
با پیشی گرفتن ترمپ از پوتین، نفوذ جهانی روسیه رو به کاهش میرود
نویسنده: پاول سونه – گزارش از برلین
منبع: نیویارک تایمز
۶ مارچ ۲۰۲۶ مطابق ۱۵ حوت ۱۴۰۴
ترجمه:سمیر بیات
—————————-
یکی از نخستین بهرهمندان حملهٔ گستردهٔ مشترک ایالات متحده و اسرائیل به ایران، ولادیمیر وی. پوتین، رئیسجمهور روسیه، بوده است.
دولت او از افزایش قیمت نفت و گاز سود میبرد؛ امری که میتواند بخشی از مشکلات اقتصادی روسیه را کاهش دهد. همچنین مسکو میکوشد از جایگاه ژئوپولیتیکی خود استفاده کرده و به عنوان تأمینکنندهٔ بدیل انرژی مطرح شود. افزون بر آن، اگر جنگ در خاورمیانه عرضهٔ سامانههای دفاع هوایی ساخت امریکا برای اوکراین را محدود کند، پوتین ممکن است در میدان نبرد خود نیز دستاوردهایی به دست آورد.
با این حال، پوتین همزمان با ظهور واقعیت جدیدی در نظام جهانی روبهرو است: جهانی که در آن، قدرت بیمهار ایالات متحده زیر رهبری رئیسجمهور دونالد ترمپ عمل میکند. این وضعیت نفوذ جهانی روسیه را مهار کرده و الگوی سنتی مسکو برای ایجاد و حفظ شراکتهای بینالمللی را دگرگون ساخته است.
برای سالها، پوتین از دولتهای اقتدارگرای ضد امریکایی در کشورهایی مانند ایران، ونزوئلا و کوبا حمایت میکرد؛ بیآنکه چندان نگران باشد که واشنگتن از قدرت نظامی برتر خود برای کشتن، دستگیری یا برکناری رهبران آن کشورها استفاده کند. اما اکنون این وضعیت تغییر کرده است. ترمپ نشان داده که آماده است هنجارهای بینالمللی را نادیده بگیرد و با استفادهٔ کامل از قدرت امریکا، در ماجراجوییهای خارجی دست بزند.
با آنکه ایران در آغاز تهاجم ناکام روسیه به اوکراین چهار سال پیش با ارسال طیارههای بیسرنشین به کمک مسکو آمده بود، روسیه اکنون در حالی که امریکا و اسرائیل رهبری و ساختار نظامی ایران را هدف قرار دادهاند، تقریباً نظارهگر باقی مانده است. واکنش مسکو عمدتاً به صدور بیانیههای محکومیت محدود شده و در آنها حتی نامی از ترمپ بهصراحت برده نشده است.
آنجلا استنت، کارشناس روسیه و استاد بازنشستهٔ دانشگاه جورجتاون، گفت: «این وضعیت نشان میدهد که شریک بودن با روسیه واقعاً چه معنایی دارد.» او افزود که مورد ایران بهویژه چشمگیر است، زیرا تهران نقش مهمی در کمک به روسیه در جنگ اوکراین داشته است.
دیمیتری اس. پسکوف، سخنگوی کرملین، روز پنجشنبه گفت که مسکو هیچ درخواست کمکی از سوی ایران دریافت نکرده و تأکید کرد: «جنگی که جریان دارد، جنگ ما نیست.»
اقدامات واشنگتن علیه رهبران نزدیک به روسیه با سرعتی سرسامآور رخ داده است.
در دو ماه گذشته، این تحولات رخ داده است:
کشتهشدن آیتالله علی خامنهای، رهبر عالی ایران، در عملیات مشترک امریکا و اسرائیل؛
دستگیری نیکولاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، توسط امریکا؛
و اعمال محاصرهٔ اقتصادی امریکا علیه کوبا با هدف برکناری میگل دیاز-کانل، رئیسجمهور این کشور.
در همهٔ این موارد، روسیه کمک قابل توجهی ارائه نکرده است.
اقدام یک رئیسجمهور امریکایی در تعقیب رهبران کشورهای دیگر در خانهها و دفترهایشان ــ آن هم بدون نظارت جدی کنگره ــ همچنین معادلهای را که پوتین سالها بر اساس آن عمل میکرد، برهم زده است. پوتین در سیاست جهانی همواره بر آمادگی برای خطرپذیری، استفاده از زور و رفتار غیرقابل پیشبینی تکیه داشت تا نفوذ و قدرت بازدارندهٔ خود را حفظ کند.
