم کرد و از اسلامآباد خواست سیاست خود را در قبال افغانستان بازنگری کند.
عبدالله عبدالله بمباران را مغایر حاکمیت ملی دانست و تأکید کرد راهحل مشکلات، گفتوگو است نه حمله نظامی.
محمد حنیف اتمر نیز از شورای امنیت سازمان ملل خواست این رویداد را بررسی کند و هشدار داد که چنین اقداماتی به تشدید بیثباتی خواهد انجامید.
حتی شماری از چهرههای نزدیک به طالبان در گذشته نیز این حملات را «نقض آشکار قوانین بینالمللی» خواندهاند. وجه مشترک این مواضع، تأکید بر حفظ حاکمیت ملی و پرهیز از تبدیل افغانستان به میدان تسویهحسابهای منطقهای است.
موضع هند؛ صفبندی تازه منطقهای
در تحولی قابل توجه، وزارت خارجه هند حملات پاکستان را محکوم و اعلام کرد که اسلامآباد میکوشد دیگران را مسئول ناکامیهای داخلی خود معرفی کند. دهلینو با تأکید بر حمایت از حاکمیت و تمامیت ارضی افغانستان، در این منازعه عملاً در کنار طالبان قرار گرفت؛ موضعی که میتواند معادلات منطقهای را پیچیدهتر سازد.
چرخه تلافی یا بنبست امنیتی؟
این نخستینبار نیست که پس از بازگشت طالبان به قدرت، جنگندههای پاکستانی خاک افغانستان را هدف قرار میدهند. دستکم شش مورد حمله مشابه در سه سال گذشته ثبت شده است.
پرسش اصلی این است: آیا رویکرد صرفاً نظامی میتواند معضل تیتیپی را حل کند؟ تجربه سالهای گذشته نشان داده که حملات فرامرزی، اگرچه ممکن است ضربه مقطعی وارد کند، اما اغلب به گسترش خشم عمومی و پیچیدهترشدن بحران میانجامد.
از سوی دیگر، طالبان نیز با چالشی جدی روبهرو هستند. اگر واقعاً گروههای مسلح مخالف پاکستان در خاک افغانستان حضور دارند، مهار آنان مسئولیتی است که در چارچوب تعهدات بینالمللی متوجه حاکمیت کابل است. انکار صرف، بدون ارائه سازوکار شفاف برای نظارت مرزی، اعتماد منطقهای را بازسازی نمیکند.
مردم؛ قربانیان همیشگی
در میان ادعاهای متضاد درباره «تروریستها» یا «غیرنظامیان»، آنچه قطعی است، رنج مردم محل است. گزارشهایی از کشتهشدن اعضای یک خانواده در بهسود ننگرهار منتشر شده و نهادهای حقوق بشری خواستار تحقیق مستقل شدهاند.
ماه رمضان، که برای بسیاری زمان آرامش و عبادت است، اینبار در شرق افغانستان با آوار و سوگ همراه شد.
چشمانداز پیشرو
اگر تنش کنونی مدیریت نشود، خطر لغزش به یک چرخه تلافیجویانه جدی است؛ چرخهای که نه به سود کابل است و نه اسلامآباد. منطقهای که پیشاپیش با بیثباتی مزمن دستوپنجه نرم میکند، بیش از هر زمان نیازمند سازوکارهای شفاف همکاری امنیتی و گفتوگوی صادقانه است.
افغانستان نباید به میدان جنگ نیابتی بدل شود و پاکستان نیز نمیتواند با بمباران، بحران داخلی خود را مهار کند. آزمون پیشرو برای هر دو طرف، عبور از منطق انتقام و حرکت به سوی یک چارچوب مسئولانه منطقهای است؛ چارچوبی که در آن، امنیت مردم در اولویت قرار گیرد، نه بازیهای پرهزینه قدرت.