بوبو لو، تحلیلگر روسیه و دیپلمات پیشین استرالیا در مسکو، میگوید:
«اکنون دیگر او ترسناکترین فرد در صحنه نیست.»
او افزود: «پوتین دیگر نمیتواند آنگونه که میخواست ترس ایجاد کند. این نقش اکنون به ترمپ منتقل شده است. از این جهت، پوتین تا حدی درمانده و حتی کمی مضحک به نظر میرسد.»
با این حال، واقعیت آن است که روسیه ــ که همچنان درگیر جنگ اوکراین است ــ کار چندانی برای حمایت از ایران نمیتوانست انجام دهد، مگر آنکه رسماً علیه ایالات متحده یا اسرائیل اعلام جنگ کند. این را الکساندر گابویف، مدیر مرکز «کارنگی روسیه و اوراسیا» در برلین، بیان کرده است.
ایران پیش از این نیز درگیر بحران اقتصادی و سیاسی بود؛ شرایطی که زمینهٔ ضعفهایی را فراهم کرد که به امریکا و اسرائیل اجازه داد در ساعات نخست درگیری آیتالله خامنهای را هدف قرار دهند.
گابویف گفت: «با توجه به نفوذ گستردهٔ اطلاعاتی در ایران که در این عملیات آشکار شد، حتی اگر روسیه با چین همکاری میکرد، باز هم کار چندانی برای تغییر این وضعیت نمیتوانست انجام دهد.»
با وجود این، اگرچه پوتین اکنون محتاطانه عمل میکند، اما ممکن است در بلندمدت راهبرد متفاوتی در پیش گیرد. ترمپ روشن ساخته است که لزوماً قصد ندارد نخبگان نزدیک به روسیه را در کشورهایی که در آنها مداخله کرده برکنار کند یا به پروژهٔ «ملتسازی دموکراتیک» بپردازد. این امر احتمال حفظ روابط مسکو با این نخبگان را باز میگذارد.
روسیه همچنین دریافته است که سیاست خارجی ترمپ در دورهٔ دوم ریاستجمهوریاش میتواند نتایجی دوگانه داشته باشد.
از یک سو، ترمپ قدرت امریکا را در مناطقی به کار گرفته که پوتین آنها را حوزهٔ نفوذ سنتی خود میداند؛ از جمله میزبانی از رهبران آسیای مرکزی و میانجیگری برای تعهد صلح میان آذربایجان و ارمنستان.
اما در موارد دیگر، اقدامات ترمپ حتی بیش از انتظار به سود کرملین تمام شده است.
درگیری علنی ترمپ با ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، در دفتر بیضی کاخ سفید در سال گذشته موجب شادی فراوان در مسکو شد. همچنین تصمیم ترمپ برای برچیدن ادارهٔ توسعهٔ بینالمللی امریکا (USAID) ــ نهادی که کرملین مدتها آن را ابزار مداخلهٔ خارجی امریکا میدانست ــ و حملات او به رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی نیز مورد استقبال روسیه قرار گرفت.
افزون بر این، تهدید ترمپ در سال جاری برای تصرف گرینلند از دانمارک میتواند اتحاد ناتو را از درون دچار شکاف کند؛ هدفی که پوتین مدتها برای آن تلاش کرده است.
با وجود همهٔ این تحولات، پوتین از هرگونه انتقاد علنی از ترمپ خودداری کرده است؛ زیرا رهبر روسیه میکوشد مهمترین هدف خود را تضمین کند: دستیابی به نتیجهٔ مطلوب در جنگ اوکراین.
ترمپ روز پنجشنبه در مصاحبهای با نشریهٔ «پولیتیکو» بار دیگر نه پوتین، بلکه ولودیمیر زلنسکی را مانع صلح معرفی کرد. هرچند نیروهای اوکراینی در دو هفتهٔ پایانی فبروری توانستند برای نخستین بار از سال ۲۰۲۳ قلمرو بیشتری به دست آورند تا آنکه از دست بدهند — بر اساس گزارش مؤسسهٔ مطالعات جنگ — اما ترمپ همان سخنی را تکرار کرد که یک سال پیش در دفتر بیضی به زلنسکی گفته بود:
«شما برگهای برنده را در اختیار ندارید.»



